آزادی کلید موفقیت

در نهج البلاغه از حضرت امیر المومنین علی علیه السلام این طور نقل شده؛بندهء دیگری نباش چرا که پروردگارت تو را آزاد آفریده،تنهاوتنها هر انسانی موقعی میتواند بدرستی انتخاب کند که آزادی او تضمین شده باشد،اگر ممالکی مثل آمریکا در اقتصاد پیشرفت کرده اند به خاطر آنست که با عنوان اقتصاد آزاد شناخته می شوند،همینطور اعراب بادیه نشین بدو اسلام هنگامی پیروز میدان در برابر روم و ایران  ثروتمند آن زمان که امپراطوری بوده اند شدند که توسط پیامبر اکرم (ص)از تعلقات مادی آزاد گردیدند،این گفتهء اعراب هنگام تصرف بلاد دیگر معروف است که یا کشته می شویم و به بهشت میرویم ویا پیروز شده ودارای غنایم میگردیم.در سایهء آزادی است که عدالت عرصهءجولان پیدا میکند ومقرر میگردد وبنا به تعریفی که امام از عدل در نهج البلاغه ازاو نقل میشود،عدل یعنی هر چیزی در جای خودش قراربگیرد ،جنبهء آشکار پیدا میکند،بنابر این اگر بخواهیم فردی را به موفقیت رهنمون گردیم باید حتما وحتما اورا در زندگی آزاد بگذاریم ،تابا توجه به میل وعلاقه وتوانایی های نهفته در خود  راه درست را برای خود برگزیند ودر آن پیشرفت کند.

حکمت الهی مغایر با رحمت پروردگار نیست

در نهج البلاغه در وصف پروردگار عالم از علی علیه السلام نقل شده؛صفات واسماء او عین ذات او است وهیچیک از اسماء او بر دیگری برتری ورجحان نداشته ودر جایی دیگر از همین کتاب آمده پروردگار در برخورد با بنده گانش ابتدا با رحمتش برخورد میکند بعد با اسماء دیگرش،ما می دانیم که اسم الله  برای پروردگار نشان دهندهء تمام اسماءدیگر اوهم هست.دراینجا قسمتی از داستان همراهی خضر پیامبر را باموسی ذکر میکنم که در سر راهشان سوار کشتی شدند و خضر کشتی را سوراخ نمود موسی دلیل این کار را پرسید آن حضرت فرمود که در سر راه بادزدان دریایی رو به رو میشویم وآنها کالا های افراد این کشتی را میخواهند واین کار سبب میشود آنها به کالاها دست یابند واز قتل مسافرین این کشتی در گذرند ومدتی گذشت و درستی گفتار حضرت خضر بر موسی آشکار شد چون همان وقایع رخ داد.حال باید دید کشتی سالم بهتر بود باکشته شدن مسافرانش ویا کشتی سوراخ شده ومعیوب ورهایی مسافرانش از مرگ.نویسنده ای نوشته بود در یکی از مسافرتهایش سفرش به شهری می افتد وشب بود هوای پیاده روی به سرش می زند ومیرود بیرون هتل محل اقامت قدم بزند اتفاقا زنی را می بیند که گدایی میکند وقتی دقت میکند می بیند دایهءدوران کودکی اش است مبلغ زیادی پول به او که آوارهء خیابان بوده می دهد وبر میگردد هتل با وجدان راحت که هر کاری که از دستش در آن شهر بر می آمده برای آن زن انجام داده است صبح که روزنامهءمحلی را میخواند میبند آن زن کشته شده ودلیل فوتش توسط اشرار مبلغ هنگفتی پول بود که با خود حمل می نموده است.بادانستن این موضوعات باید برای هر چه که از پروردگار خواسته ایم واو داده ویا نداده هر دو به یک میزان سپاسگذار حضرتش بود.

مفهوم درست آیهء 79 سورهء واقعه

این آیه که میفرماید؛لایمسهه الا المطهرون به معنی جز دست پاکان به آن نرسد در برخی تفاسیر مفاهیم مختلفی راجب به آن در کنار هم تاءلیف شده است،ولی درست آن اینست که اصل قرآن به معنی درست آن که همان شاءن نزول آیات هست توسط امامان معصوم اثنی عشری  اعمال میگردد ،گواه بر این مدعا در جنگ صفین امام علی علیه السلام میگوید ،گول قرآن هایی که لشگریان معاویه بر سر نیزه کرده اند را نخورید وخود را با عنوان قرآن ناطق معرفی می نمایند واز طرفی در قرآن کریم آمده در سورهءجمعه یزکیهم و یعلمهم الکتاب،یعنی آنها را تزکیه نمودیم و به آنها کتاب قرآن را آموختیم وکلمهء تزکیه کی به کار می رود موقعی که فرد بر اثر عمل عبادی به آن دست یابد ومشهور بودن امامان شیعه به عبادت ودوری ازحرام مثل شرب شراب مشهور خاص وعام است .به عنوان مثال امام علی بن موسی الرضا وقتی لباسی از خودشان را به یکی از اصحابشان هدیه میکنند به او میگویند که سه سال و شبی هزار رکعت در آن نماز خوانده اند ونماز روز عاشورا هم زبانزد خاص وعام است وکلمهء فوزت برب الکعبه امام علی علیه السلام به معنی به خدای کعبه قسم رستگار شدم هم در سر نماز گفته شد ودر مقابل خلفای اموی وعباسی به خلاف آنچه گفته شد مشهورند.البته فتوای برخی از مراجع بزرگ  تشیع بر این قرار گرفته که باوضو به قرآن دست زده شود وآن میتواند در ابتدا نوعی از تزکیه وصفای روحی باشد که از وضو حاصل میشود ونیز کثیف نشدن اوراق قرآن وعدم استهلاک آن با دست کثیف افراد باشد.

بررسی گفتهء علی علیه السلام در نهج البلاغه در مورد تغییر حکومت ها

ایشان می فرمایند؛کوهها را میتوان جابه جا کرد ولی دورهء زمامداری کسی که حکومتش تمام نشده را نمی توان حتی برای لحظه ای کوتاه کرد.این می فهماند که تمام شورش هایی که توسط احزاب مختلف به وجود آمده ورنگ و لعاب دینی داشته از فکر تشیع ناب بی بهره بوده است چرا که در قرآن آمده  پروردگار عالم فعل عبث انجام نمی دهد وتبعا  فعل عبث هم دوست ندارد چرا که خون وخونریزی  در مورد امری که در دست خود اجتماع بشری نیست چگونه می تواند غیر از عبث بودن بر آن نامی نهاد وجز به هدر رفتن آن اسمی دیگر اطلاق نمود،ما این گفته را می توانیم در رفتار امام جعفر صادق علیه السلام مشاهده کنیم وقتی ابومسلم خراسانی به آن بزرگوار پیشنهاد جمع آوری رائ مردم را به نفع ایشان داد ،امام ناراحت شد واورا از خود راند.منتهی چون پروردگار عالمیان تصییر الامور است و همهءکارها وامور به او ختم میشود ،دوست دارد اگر ذی حقی وجود دارد از خود او این تغییر خواسته شود که در اینجاست که دعای فرج امام قائم آل محمد نمود پیدا میکند.

بررسی یک حدیث از ائمهء معصومین

در روایتی از معصومین آمده عقیدهء جوانانتان را نسبت به دین مبین اسلام قوی کنید تا آنان را دیگران با تلقین باطل از شما جدا نکرده ونربایند،این روایت  دلالت بر این میکند که با معرفت پیدا کردن جوانان به نیکی وبدی راهجویی به سوی نیکی ودوری از گناهان میسر میگردد،زیرا تا کسی به قبح عملی ویا خیر عمل دیگری آشنایی و علم نداشته باشد دچار به این گفتهء علی علیه السلام در نهج البلاغه می شود که؛احمق(نادان)را نمی بینی مگر در افراط و تفریط ودرستی این گفتهء علی علیه السلام بر میگردد به آیهء فالهمها فجورها وتقواها در سورهء شمس بدین معنی؛پس زشت کاری وطریقهء خودنگهداری از آن را به نفس شناساند(آیهء 8 سورهء شمس).