در مورد دعا کردن این مطلب را باید مد نظر قرار داد ؛که آیا واقعاً ما ظرفیت دعائی که می کنیم داریم،چون کلمات بار معنایی دارند وگاه پروردگار در راستای طلب حاجت بندگانش،برای آنها عوامل لازم برای رسیدن به حاجتشان را فراهم می آورد ولی شخص به مناسبت ندانستن این موضوع،ویا اشتباه دربرآورد توانایی خود،به این امرعارض می شود که چرا خدا من اینکار را کرد.؟!
فرد فرد ما انسانها باید اینرا بدانیم که بیهوده خلق نشده ایم،بلکه هریک از ما برای کاری که باید انجام دهیم،خلق شده ایم.(البته پس ازیافتن وپیدا کردن آن در خودمان).
برای این کار ابتدا باید دوران بچه گی تان را به خاطر آورده وآن ندای درونی تان را از آن موقع پیدا کنید.(چون در بزرگسالی ،صداهای بیرونی این صدای درونی را خاموش می کند وبه همین دلیل احساس گمشده گی داریم.).
سپس باید در آن حرفهای که مد نظر ماست شاگردی کنیم وبه دنبال نتیجهء فوری گرفتن نباشیم.
والبته برای شاگردی کردن وهمزمان با آن عدم تکرار شکست های دیگران در زندگیمان،باید راهنما انتخاب کنیم،تا زمانمان را از دست ندهیم وبرای اینکار یک الگو در زندگی باید داشته باشیم تا با اصلاح خطا های او درزندگی ورژن بهتری از الگویمان را از خود به نمایش بگذاریم.ومهارتهای اجتماعی را هم باید در خود افزایش دهیم تا با آن ازسطح موفقیت بیشتری برخوردار شویم،زیرا این قضیه که در اجتماع تا چه حدفردیت خود رانشان بدهیم وتا چه حدی خودمان را جای بدهیم ،امر مهمی است.واز طرفی تمرکزمان فقط باید روی هدفمان باشدوبس و روابط اجتماعی باید مکملی باشد در این راه.ودرنهایت، باید خلاقیت به خرج دهیم واین را بدانیم که در زمان کودکی ما خلاقیت داشته ولی مهارت نداشته ایم واکثر ما دربزرگسالی مهارت دراین ولی خلاقیت نداریم،وبهترین حالت اینست که خلاقیت داشته ومهارت وفنی را هم یاد داشته باشیم.