علل معاوضه ء کالا بر اساس فلزات مختلف در ملل متفاوت:
۱.راضی نبودن یک طرف مبادلهء کالا برای معاملهء کالای خو د با دیگری. ۲.متناسب نبودن میزان نیاز افرادبا اجناس مورد معامله. به عنوان مثال تبادل عرفی هر گاو برابر با سه گوسفند،خوب به نظر می رسد ولی اگر یکنفر۵ گوسفند بخواهد ،معاملهء بین دونفر پیشا پیش به هم خورده است.
برای رفع مشکلات بالا،در هر مملکتی فلز هایی انتخاب می شد که در مبادلهء کالا بین افراد،هردو طرف براساس میزان آن فلز،کالا را مبادله می کردند.حالا چرا فلز؟!!چون همیشه می توان آنرا ذوب کرده وبه شکل اولیهءخود در آورد ویا به میزان لازم از آن استفاده کرد.(این کار بعد از مدتی مشکلاتی را بوجود آورد):
۱.سنجش وزن فلز مبادله شده بین دونفر برای خرید کالای مورد نیاز . ۲.سنجیدن عیار ومحکم زدن خلوص آن فلز
برای رفع دو مشکل بالا،در ممالک مختلف،به میزان معین وبادرجهء خلوص مناسب از فلزات،سکه ضرب کردند واز اینجاست که پول مسکوک رواج یافت و ادارات دولتی به نام ضرابخانه بوجود آمدند.(در اوایل اینکار سکه ها شبیه سکهءاسترلینگ ویا شبیه به سکهءمارک اسپانیاست.).
برای بالا بردن میزان کار مفید یک تولیدی(صنعتی یا کشاورزی) سه شرط لازم است: ۱.بالا بودن مهارت کارگر در کار. ۲.صرف جویی در وقت(وقتی کارگری تمام کار های یک شغل را بخواهد انجام دهد ،وقت تلف می شود. ۳.به کار گیری ویا اختراع ماشین های صنعتی در صورت لزوم(زیرا اینکارباعث می شود کارکردن آسانتر وساده تر وکوتاه تر شود ویک نفر به میزان کار مفید چند نفر ،کار کند.).
تقسیم کار یک ضرورت است وگرایش آدمیان به مبادلهء یک چیز در برابرچیزهای دیگر ویا به عبارت دیگر گرایش افرادبه معاملهء پایاپای ویا تاخت زدن که در مردم وجود دا رد،تقسیم کار را بوجود آورده است.بشر همیشه نیاز به برادران خود دارد وبیهوده است که فکر کند می تواند این کمک را از راه حس خیر خواهی آنها بدست آ ورد واحتمالاً اگر بتواند حس خود خواهی آنها را به نفع خود تغییر دهد وبه آنها بفهماند که انجام چیزی که وی از آنها می خواهد به نفع خود آنها می باشد.در این راه پیروز می گردد.
هیچکس به طور کلی،متکی به حس خیر خواهی همشهریان خود نیست،مگر گدایان.
هر کس پیشنهاد معامله ای به دیگری می دهد،منظورش اینست که؛آن چیزی که تو داری ومن طالب آن هستم به من بده،ودر عوض این چیزی که من دارم وتو می خواهی از آن تو خواهد بود.
تفاوت در بین ناهماهنگ ترین افراد مثل یک حکیم با حمال خیابانی،آنقدر که از عادت،طرز رشد وآموزش وپرورش،ناشی می شود،معلول ذات آدمی نیست.
همانطورکه قدرت مبادله،موجب تقسیم کار می شود،همانطور هم وسعت ودامنهء این تقسیم کار باید محدود به میزان قدرت مبادله شود ویابه سخن دیگر محدود به وسعت بازار گردد.
کار سالیانه ء هر ملتی به دو چیز بستگی دارد.۱.مهارت وچیره دستی وبصیرتی که معمولاً کار با آن انجام می گیرد توسط نیروی کار.۲.نسبت بین کار گرانی که شغل مفید دارند وکارگرانی که شغل غیر مفید دارند.و فراوانی ویا کاستی محصول به شرط اول بیشتر بستگی دارد تا شرط دوم.
تقسیم کار دربین کارگران >>>>>نسبت مهارت کارگران در موارد مثمر ثمر ومفید
این تقسیم کار معمولاً در کشور هایی که بالاترین قدرت صنعتی وتولیدی را دارند،بیشتر عملی شده است ،بدین معنی که آنچه که کار یک کارگر در جوامع ابتدایی است ،کار چند کار گر در جوامع مترقی است(بدین معنی که هرکارگری درکشورهای مترقی یک کار خاص را انجام می دهد ومانند جوامع ابتدایی همهء کارها را یک فرد کارگر انجام نمی دهد.).وبه همین دلیل وبه علت غیر ممکن بودن جدا سازی کامل وتمام عیار رشته های مختلف کار در کشاورزی،شاید علت واقعی این امر به شمار آید که چرا بهبود نیروی مولد کار در کشاورزی همیشه همدوش وهمگام ترقی در صنعت نیست.
این کتاب بعد از کتاب دانش کسب ثروت اثر والاس .د.واتلز دومین کتابی است که خودم به آن علاقهء زیادی دارم وخلاصهء آن را به ترتیب با عناوینی مثل بر گزیدهء این کتاب ویا دنبالهء مطلب ویا مطالب قبل در این وبلاگ می نویسم چرا که خودم هم مانند شما(انشاءالله)در حال یادگیری هستم.