تعریف هوش مصنوعی به زبان ساده وبرای افراد مبتدی چیست؟
جواب هوش مصنوعی؛هوش مصنوعی یعنی تلاش کامپیوتر برای انجام کارهایی که معمولاً به هوش انسانی نیاز دارند.مثل؛فهمیدن حرف انسان،دیدن تصویر،یادگرفتن از تجربه،تصمیم گرفتن،نوشتن متن،ترجمه، تشخیص صدا،پیشنهاد دادن چیزهای مناسب.
اما نکتهء مهم اینست که هوش مصنوعی امروزی ،مثل انسان ،فکر نمی کنند،وبیشترشان فقط دریک کار خاص ،خیلی خوبند.
سوءال؛برای اینکه معلومات آموخته شده به عمل وزندگی زیسته تبدیل شود چه باید کرد؟
جواب هوش مصنوعی:آنها باید به این شکل ترجمه شوند:برای چه کاری؟برای چه وقتی؟برای کجا؟وبرای چند بار؟
زیرا دانش بی ربط به زندگی زود فراموش میشود.
موانع اصلی در به کار گیری معلومات:۱.زیاد خواندن بدون عمل۲.نداشتن هدف روشن۳.تنبلی یا تعویق ۴.نداشتن تمرین واقعی ۵.ترس از تغییر ۶.فاصلهء بین دانستن وخواستن.
برای هر چیزی که می خوانید،این ۴ سوءال را بنویسید؛
۱.این مطلب چه می گوید؟۲.به کجای زندگی من مربوط است؟۳.امروز ویا این هفته ،چه عمل کوچکی برای تحقق آن میتوانم انجام دهم؟از کجا بفهمم واقعاً به کارش گرفته ام ؟
خلاصه؛معلومات خوانده شده،زمانی وارد زندگی زیستی افراد می شود که:فهمیده شود،به زندگی شخصی ربط داده شود،به عمل کوچک تبدیل شود،تکرار شود،ارزیابی شود.
جواب هوش مصنوعی:
*ویژه گی های ساختاری:۱.هدف گذاری مشخص؛یک برنامهء موفق نباید مبهم باشد،اهداف باید:مشخص،قابل اندازه گیری،دست یافتنی،مرتبط وزمان دار باشند.۲.واقع بینی؛برنامه ای که با منابع موجود(زمان،پول،نیروی انسانی)همخوانی نداشته باشد،محکوم به شکست است،برنامهء موفق بر پایهء توانایی های واقعی بنا شده است.۳.ساختار سلسله مراتبی؛باید از کل به جزء تقسیم شود،یعنی یک هدف بزرگ به وظایف کوچکتر وقابل اجراء تقسیم شده باشد.
*ویژه گی های عملیاتی:این بخش مربوط به نحوهء حرکت برنامه در مسیر است؛۱.انعطاف پذیری ۲.تخصیص منابع یعنی دانستن اینکه؛چه کسی،چه زمانی،وبا چه ابزاری ،چه کاری را انجام می دهد.در برنامه های موفق،تداخل وظایف وجود ندارد.۳.داشتن بازخورد وپایش؛برنامه باید دارای مکانیزمی باشد که در طول مسیر نشان دهد آیا از مسیر منحرف شده ایم یاخیر.
*ویژه گی های انسانی وروانشناختی:۱.ساده گی ووضوح؛پیچیده گی دشمن اجراست.۲.انگیزه وجذابیت؛درغیر اینصورت افراد خسته شده ودر میانهء راه آنرا رها می کنند.۳.قابلیت درک.
**در یک جمله:یک برنامهء موفق،نقشه ای است که مقصد را میشناسد،گام های کوچک بر می دارد،اولویت ها را رعایت می کند،اگر راه بسته شد،مسیر را تغییر می دهد،اما مقصد را رها نمی کند.
یک حقیقت علمی وجود دارد که در کتاب های روانشناسی زرد نادیده گرفته میشود وآن اینست:ثروت ،نتیجهء (ارزش آفرینی) است،نه نتیجهء کار سخت به تنهایی.
مهارت های پر درآمد را شکار کنید:بازار به تلاش پول نمی دهد،بلکه به حل مسئله پول می دهد،هرچه مشکلی که حل می کنید بزرگتر وبرای جامعه حیاتی تر باشد،پول بیشتری در قبال آن دریافت می کنید.
*ذهنیت ثروتمند:شکست در یک معامله یا بیزینس،هزینهء تحصیل است.
برای بازنگری مسیر:آیا کاری که انجام می دهم،ارزش افزوده ای برای کسی دارد که حاضر باشد،بابت آن پول بپردازد؟
آیا من در حال انجام کاری هستم که هر کسی با کمی آموزش می تواند انجام دهد؟اگر جواب شما بله است،دستمزد شما همیشه پائین خواهد بود.
چطور می توانم مهارتم را به شکلی ارائه دهم که برای ۱۰ نفر همزمان ارزش ایجاد کند،به جای یک نفر؟
به جای اینکه به ثروت به عنوان یک هدف بزرگ ومبهم فکر کنید،به مهارت فکر کنید،در۶ ماه آینده چه مهارت فنی یا تخصصی می توانید یاد بگیرید،که در بازار امروز تقاضای بالایی دارد؟
هوش مصنوعی:برای رسیدن به موارد بالا راه حل ها ی حل مسئله را تخیل کن ،نه خود آنها را.
*اهداف بزرگ را خرد کن،چنانکه فاصلهءمیان (تصور ذهنی) و واقعیت عینی بسیار کم باشد.
مثلاً اگر هدف شما آزادی کامل است،آنرا تخیل نکنید،بلکه داشتن اولین درآمد دلاری را تخیل کنید وسپس برای آن تلاش کنید،وقتی هدف کوچک باشد،بازگشت به واقعیت یک شوک نیست،بلکه یک گام است.
*تبدیل تخیل به نقشه:در جایی که شما هستید،تخیل نباید برای فرار از واقعیت باشد،بلکه باید برای طراحی جایگزین ها باشد.
نتیجه گیری فلسفی وعملی:اگر نسبت درد به لذت در باز گشت از تخیل دوبه یک است،پس ما باید میزان تخیل خود رابا میزان توانایی اجرایی خود تنظیم کنیم.
gination=vision÷Actionable steps
یا به عبارتی با ترجمهء فارسی می شود:
تخیل یا خیال =بینایی،دیدگاه،چشم انداز÷گام های عملی،اقدامات اجرایی،مراحل قابل اجرا.