حضرت رسول اکرم در جملاتی بیان میکنند که من توانایی آن را ندارم که به شما خیری برسانم ویا شری را دفع کنم واین در حالی است که علی علیه السلام می فرماید(در نهج البلاغه)که وقتی کارزار بالا میگرفت ونبرد بر ما سخت می گردید به حضرتش پناه می بردیم واودر میدان نبرد از همه به مبارزین کفار نزدیک تر بود.حکمت این گفته را باید در این بیان قرآنی جستجو کرد که می فرماید،اکثر آنان ایمان نمی آورند مگر اینکه مشرک هستند واز امام جعفر صادق نقل شده در شرح این جمله از کلام وحی آنان کسانی هستند که میگویند اگر فلانی نبود ما هلاک میشدیم واین به این معنا ست که اسباب و وسیله ای که پروردگار برای ایشان قرار داده تا از مشکلاتشان بیرون بیایند به جای مسبب الاسباب که خود حضرتش باشد گرفته اند وبا این توضیحی که داده شد متوجه می شویم که آن بزرگوار مردم را به سمت پروردگار راهنمایی کرده اند هما نطور که رسالتشان بوده و مردم را نهی کرده اند از اینکه ایشان را رب خویش فرض کرده واز شرک به خدا مصونشان گردانیده است.
جملهء لا سیف الی ذوالفقار و لا فتی الا علی حضرت محمد در جنگ خندق که در مدح علی علیه السلام آمده مبین این معنا است که علی علیه السلام جوانمرد است ولی دلیل بیان آن در زمان مبارزه با عمربن عبدود چه میتواند باشد؟این مدح پیامبر که از تمام صفات خوب علی علیه السلام فقط بر جوانمردی او تاءکید کرده با توجه به سخن دیگر آن حضرت که قبل از شروع مبارزهء آن دو فرمودند امروز تمامی ایمان در برابر تمامی کفر قرار گرفته آشکار میشود به اینکه علی علیه السلام با کشتن عمربن عبدود دارا بودن ایمان رابرای امت رسول اکرم پسندیده وپیروزی وظفر بر دشمن شمارهءیک امت اسلامی را به آنها فدیه داده که نتیجهء آن به جنت رفتن اهل ایمان است پس دراصل او جنت رابه اهل ایمان هدیه داده واز آنجا که هر بخششی نشان از جوانمردی بخشا یشگر دارد ،در اینجا پیامبر اورا به همین صفت ستوده که لا فتی الا علی(هیچ جوانمردی نیست جز علی علیهالسلام).
از آن حضرت نقل شده با وجود پروردگار دیگر مخلوقات را بشناس و قبلا گفتم که دلیلش کمی زمان عمر آدمی است ولی به این فکر می کردم که پس چرا در جملهء لا اله الا الله به شناخت خالق از مخلوقات اشاره شده تا امشب با خواندن بخش هایی از اسم اعظم خداوند در گوگل پی به این موضوع بردم که در چند آیهء قرآن به طور اخص این ترکیب به صورتی که امام به آن اشاره کرده اند می باشد که اسم اعظم پروردگار نیز هستند وآن عبارت این می باشد الله لا اله الا هو که در آیه الکرسی وآل عمران آیه های2و3و4 وسورهءنساء آیهء 87 وسورهء طه آیهء8 وسورهء تغابن آیهء13 آمده اند.
گروههای مخالف شیعهء اثنی عشری یابیان اینکه توسل به ائمهء اطهار مانند توسل مشرکین به بت هایشان است آنرا نوعی شرک می دانند ودلیلش هم همین اجبار به همراه نبردن کتب زیارتی به حج می باشد،اما حقیقت این امر چیز دیگری است وآنها تفسیر به رائ کرده وبه قیاس رائ داده اند،پر واضح است که آدمی برای رفتن به راهی وحتی سفر معمولی از کسی که این راه را رفته سوال وپرس و جو میکند و راهبر سفر کسی است که آن راه را پیشتر رفته باشد حال با توجه به این عبارتی که دکتر شریعتی از امام علی علیه السلام نقل میکند که میفرماید من به راههای آسمان آگاه ترم تا راههای زمین قضاوت را بر عهدهء مطالعه کنندگان این مطلب می گذارم که به گفتهء شاعر بی پیر مرو به جنگ زندگانی گر چه اسکندر زمانی.
در روایتی از سیرهء امام پنجم یا ششم شیعهء اثنی عشری است که آن بزرگوار هرسخنی که گفته ومطرح می گردیده بر میگردانده به سخن وحی و قرآن کریم و چرا در تیتر آمده علی علیه السلام قرآن ناطق بوده برای اینکه خودش چنین ادعایی کرده که چون صدیق بوده حق هم هست(درجنگ صفین هنگامی که لشگر معاویه قرآنها را بر سر نیزه کرده وحکمیت را از آن خواستند چنانچه در نهج البلاغه آمده است وشرح داده شده) در زیر یک روایت از امام محمد باقر ویا امام جعفر صادق نقل می شود وبعد از آن دلیل قرآنی اش مطرح می گردد تا سیرهء این بزرگواران مشخص گردد. شخصی نزد آن بزرگوار آمد وگفت از کجا به وجود پروردگار پی ببرم آن حضرت فرمود تا حال شده سوار کشتی بشوی او گفت آری دوباره سوال شد تا حال شده آن کشتی غرق شود وتو به حال غرق شدن بیا فتی گفت آری گفت در آن لحظهء آخر شده که از ملجئی(منبعی)طلب نجات کرده باشی گفت آری ،آن حضرت فرمود آن منبع وملجئ که از او طلب نجات می کردی همان پروردگار توست این محاوره بین امام وسائل مستند قرآنی دارد وآن آیهء 43 و44 سورهءیاسین است که می فرماید:وان نشا نغرقهم فلا صریخ لهم ولا هم ینقذون43الا رحمه منا ومتاعا الی حین44 بدین معنی که؛و برهان دیگر آنکه ما نژاد بشر رادر کشتی پر بار سوار کردیم41 ونیزبرآنها به مانندکشتی چیزی که بر آنها سوار شوند خلق کردیم(قایق)42واگر بخواهیم همه را در دریا غرق سازیم که ابدا نه فریاد خواهی ونه راه نجاتی یابند43مگر باز رحمت ولطف ما آنها را نجات دهد تا وقت معین.44