آن حضرت می فرماید؛شما به عمل محتاج ترید تا زیبا سخن گفتن،
با مطالعهء قرآن حکیم می فهمیم که از منظر قرآن زیبا ترین کلام ،سخن وحی است و اولین دلیل بر درستی آنرا همین فصاحت وبلاغت کلام قرآن می توان دانست ،چنانکه حضرت رسول در مقام درستی رسالتش وابلاغ آن با تلاوت قرآن میگوید اگر میتوانید سوره ویا آیه ای همانند آنرا بیاورید و کلیه ابناع بشر وموجوداتی ازنوع جن را عاجز می شمرد از آوردن آن هر چند پشت به پشت هم دهند وهمدیگر را یاری کنند.
امام همین مقصود را مد نظر داشته ،او می فرماید؛شما از لحاظ زیبایی سخن بهترین کلام رادارا میباشید بنا براین چیزی در این ضمینه کم ندارید که در پی رفع آن باشید ،پس در عمل به آن بکوشید،چنانچه در جای دیگری از نهج البلاغه می فرماید؛مبادا امت های دیگر در عمل به قرآن از شما پیشی بگیرند.
در قرآن حکیم در مورد موقعی که به او امر رسالت از جانب حضرت حق تفویض شد آمده که او از پروردگار برای امر رسالت قومش خواسته ودعایی داشت که به پروردگار عالم عرضه کرد وآن در قرآن آمده به این مضمون؛رب الاشرح لی صدری،ویسرلی امری،وحلل عقده من لسانی، یفقهو قولی.
یعنی پروردگارا به من شرح صدر(گشاده گی سینه در شدائد)عطا کن واین امر رسالت رابرای من ساده کن وگره از زبانم بگشا تا بفهمند چه میگویم.ما می دانیم بنا به قرآن موسی در کودکی به دلیل سوءظن فرعون بین گدازه های آتش و چیز بی ضرری قرار گرفت تا انتخاب کند وابتدا به طرف آن ماده بی خطر رفت ولی بعد به لطف الهی گدازه ای برداشت ودر دهان گذاشت و از امتحان فرعون موفق بیرون آمد با این مفهوم که او هم مثل کودکان دیگر است که فرق صلاح از خطا رادرک نمیکند.ولی همین داستان و قسمت تولد موسی که در قرآن آمده زنان باردار بنی اسرائیل را می زایاندند واگر اولاد پسر بود او را کشته واگر دختر بود رها میکردند همهءاینها دلالت بر جو اختناق واستبداد آن زمان دارد که فرعون بر تمامی قلمرویش مستولی کرده بود.به هر حال این دعا فقط برای لکنت زبان نبوده که موسی از کودکی بدان دچار شده بود بر اثر دردهان گذاشتن گدازه چنان که پیشتر ذکر آن رفت،بلکه ترس او از لکنت زبانش نبود که اگربود کسی که ید بیضا میکند و چوب دستی را مار میگرداند به اذن الهی لکنت خودش را میتوانست همان ابتدا از پروردگار طلب کند که بر طرف شودوچون بعد ازایندعا او همچنان به لکنت زبان دچار بود چنان که از روایات قرآن برمی آید تنها خواستهءاو یاری پروردگار در امرپیامبریش بوده ونجات از اختناق موجود در مملکت مصر که توسط فرعون اداره می شده بوده است.
از ایشان در نهج البلاغه نقل شده که می فرمایند؛چه بسا فقیری که در شهر خود غریب است وثروتمندی که در غربت عزیز.بنابراین امام به وضوح بر نقش داشتن ثروت وجلب دوستی مردم توسط آن اشاره فرموده اند،گو اینکه به نظر نگارنده اسلام زمان ما همانی است که علی علیه السلام در نهج البلاغه اشاره میکند که اگر هدف شما قرآن وعمل به آن بود در میدان مسابقه گوی سبقت را از شما می ربودم ولی هدف شما چیزهایی غیر از عمل به قرآن است.
این بیماری که توجه جوانان رابه خودش جلب کرده به طوری که قشر کثیری از افراد به آن دچارند به سبب خود ارضایی در میان قشر جوان ،رواج پیدا کرده است،وبی دلیل نیست که علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید؛بزرگترین گناه در پیش پروردگار گناهی است که تو انجام آنرا کوچک فرض میکنی ونیز وقتی که قرآن حکیم از رمز وراز برای قبول شدن نماز صحبت میکند میفرماید؛نمازی قبول میگردد که فرد را در باقی شبانه روز از انجام اعمال منافی عفت وسیئه بازدارد،بنابر این بهترین راه برای رفع این بیماری پرهیز از انجام این عمل است.
علی علیه السلام میفرماید چه بسا انسان فقیری که به واسطهء فقرش دربیان حق ساکت میگردد.واین نکتهء کلیدی است به این معنا که ثروت خصوصا از نوع اسکناس وتراول چک به شخص توان چانه زنی وروحیه می دهد.بنا بر این برای بالا بردن روحیهء اعتماد به نفس افراد باید به حجم نقدیگنی آنها توجه داشت،حداقل آن اینکه در سطح افراد همجور وهمگن از لحاظ قدرت خرج کردن عقب نماند.