علت قدردانی امام معصوم از پیروانش

یکی از ائمهء معصومین ضمن تشکر از پیروانش میگوید؛مابر چیزی که میدانیم صبر میکنیم وآنها بر چیزی که نمیدانند صبر میکنند(به واسطهء تبعیت وتقلید ازایشان)علت این موضوع اینست که مقام فضایل اخلاقی که از معنویات سر چشمه گرفته بر آن بزرگواران پوشیده نبوده در حالی که خود دارای آن وداعی به آن بوده اند اما اکثریت شیعیان وپیروان آن بزرگوار این امر بر آنها پوشیده بوده وصرفا به واسطهء تقلید و ایمان به عصمت  و مصونیتی که پروردگار به ایشان داده امری را واگذاشته یا انجام میدهند.دلیل قرآنی این موضوع همین قسمت آیه الکرسی که می گوید؛ولا یحیطون به شئ من علمه(وکسی را به علمی که پیش پروردگار است احاطه نیست).

شک و تردید دلیلی برای قطع و یقین علی علیه السلام

علی علیه السلام می فرماید: از تغییر در تصمیم ها پی به وجود پروردگار بردم، این به مانند گفتهءمسیح میماند که از او پرسیدند این اخلاق نیکو را چگونه بدست آوردی او گفت بدی بدکرداران را دیدم و آنرا انجام ندادم.چرا که تغییر در تصمیم از شک وتردید و در نهایت از جهل بر میخیزد و آن حضرت در مورد خودش می فرماید اگر پرده ها کنار برود ذره ای بر یقین پسر ابو طالب اضافه نمیشود.

حکمت تعدد نفوس در انسانهای معمولی و پیامبران

وقتی از نفس سخن به میان می آید ،ذهن ها متوشش شده که اصلا نفس چیست در وجود انسان،چرا که بدن آدمی دیده می شود ونفس او  نه،بگذریم از اینکه به اصطلاح علماء این حوضه بحث های کلامی متعددی به کار برده اند وهمگی از بیان واقعی آن عاجز ویا اصلا خود نفهمیده و نتوانسته اند بفهما نند وخوب دکتر علی شریعتی گفته که دلیل امی بودن پیامبر را این دانسته که مانند علماء ذهن ها را خسته نکند به هر حال وقتی در کتب حدیثی همچون اصول کافی  ویا خود الکافی نفوس انسانها را چهارگانه ومال پیامبران را پنج گانه عنوان میکند ،منظور سیر تکاملی جسمی ومعنوی انسانهاوپیامبران است،باین معنی در جاییکه از رشد نباتی سخن یه میان می آید منظور قبل از نطفه وحیات در نطفه منظور است و وقتی سخن از نفس غریزی به میان می آید ،هنگام بلوغ فرد انسانی متصور میباشد ووقتی از نفس عقلانی انسانی سخن به میان می آید منظور دوره ءکمال عقلانی انسانهاست که از چهل سالگی به بعد است وازاین دوره برای پیامبران دورهءرسالت شروع شده که برای آنان نفس چهارم میباشد ومرگ و دوباره زنده شدن پس از مرگ که برای پیامبران نفس پنجم وبرای انسانهای دیگر نفس چهارم به حساب می آید.

معنایی برای نورالسموات والارض

    نور السموات والارض می تواند تشبیهی به خالقییت پروردگار دربارهء آسمانها وزمین باشد به عبارتی چون هر مخلوقی بنا به رابطهء علییت وابسته به دلیلی است که  در اینجاهمان خالق است ،قرآن به زبانی شیوا میخواهد بگوید عالم وجود خود محضر وجود خالق میباشد.یا به عبارتی با دیدن عالم هستی ما پی به وجود خالق میبریم وچون نور مظهر روشنایی و دیدن است در اینجا به آن تشبیه گردیده است.

تفاوت فردی واجتماعی نقش نیکوکاری

ازلحاظ فردی همین بس که در روایت رسیده نشانهء ایمان را خوشحال شدن خود شخص از عملی نیکویی  که انجام داده وبالعکس ناراحتی از انجام عمل بدی که کرده است میدانند ولی علی علیه السلام امام متقیان است و تقوا درجهءبالاتری از ایمان دارد در جایی که در نهج البلاغه آمده در نامه ای که سفارشاتش به مالک اشتر بوده؛مبادا در برخورد با نیکو کار وبدکردار به  طور مساوی برخورد کنی که در اینصورت بدکردار ترغیب شده به بدکرداریش و نیکو کار ماءیوس میشود از نیکوکاریش.وچون حضرتش امیر موءمنان میباشد در این گفتار به امرتبری وتولی یا به عبارت قابل فهمتر دارند زمینه را برای اجرای امر به معروف ونهی از منکر با تهذیب والی خود فراهم می آورند.