در معراج السعادهء ملا احمد نراقی که یک کتاب اخلاقی است میگوید شکر گذار واقعی هم هنگام بر خورداری وهم هنگام محرومیت به یک میزان شکر گذاری می کند (ولی دلیلی برای این عمل نیاورده است) دلیل این امر را می توان در کلام حضرت علی علیه السلام پیدا کرد ،در جایی که میفرماید کسی که به رسیده از دنیا خوشحال نشود و به آنچه از دست داده ناراحت نشود زهد را از دوطرف گویی در میان دو انگشت گرفته با تطبیق این دو بیان میتوان فهمید که اولا در دل شکر گذار واقعی حب دنیا نیست و بنا به روایتی که دنیا و آخرت را همچون باختر وخاور زمین دانسته ودرکلام علی به آن اشاره شده ودر نهج البلاغه آمده لاجرا حب الهی وجود دارد زیرا شکر گذار واقعی بنا به همین دو روایت دوم وسوم اهل آخرت است وچون اهل آخرت بوده در مقام لطف الهی است وبه همین دلیل شکرگذاری میکند که بنا به فرمایش قرآن قلیل من عبادی الشکور(عدهء کمی از بندگان من شکرگذار هستند).
در روایتی آمده ؛چون دعای بنده ای در دنیا اجابت نشود پس از مرگ او پروردگار به او میگوید دعایی کردی وچون امکان رسیدن آن به تو نبود حال این ثواب ها در قبال آن دعا مال تو و چنان بخشش میکند که آن بنده ترجیح میداد دعا هایش در دنیا هیچ کدام برآورده نمی شد. اما در سورهء آل عمران آیهء 47 اینطور آمده ؛مریم گفت:پروردگارا مرا چگونه فرزندی تواند بود وحال آنکه با من مردی نزدیک نشده؟ گفت :چنین است کار خدا، خدا هر آنچه بخواهد می آفریند،چون مشیت او به چیزی قرار گیرد،به محض اینکه گوید((موجود باش))همان دم موجود میشود.(ترجمهء مهدی محیی الدین الهی قمشه ای ) و از حضرت رسول اینطور نقل شده که به حقیقت نزدیک تر است بنده دعایی میکند یا به صلا حش است بر آورده می شود ویا که به صلاح او نیست که در اینصورت به جای آن دعا پروردگار بر مقام او در پیشگاه خودش می افزاید ویاگناهی از او می بخشاید ویا اورا اطعامی می دهد که روزی او نبوده وبه هر حال هیچ دعایی در نزد پروردگار بی اجر نمی ماند.
شیعهء دوازده امامی روزی را در سال قمری به عنوان روز دحو الارض گرامی می دارند و آن را روزی به حساب می آورند که زمین از زیر کعبه گسترش یافته و کرهء ارض پدید آمده است،اگر چنین باشد توجه تمام مسلمین را در نماز به سوی قبله (علاوه بر نظم و هما هنگی مسلمانان) میتوان به تذکر این نکتهء اساسی به آنان دانست؛که شما از خاکید وبه خاک باز میگردید یا به عبارتی یاد مرگ کنید در حیاتی که یافته اید.
علی علیه السلام درجملاتی که از او نقل شده اینطور بیان میکند؛چه بسا قضا و قدر الهی موجب مرگ تدبیر یاشد،مفهومی که این روایت با خود به همراه دارد اینست که گاه به علت آگاه نبودن انسان به شرایط زمانی ومکانی فردای خودش دچار اشتبا ه گردیده وبنا به مهمی آن امری که در آینده رخ میدهد (مثل وقوع قیامت و انتخاب دنیا به عنوان تنها هدف توسط فرد) به هلاکت می افتد ،که دلیلی ندارد به جز کژی نظر وعقیده یا به عبارتی همیشه زندگی آنطور که فکر میکنیم پیش نمیرود.در عالم ماده این امر را میتوان به بالا رفتن مصرف گرایی توسط افراد تمثیل کرد.
راوی میگوید؛او (علی علیه السلام)در طول عمرش یک وعده غذای سیر نخورد،برخی این را به سبب زهد آن حضرت تلقی کرده اند در صورتی که راز این امر حفظ سلامت وجودشان بوده است.به دلیل اینکه در زمان رسول اکرم یکی از پا دشاهان حکیم ماهری را در امر طب به مسلمین اهداء کرد تا به رفع بیماری های آنها بپردازد،حکیم مدتی دراز بیکار ماند و کسی به او مراجعه نکرد به خدمت حضرت رسول اکرم (ص)رسید وشرح حال را عرضه کرد پیامبر فرمود؛این قوم را عادتی است که تا گرسنه نگردند دست به طعام نبرند وتا سیر نشده اند دست از طعام خوردن بکشند ، گویند حکیم گفت این همان راز سلامت است و زمین ادب ببوسید وبه دیارش باز گشت. از مقایسهء این دو روایت به درستی این دلیل میرسیم.ودلیل قرآنی این سخن همین گفتهء وحی بس که می فرمایدبایدیکم الی التهلکه(با دست خود،خود را به هلاکت نیندازید).