قبلا ذکری به میان رفت که باری که دوش پیامبر را سنگین کرده بود ودر قرآن آمده ما آن بار سنگین را از دوش تو برداشتیم شاید نبود والدین ایشان بوده است چرا که هیچکس را توانایی کامل برای انجام آنرا ندارد وامری الهی است ولی جواب آن موضوع به این دو قسمت از آیهء مربوط به قرآن مجید مربوط می باشد که در آن بشیرا ونذیرا آمده وآن هم تلاش برای موءمن شدن مردمان هم عصرش ومتقاعد کردن آنها بوده است به طوری که قرآن می گوید؛تومسئول موءمن شدن یا نشدن آنها نیستی فقط آن را بگو واظهار کن،ترجمهء دو آیهء مزبور در زیرآمده است:
سورهء بقره،آیهء 119؛ما تورا برای بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم،وتو مسئول گمراهی دوزخیان(پس از ابلاغ)رسالت نیستی.
سورهء اعراف،آیهء2؛این کتابی است که بر تو نازل شده ونباید از ناحیهء آن ناراحتی در سینه داشته باشی،وهدف آنست که بوسیلهء آن همگان را بیم دهی وتذکری است برای موءمنان.
در نهج البلاغه هم ،به این موضوع اینطور اشاره شده که علی علیه السلام می فرماید؛برای من کندن سنگ از کوه آسان تر است از اینکه کاری را از دیگران بخواهم انجام دهند.
این روایت بالا از معصومین آمده وخودشان هم مظهر این اخلاق پسندیده بوده اند .ولی دلیل این امر چیست؟ دلیل آن می تواند این باشد که با اخلاق نیکو می توان همان نتیجهء صدقه دادن را گرفت یعنی ازخود یا دیگری ویا دیگران با داشتن اخلاق خوش می توان دفع شر کرد،چنانکه راوی می گوید شخصی را دیدم که می گفت قبل از اینکه حسین بن علی ابن ابوطالب را ببینم به واسطهء بدگویی های معاویه ویا یزید اورا بدترین دشمنان خود می دانستم وبرای زیادی حسنات پیش او رفته وقصد دشنام دادن به اورا داشتم ولی آن بزرگوار چنان برخوردی نیکو بامن کرد که حالا او را بهترین دوستانم می دانم.
دکتر علی شریعتی در یکی از کتابهایش به این اشاره دارد که بزرگترین خائن به قرآن مجید همانهایی هستند که قرآن را بوس کرده وبرای تبرک به صورت می مالند وسپس آنرا روی طاقچه اطاق گذاشته وسال به دوازده ماه سراغ آن نمی روند،مگر در مراسم مذهبی ودینی ویا اعیادی مثل عید نوروز.
دلیل چنین واکنش تندی را از جانب علی شریعتی نمی دانستم تا اینکه حالا به این موضوع پی بردم،آن دلیل این بود؛ که هرگاه ارزشی مانع ارزش بالاتری گردد خود ضد ارزش می شود چرا که از رشد وتعالی انسانی جلوگیری می کند،چرا که انسان دائم در حال شدن است نه بودن.حال دکتر در این گفته به این اشاره دارد که اینگونه افراد چنان قداستی برای قرآن حکیم قائلند که این امر باعث می شود که آنهابه آن عمل نکنند چرا که نباید فراموش کنیم با همهء وحی بودن قرآن مجید آن برای همین موجود خاکی نازل شده است .
بهرام مشیری در صحبت هایش به این موضوع اشاره داشت که برای کسی که کار میکند ،امکان آن وجود ندارد که 5 نوبت در طول شبانه روز نماز بخواند،تعریف کار کردن به گفتهءیکی از نویسندگان موفقیت یعنی به کار گیری خود برای انجام کاری ودراینصورت کار کردن ،خود نه تنها مانعی برای کار کردن ندارد بلکه در چگونگی انجام کار هم می تواند کمک زیادی بکند،بدین معنی که کسیکه برای 5 نوبت وبه مدت کوتاه نتواند برای خود برنامه ای بگذارد چگونه می تواند برای تمام روز به انجام برنامهء از قبل تعیین شده اش جامهء عمل بپوشاند.ودر ادامه این نویسنده می گوید برای موفقیت هیچ راه میانبری وجود ندارد وبرای موفقیت برای اینکه یکی از 3 یا 5 نفر موفق از هر 100 نفر باشیم باید کاری بکنیم که 95 نفر دیگر انجام نمی دهند وآن عمل بر مبنای برنامهء روزانه است.
منکرین قرآن همانطور که قبلا گفتم می گویند؛چرا این همه تفاوت بین لحن قرآن (به طوری که در مکه سورهء حمد نازل می شود ودر مدینه آیهء جهاد)،در جواب باید گفت ؛شما علاوه بر درستی سورهء حمد ،دیگر آیات را هم درست بدان(زیرا رد یک آیه به معنی رد تمام قرآن است در روایت وقبول یک آیه وحی مثل قبول تمامی قرآن حکیم است) بعد در قرآئت وعمل فقط به همان سورهء حمد عمل کن.(چرا که بنا بر ضرب المثل فارسی ؛گرچه آب دریا را تمام نمی توان کشید ولیکن به قدر تشنگی بباید چشید).