یعنی با اندکی ازناراحتی ویا حتی خوشی این فکر درما بوجود اید که همهء زندگی سرشار از ناراحتی ویا حتی خوشی است ودور شدن از واقعیت موجود که این باشد که زندگی مجموعه ای است از خوشی ها وناراحتی ها وبه بیان قرآنی؛فان مع العسر یسرا،ان مع العسر یسرا.(به یقین با هر سختی ای آسانی ای است،آری مسلما با هر سختی ای آسانی ای است.)
از لی که چیانگ اینطور نقل شده که پس از کنار رفتن ویا گذاشته شدن از قدرت به شن جین پینگ رئیس جمهور چین گفته آسمانها دربرابر کردار آدمیان بیناست وکور نیست،ودر قرآن ما بهترینش راداریم واز 14 معصوم هم نقل شده؛عالم محضر خداست در محضر پروردگارت گناه نکن.
در اصول کافی یا کافی اینطور امده؛اساس ایمان به پروردگار بر می گردد به حسن ظن به او وکفر به پروردگار بر اساس سوء ظن به خدا شکل می گیرد(صورت دقیق روایت به معنی گفته شده است) .در نکاح وعقد دائم نیز چنین است هر دو ی زوجین به یکدیگر اعتماد کرده وخود را با عهد الهی به دیگری عرضه میکند(البته امکان لغزش برای هردو طرف هست)ولی در ازدواج هایی مانند ازدواج سفید که بدون عقد نکاح صورت می گیرد وبراساس سوء طن حاصل ازروابط جنسی آزاد صورت می گیرد زوجین نمی توانند خود را از انرژی منفی اینگونه ازدواجها رها یی دهند،کار به جایی رسیده که در کشورهای متمدن غربی که به مذهب اصلا توجهی نمی شود هردوطرفی که می خواهند ازدواج کنند روی پل معروفی میروند وبه میمنت ازدواجشان قفلی را برتیرهای پل میبندند وکلید انرا توی رودخانه پرت می کنند.
می گویند امام جعفر صادق(علیه السلام) رادوستی بود بسیار نزدیک وگرامی تا اینکه هردو به بازاری رفتند ودر بازار به یک برده برخورد کردند ودوست عزیز آن حضرت با بد دهانی مثلا گفت ای مادر به خطا ،آن حضرت سخت براو عصبانی شد وگفت گیرم او خطایی کرده باشد به مادرش چکار داری و تازه اینها هم با مراسمی خاص خود به مانند مسلمانان خود را فقط برای شوهر ویا همسر خود نگه می دارند ورسم انها پسندیده است ورابطهء خود را با آن دوست بد دهن قطع کرد وراوی می گوید دیگر تا پایان عمر حضرتش باهم دیده نشدند.
در روایتی هم از حضرت مسیح وهم رسول اکرم(ص) گفته شده که از راهی عبور می کرده اند وبه لاشهء سگی بر خورد کردند وهمه اصحاب شروع کردند به بدگویی اما آن حضرات میفرمایند درست است که لاشهءسگ متعفن شده ولی او دارای دندانهای سالم وخوبی هم هست(ومنظور آن حضرات پرهیز دادن اصحاب از منفی گرایی ودر نظر گرفتن واقعیت از طرف آنها بود ) ودر مورد موسیقی که زبان مشترک تمام ملل میباشد نیز همینطور است،رقص وپایکوبی وشرب خمر نوشیدن ودراین مجالس نواهای مستهجن نواختن وخواندن یک چیز است وگوش کردن منظم در روز به موسیقی برای در امان ماندن از افسردگی وآلزایمر وبرای سلامتی چیز دیگری است.
باید بدانیم چه ارزشی را درکجا وبه چه کسی وچگونه،حتی در عمل(که علی علیه السلام در نهج البلاغه می گوید دیگران را با عملتان به دین اسلام فرا بخوانید نه با حرف وسخنتان)منتقل کنیم،چرا که انتقال ارزشها اگر با خبره گی در دین ویا تقوی همراه با عدل صورت نگیرد وکم وکاستی ویا فزونی وغیر عادلانه باشد(به معنی ای که علی علیه السلام از عدل دارد که به معنی در جای خود بودن هر چیز ویا کسی است)می تواند در عمل به یک ضد ارزش تبدیل شود وبسیار مخرب باشد،به غیر از امام معصوم با تقوی وعادل ،در مورد بقیهء انسانها عمل به این سخن علی علیه السلام اولی تر است که می فرماید؛پرداختن به رفع عیوب خود ترا از پرداختن به عیوب دیگران باز می دارد.