اگر از شما بزرگواران کسی متاءهل است وقصد طلاق دارد توصیه می کنم به اپیزود تصمیم به طلاق از پادکست جافکری گوش دهدچرا که شما را در این امر یاری میکند ولی به طور خلاصه گوشه ای از گفته های دکتر علی صاحبی در این اپیزود در زیر می آید؛
تنها مجردان شاد می توانند تبدیل به متاءهلان شاد گردند.
طلاق مثل جراحی جسمی است که موجب عدم تعادل در زندگی می شود.
این دلایل می تواند علت درستی برای طلاق باشد؛1.ناراحتی روانی یک نفر از زوجین(تشخیص داده شده توسط روانپزشک).2.اعتیاد داشتن یکی از زوجین .3.خیانت های زنا شویی
پس ازازدواج هر دو زوج باید حد ومرزهای همدیگر را به رسمیت شناخته ومراعات کنند؛که شامل این موارد می گردد1.حقوق برابر 2.مسئولیت برابر 3.برابری فرصتهای تفریح . جان گاتمن کسی است که50 سال روی رابطهء زوجین تحقیق کرده وبه این نتیجه رسیده که ؛زوجین موفق ونا موفق با یکدیگربه یک اندازه درگیری و دعوا دارند ولی زوجین موفق می دانند چطور این مشکل را با یکدیگر حل کنند.ویا بهتر بگویم آنرا مدیریت کنند.
ودر آخر اینکه زوجی اگر به خاطر بچه ها یش از طلاق خودداری می کند بهتر همان است که از همسرش جدا شود.(برای اولادشان هم این بهتر است).
به خوانندگان این مطالب توصیه می کنم که اگرقصد ازدواج دارند به صحبت های دکتر علی صاحبی که در پادکست جافکری با عنوان میهمان با ایشان مشاوره می شود گوش کنند.فقط نکتهء مهمی را از این گفتگو به عنوان تلخیص می گویم ومابقی را به عهدهء خود بزرگواران می گذارم .ایشان می گویند؛اینکه ازدواج را به مانند هندوانهء در بسته ببینیم که هم احتمال شیرین بودن دارد ویا ممکن است تلخ باشد در گذشته ممکن است این جوربوده باشد ولی الآن 70 سال بشر از لحاظ علمی روی موضوع ازدواج کار کرده وپژوهش انجام داده و شما به لحاظ علمی می توانید موفق بودن یا عدم موفقیت ازدواجتان را بفهمید ومشاورهء روانشناسی قبل از ازدواج هم برای حل همین مشکل است.
وایشان چون در ایران آمار درست ودقیقی وجود ندارد به لحاظ جهانی می گوید 61 درصد ازدواجها در سراسر دنیا در دو سال اول ازدواج از هم فرو می پاشد ودر جایی دیگر می گویند؛69 درصد مشکلات بین زن وشوهر غیر قابل حل است وهمینطور می گویند؛ازدواج در گذشته ضرورت بوده ولی حالا در صورت فقدان آن هم هنوز می توان خوشبخت بود.
در این روایت اینگونه شخص عالم تعریف شده است؛به مقام بالاتر از خود حسد نمی ورزد وبه مقام پایین تر از خود تکبر نمی کند.
تکبر را که می دانیم از غیر خدا صفت پست ومضمومی است ولی حسد چرا به میان آمده؛به دلیل این روایت دیگر از معصومین که فرموده اند؛حسد ورزی ایمان (داشتن)را تباه می کند همچون آتش هیزم را.
ابتدا باید به این سوءال جواب داد که آیا با ذکر گفتن ودعا وعبادت هایی ولو در غالب صدقه وامثالهم می توان مشکل مادی وفقر وکمبود انباشت ثروت را حل کرد؟ واز نظر سنت معصومین این امر چگونه بوده است؟در روایات رسیده بجز معدود روایاتی ازعلی علیه السلام وامام محمد باقر وامام جعفر صادق وامام موسی کاظم وهمینطور حضرت رسول اکرم ،کمتر به این موضوع وچند وچون آن پرداخته شده است،البته روایات بسیاری در مورد خود این بزرگواران ودیگر اولیاء الهی از تقوی داشتن وزهد داشتن آنها روایت شده ولی به ندرت به این موضوع مهم پرداخته شده است.
(نگارندهء این مطلب بجز حدود 20 حدیث وروایت از مجموع بزرگوارانی که ذکرشان شد به خاطر ندارد ،آنهم در اهمیت کار کردن است نه چگونگی انجام دادن آن).
گاهی ما آنچنان درگیر به خاطر آوردن آنچه که بر ما گذشته می شویم که از زمان حال غافل می مانیم ،برای حل این مشکل باید صادقانه از خود بپرسیم؛آنچه که به خاطرم می آید چگونه می تواند زمان حالم را آنچنان که می خواهم باشد متحول کرده واز آن در جهت بهبود حال وآینده ام استفاده کنم؟