در مورد کسب اعتماد به نفس

درمورد به دست آوردن  اعتماد به نفس زیاد گفته شده وهمینطور زیاد نوشته شده ،ولی دراینجا بسنده می کنم به یک روایت از علی علیه السلام که در نهج البلاغه آمده که می فرماید؛فقیر توی شهر خودش غریب است و ثروتمند توی قربت عزیز ودانسته یا ندانسته این ما را به نقش ثروت درروابط اجتماعی رهنمود می کند به این معنا که داشتن  میزان متنابهی از ثروت وسرمایه ما را در ارتباط برقرار کردن با دیگران کمک می کند و خود نوعی آرامش فکر می آورد و چون از قدیم الایام برای صاحبان قلم  آموزش می داده اند که علم برتر از ثروت است کمتر کسی به این موضوع وبیان  آن بدین نحو پرداخته است .شاعری می گوید؛بر جای بزرگان  نتوان تکیه زد به گزاف        مگر اسباب بزرگی همه به کف آری .والبته  این در مورد کسانی گفته می شود که از راه درست کسب ثروت کرده اند نه از رانت واقتصاد نفتی.

یک توصیه ویک نظر ودیدگاه

در حال حاضر یک عده تولید محتوا کرده(در اینترنت) واز این طریق سعی  می کنند که درآمدی برای خود کسب کنند ودر حوزهء  داده ها واطلاعات  گفته می شود در هر 5 سال  نصف علوم قابل دسترسی  بشر به اطلاعات سوخته بدل می گردد وبا طی کردن 3 سال از دانشگاه  بیش از نیمی از اطلاعاتی که فرد کسب کرده به اطلاعات سوخته تبدیل می گردد.جای سوءال اینجاست که چه می شود که همه مشتاق طی مدارج عالی دانشگاهی هستند ولی از این همه ثروت معنوی  که درشیوهء زندگی و روایات  معصومین است چه در حوزهء اندیشیدن وچه در رابطه با عمل کردن طفره می روند،جدای از بد عمل کردن  برخی از پیروان مذاهب.اگر بگوئید آنهائی که پیروی ایشان هستند بد عمل می کنند خوب به روایت پیامبر اسلام دانش گم شده ء موءمن است توی نوعی بفهم وبعد با تمرین در رفتار آن را به صورت ملکه در وجودت در بیاور واستفاده کن.واگر بگویی از کجا معلوم که این حرف ها وآن روایات درست باشه وبه هدفمان که همان بهروری است برسیم ،در جواب باید گفت ندانسته وعمل نکرده انتظار چه را داشته ای که دست نیافته ای.

دلیل یک روایت از علی علیه السلام

در نهج البلاغه آمده؛نمازی که از روی عادت  انجام شود در نزد پروردگار به اندازهء بال پشه ای(یا مگسی) ارزش ندارد .

دلیل این موضوع  مدتها ذهن مرا به خود مشغول کرده بود ودلیل این امر را نمی دانستم تا اینکه امروز اپیزودی از دکتر علی اتابکی  گوش می کردم که می گفت؛یک  کار یا عمل اگر عادت شد دیگر پیشرفتی  ازبه جا آوردن آن حاصل نمی شود و چون مکتب الهی محل رشد وتعالی انسانهاست فهمیدم این گفتهءآن حضرت بی دلیل نبوده است.

تدبیر علی علیه السلام در بارهء دوام وبقاء یک جامعه

از آن امام همام در نهج البلا غه  روایت شده؛اگر  امر به معروف ونهی از منکر در یک جامعه منسوخ شود بدان آن جامعه بر مردم مستولی شده وخوبان  آن اجتماع بشری دعا می کنند ولی دعایشان اجابت نمی شود،در حال حاضر جامعهء ایران  بنا به تحلیل جامعه شناسان به سه قسمت تقسیم شده اند1.موافقین   2.مخالفین  3.گروه خاکستری   وهردو جناح موافق ومخالف گروه خاکستری را حامی خود می انگارند وهمراه وموافق  با خود.وچون  عده ء کثیری جزء دسته ء سوم هستند به طوری که با مجموع موافق ومخالف حکومت از حیث تعداد و سایر امکانات برابری می کنند بنابر این باید از حالت خنثی خارج شده و با حمایت از یکی از دو طرف دعوی امر به معروف ونهی از منکر را اقامه کرده تا جامعه از بن بستی که به آن دچار شده بیرون بیاید.

پیش زمینهء فکری مربوط به یک فکرویا هرمنوتیک یک فکر

اولا درباره ء هرمنوتیک باید گفت پیش  زمینهء فکری هر رائ و نظر را هرمنوتیک نامیده اند ودراینجا هم به همین معنا آورده شده،ولی آن رائ ونظر که می خواهیم به آن بپردازیم همین قانون انعکاس  صدا ویا اکو است که بر طبق آن آمده اند   زندگی  نوع بشر را درجهان هستی  بازتابی از افکار واعمال  خودش دانسته اند وریشهء این امر بر می گردد به مذهب پروسستان در دین مسیحی که جهان را مکانیسمی می داند که خود به خود به فعالیت خود ادامه می دهد وآفرینندهء آن پس از خلق آن خود را موظف به چند وچون ادارهء آن نمیداند.ودلیل ذکر این موضوع نه توهین به مقدسات مسیحی است ونه هیچکس دیگر بلکه این موضوع را عرض کردم در باب کتابهای انگزشی  موجود در بازار کتاب که در مورد مثبت نگری قائل به این هستند که کسی غیر ازخودت نیست که خودت را نجات بدهد ومنتظر کسی دیگر نباش وزندگی ات را خودت بساز.