شرط لازم برای تمام قواعد بازی زندگی اینست که خودت باشی،واگر زندگی را یک مربع فرض کنیم ،یک ضلع آن فکر کردن وتفکر است وضلع بعدی هدف گذاری است و بعدی سعی وتلاش برای محقق کردن اهداف است و آخرین ضلع آن هم امید داشتن به دستیابی به نتیجه می باشد.
سنگ دست ما در زندگی 1.تفکر کردن ودرست فکر کردن است 2.پول در آوردن است ودانستن روش آن 3.یادگیری روش درست ارتباط برقرار کردن است و4.یادگیری لذت بردن است و5.زندگی ریاضی محض نیست که مثلا دو دو تا می شود چهار تا بلکه ریاضی احتمالات است.
ودانستن فلسفهء نیوتونی؛اگر قوانین جهان را یاد بگیرید،جهان هم باشما بازی می کند.
افراد موفق در زندگی،اهدافشان به صورت تصویری روشنی است که همیشه با آنها به سر می برند.
افراد موفق روی اهدافشان تمرکز دارند
مهم است که بدانیم امروز چه کاری می کنیم، که ما را به تصویر روشن واضح ذهنی مان(در فردا) نزدیک می سازد .و فراموش نکنیم که تاوان اشتباه در زندگی از دست دادن وقت است .ولی برای دستیابی به اهداف دلخواهمان هیچ وقت دیر نیست.(پایان اپیزود 3)
با توجه به اینکه هر کلمه ویا حتی هر حرف در قرآن کریم دارای معنایی خاص است وافراد به اندازهء خردشان می توانند از آن استفاده بکنند ولی چناچه در روایتی از زمان خلافت عمر یا ابوبکر نقل شده که هنگام فتح بلاد کتاب سوزی راه انداخته اند ودر جواب علی علیه السلام می گویند یا هر حرفی که در این کتابها آمده حق است ودر قرآن هم هست وما را به آن نیازی نیست ویا باطل است که باز هم به کار ما نمی آید،بنا بر این نحوهء دید گاه علی علیه السلام برای ما الزام آور است که نیم نگاهی هم به کتب ودر زمان حال پادکست های موجود بیاندازیم وآنها را بررسی کنیم،مدتی بود پادکست جا فکری را گوش می دادم وفکر می کردم اطلاعات پر بهایی را به شنونده انتقال می دهد و وقتی دوباره آنرا گوش دادم دیدم آن همه حرف جز پاره ای مطلب برای نوشتن بدست من نمی دهد برای نوشتن،به هر حال همان خلاصه را دست آویزی قرار دادم برای انتقال مطالب خلاصه شده ء پادکست جا فکری به خوانندگان محترم.
در قرآن به مقام امامت حضرت ابراهیم اشاره شده وداستان در خواست او مبنی بر آگاهی از چگونگی زنده شدن مردگان بعد از مرگ از پروردگار را می خوانیم ومقام امامت امام علی علیه السلام بر همه آشکار است ،پس دلیل اینکه یک امام (یعنی حضرت ابراهیم) از سوی پروردگار به دانشی که همان چگونگی زنده شدن مردگان است دست می یابد ولی امام دیگر که علی علیه السلام باشد در این مورد میفرماید در مورد مرگ انسانها خیلی اندیشیدم ولی آن سر مکنون است وعقل آدمی به آن نمی رسد چه می توان گفت به جز اینکه ؛آن حضرت دراصل به دانش ناچیز بشری در مورد علت مرگ اشاره داشته است ونه به کمی اطلاعات خودش از مرگ کما اینکه به قول دکتر علی شریعتی علی بارها به همراهانش و معاصرینش می گفته از من بپرسید قبل از انکه مرا دیگر نیابید(یعنی از من بپرسید قبل از اینکه شهید شوم.).
مدتی پیش در برنامه ای از کانال کلمه اینطور عنوان شد که اعتقاد به واسطه ء فیض بودن ائمه ء اطهار مثل اعتقاد مشرکین صدر اسلام است که معتقد بودند که بت هایشان واسطهء فیض هستند بین آنها وپروردگارشان ،من نفهمیدم این مثال مع الفارق را گوینده از کجا آورده چرا که بت از جمادات ساخته شده و هیچ استفاده ای از آن نمی توان کرد چنانکه ابراهیم همهءبت ها را شکست به جز بت بزرگ را که بعد تقصیر خود را انداخت گردن بت بزرگ(چنان که در قرآن این داستان نقل شده است)ولی تزکیه وتعلیم انسانها از جمله وظایف پیامبران واوصیاء آنها بوده است چنانچه از معصومین روایت است ما تربیت شده توسط پروردگارمان هستیم و قرآن در مورد آنها می فرماید؛یزکیهم و یعلهم الکتاب و آنها این تربیت را منتقل می کنند به پیروانشان وبه دلیل این انتقال آگاهی وعمل مبتنی برآن به آنها عنوان واسطهء فیض داده شده است.
در قرآن حکیم آمده که؛نماز تنها بر خاشعین آسان است وبرای بقیهء افراد امری دشوار است(سورهء بقره) ودر جایی دیگر از معصومین روایت شده که ؛قرآن را ظاهری است وباطنی و همینطور ما می دانیم که معتزله برای جلوگیری از تفسیر به رائ وتفرقه در پیروی از قرآن بر این عقیده بوده اند که معنای حقیقی قرآن نمی تواند معنای ظاهری قرآن را رد کند با دانستن این مطالب ،چرایی این که چرا یکی به راحتی نماز را به جا می آورد ودیگری به سختی کاملا معلوم است که خاشعین نماز را همان چند عمل ساده ای می دانند که برای خشنودی پروردگار به جا آورده می شود،چنانکه از امام محمد باقر قبلا ذکر کردم که در صورت نبودن قیامت می گوید ما چیزی را از دست نداده ایم چون کاری نکرده ایم .