توضیحی دربارهء یک گفته

اگر  قسمت دوم از گفته های آنتونی رابینز را در مورد قدرت ایمان گوش داده ویا بخوانید (که درآن توضیح می دهد که با  تغییر در  وضع بدنتان می توانید به ایمان دست یابید)،به دلیل این گفته پی می برید که ؛بین کفر وایمان فاصله ای نیست جزاقامهء نماز،و این گفته می خواهد بفهماند که کسی که نماز بخواند کافر نیست وکسی که نماز نخواند کافر است.(دلیل بیان این مطالب اینست که عده ای نماز خواندن را جزو شعائر اسلام می دانند وتقسیم بندی کرده وانجام اعمال نماز را بی فایده ویا عبث می دانند).

جواب یک سوال در عصر هوش مصنوعی

پیش از آغاز قرن جدید وپس از آن دانشمندان به این موضوع می پرداختند که در عصر جدید دیگر نوشتن وخواندن دلیل بر سواد افراد نیست بلکه بی سواد کسی است که مهارت کار با وسایلی همچون لپ تاپ وتبلت و کلا کامپوتر را(در حال حاضر هوش مصنوعی) ونرم افزاری را نداند.اما دلیل آنرا به واضح  بیان نکرده  بودند.دلیل این موضوع می تواند این باشد که علم ودانش بشری مثل علوم وحی نیست که ابدی وغیر قابل تغییر باشد ودر نتیجه محصول آن هم چنین است مدام در حال تکمیل شدن واصلاح اشتباهات قبلی می باشد و به قول مولوی هرکس به فهم خود فهمیده مدعا را.(به همین دلیل است که می گویند سخن علمی آنست که ابطال پذیر باشد واگر دلایل محکم تری در رد آن آورده شد آن سخن باطل گردد.)

یک توصیه در برخورد با مشکلات

اگر دنیا وامورات مربوط به آن سخت شده واز حد قدرتتان خارج شده که این روزها بر اثر تحریم های اقتصادی اکثر افراد جامعهء ما به آن دچارند راه حل قرآن حکیم  در این مورد خاص واستعونی بالصبر وصلاه ورکعوا مع راکعین است(به این معنی که در مشکلات صبر پیشه کنید ونماز بخوانید و رکوع کنید به مانند دیگر رکوع کنندگان.

دربارهء احسان به والدین

دراینباره باید این گفتهء شوپنهاور را مد نظر داشت که ما نادانهایی هستیم که فرزندان پدر ومادر نادانی مثل خود هستیم واین به این معناست که اولا پدر  ومادر ما حتمی الخطا هستند ودیگر اینکه چون معصوم ومصون از خطا نیستند نباید آنها را با دیدمان قدسی دید،منظور اینست که نباید به بی راه افتاد که مثلا مادر من همان  حضرت زهراست که دررسانه های عمومی شاید در ظاهر اینطور تلقین شود ونه پدر ما  ،مانند پیامبر ویا ائمهء معصومین هستند ،این گفتار برای این نوشته شده که در آیه ای از قرآن آمده ؛با آیات این قرآن عده ای هدایت وعده ای به گمراهی می افتند .

سخنی از علی علیه السلام دربارهء مالک اشتر

 از پیش می دانیم که بنابر روایتی پروردگار فرمود ؛ اگر خودم را به زمین وآسمانها عرضه می کردم توان تحمل این امر را نداشتند ولی جایگاه من قلب موءمن است(کتاب معراج السعاده) ودر نهج البلاغه  آمده از علی علیه السلام که مانند مالک اشتر به من همانند من است با پیامبر اسلام (ص)(منظور ازبیان این دو روایت نشان دادن موءمن بودن مالک اشتر است) ودر نهایت  پس از به شهادت رسیدن مالک اشتر امام فرمود که بود مالک اگر کوهی بود همان کوهی بود که هیچ پرنده ای(منظور عقاب و پرندگانی است که در ارتفاع بالا آشیانه درست می کنند) قدرت آن را نداشت که بر بالای آن آشیانه ای بسازد،ومنظور از بیان این موضوع  نشاندادن اهمیت این بزرگوار در دین وپیشرفت واعتلای آن بوده است  در حالی که به دو روایت اول توجه کنیم و سپس به آخری رجوع کنیم میفهمیم امام اورا اینگونه وصف  می کند تا قابل فهم برای عموم مسلمانان باشد واین در حالی است که قدر وشاءن آن بزرگوار بیش از اینها بوده است.