او میگوید آیا کار دکتر علی شریعتی و جلال آل احمد درست بود که با ریویزسیون مذهبی ما را به چاهی انداخت که تازه داریم خارج شدن از آن را یاد می گیریم وحالا کسانی هستند که دارند چاه دومی را می کنند وایشان همان نو اندیشان دینی هستند.من از او این سخن را به ودیعه می گیرم که مذهب نوعی فهم دین است ودین آنچیزی است که خداوند به راستی از انسانها مطالبه کرده ومی خواهد،با این وجود تشریح احادیث توسط اینجانب فقط وفقط به این دلیل بوده که ما بافهمی که امام شیعیان از دین داشت آشنا شویم وآنرا سر لوحهء زندگیمان قرار دهیم وچنانکه دریکی از کتب دکتر علی شریعتی آمده حوادث واشخاص تاریخی را با همان موقعیت زمانشان بشناسیم ولا غیر.سخن بر گرفته از میترا معتمدی در کتاب روز هشتم هفته آمده است.
در کتاب گویای روز هشتم هفته با گوینده گی ناصر زراعتی آمده است که تولید دین اسلام تنها یک کالا بوده آن هم وحدانیت پروردگار عالمیان است وگرویدن به اوست ،در جواب فقط این سخن از بروس لی را بیان می کنم که او گفته من از مبارزی نمی ترسم که 1000 فن بلد وهر کدام رافقط چند بار تکرار کرده ویاد گرفته است ،بلکه از مبارزی واهمه دارم که یک فن را 1000 بار تمرین کرده باشد،هرچند فقط یک فن را بلد باشد.
این کلام امام معصوم به معنی انجام دادن هر کاری در جا ومحل ومکان خاص خودش می باشد که مفهوم عدل نیز در سخن ایشان در نهج البلاغه نیز همین می باشد یعنی قرار دادن هر چیز در جای خودش.از نمونهء معنی این جمله می توان به این مفهوم رسید که واجب را نگذارید وعمل مستحبی انجام دهید.
بریان تریسی وآنتونی رابینز که هردو سخنران انگیزه شی هستند در این گفته متفقل القول هستند که برای دارا بودن انرژی در زندگی باید همیشه طالب آموختن بود واین در حالی است که پس از قرن بیستم بیسواد کسی نیست که خواندن ونوشتن را نداند بلکه کسی است که طالب آموختن نباشد،واین را به این دلیل گفتم که قرنی که من وشما در آن به سر می بریم موقع همنوایی علم و دین می باشد ،چرا که ازصدر اسلام این روایت توسط پیامبر اکرم به ما رسیده که؛دانش گمشدهء موءمن است.
از حضرت علی علیه السلام نقل شده (در نهج البلاغه) که؛من خدا را از تغییر راءیها شناختم.این موضوع برای خوانندهء این عبارات نا مفهوم است ومعنایی را نمی تواند به خواننده منتقل کند،اما منظور آن حضرت این بوده که در معاشرت با افراد گاه در مورد یک فرد افکار متفاوتی وجود دارد و لاجرا برخورد های متفاوتی صورت می گیرد به این معنی که وقتی از برخورد یک فردراضی هستیم در مورد او نوعی فکر می کنیم ووقتی از برخورد دیگری با خودمان راضی نیستیم نوعی دیگر فکر می کنیم واین تنها در بارهء غیر معصوم حکم می کند چرا که در مورد حتی یک خطا آن حضرت ازخوارج پیروی نکرد ودیدیم که خوارج گفتند توبه کن از حکمیت وامام علی فرمود؛من کاری نکردم که مستوجب توبه باشد بلکه آنهم به خاطرفشار شما بود که این امر صورت گرفت.وازحضرت امیر اینگونه عنوان شده که من هنگامی که حق وباطل با هم مخلوط شده وامور مشتبه می شوند امر حق را می توانم تشخیص دهم واین امر راهم از حضرت رسول اکرم به ارث برده ام.