دربارهء دیدگاهی به زندگی

در روایت از پیامبر اکرم (ص) است که برای زندگی ات در دنیا چنان بکوش که گویی همیشه زنده خواهی بود،هرچند قبلا با توجه به زهد در زندگی پیامبر آنرا بدین مفهوم بیان کردم که نباید در امر دنیا حریص بود ،ولی برنامهء دراز مدت داشتن با این مفهوم مغایرتی ندارد چنانکه علی علیه السلام می فرماید زمان خود را به 3 قسمت کن اول عبادت کردن و دوم کار کردن و سوم استراحت وتفریح کردن وبرای  توضیح اینکه چگونه برنامهء دراز مدت داشته باشیم ،ارجاء می دهم شما را به اپیزود بازی دراز مدت  در پادکست جافکری از مهرسا شیخ الاسلامی.

علت سرخوردگی جوانان در ایران

ریشهء این معضل راخصوصا در جوانانی که در حال طی کردن راه موفقیت و نیل به خواسته ء خود هستند نباید تنها مالی دانست بلکه دلیل آن همان عدم توجه به آنها وتشویق نکردن آنان ونیاز آنها به تاءیید دیگران است وراهکاری که به این جوانان می توانم نشان دهم شنیدن   صحبت های دکتر فرهنگ هولا کویی راجب به این موضوع می باشد.

دربارهء صادق بودن با خداوند

از علی علیه السلام اینطور در نهج البلاغه نقل شده که؛در جنگها اصحاب پیامبر با کفار به مانند دو شتر نر به هم می پیچیدندوگاهی  اصحاب پیامبر شهید می شدندوگاهی از کفار کشته میشدند تا جایی که چون صدق نیت ما به شهود حق رسید نصرت را یاری ما فرمود...

ودر جایی به یک پیروی متعصب خود می گوید که دلیل این سختی کشیدنش همانا تاءمین رفاه آنهاست در استفاده ازنعمات ورحمت الهی  وازاو می خواهد خودش را با او مقایسه نکند.

اما سوءال اینجاست که مگر مثل علی همزمان وبعد از پیامبر چند تا وجود دارند ودراینصورت کل امت اسلامی  با صبوری کمتر دچار مشکل میشوند بلکه به هلاکت می افتند.

در مورد اخبار روز

در اخبار امروز آنچه که سر تیتر خبرها است جنگ میان حماس واسرائیل یا فلسطین اشغالی می باشد به هر روی جنگ میان این دو گروه  ازنوع بشر در ضدیت با آرمان نوع بشر که همان حفظ وحراست از خود ودیگران است می باشد،یکی از  اشتباهات این دو گروه همان قتل وعام یکدیگر است جدای اینکه یا یهودی ویا فلسطینی باشند خونی که بر زمین می ریزد خون یک انسان است ولا غیر.وصد البته من در مقام قضاوت نیستم که بگویم حق با کدام گروه است ویا کدام گروه بر حق ویا بر باطل هستند والله اعلم.

در مورد یک سخن دیگر از علی علیه السلام

از ایشان مروی است که فرموده اند؛بد ترین برادران من کسی است که مرا به تکلف وادار کند.دلیل این امر پر واضح است که به تکلف انداختن خود ویا دیگران سببش حس گناهی است که به خود ویا دیگران انتقال می دهیم چه به واسطهء چیزی مثل ثروت ویا رفتاری که بی دلیل اهانت آمیز باشد.