ارتباط کلام علی علیه السلام ویک تجربه آنتونی رابینز

از آن حضرت در نهج البلاغه این طور ذکر گردیده که؛علم رابا قلم به بند بکشید و منظور آن حضرت هم این بوده که برای فراموش نکردن علومی که فرا گرفته اید آنها را بنویسید و در کتاب موفقیت نا محدود در 20 روز در بخش دفترچهء موفقیت از قول آنتونی آمده؛به تجربه دریا فته ام که هر کدام از ما 80 درصد آنچه را می شنویم یا می خوانیم در طی 3 روز فراموش می کنیم،با نوشتن آنچه که می آموزیم 75 تا 90 درصد مطالب به گنجینهء خا طرات شما سپرده خواهد شد.

قسمتی از کتاب امام جعفر صادق چاپ دانشگاه استراسبورگ

در ترجمهء این کتاب آمده ؛شخصی از آن حضرت دربارهء نسبت انسان با پروردگار علیم پرسیده آن حضرت اشاره میکند به گوسفندی ومیگوید مانند رابطهء او با صا حبش،منظور آن بزرگوار تشابه این حیوان از نظر خوردن رزق با انسان است که رازق هر دو یکی است ،وتشابه انسان بااو در نادانی به ذات اقدس اله است ،همچون این تمثیل ها در روایات و حتی قرآن بسیار است که به قول استاد دکتر علی شریعتی  که به او می گوید؛حوادث تاریخی را با زمان وقوع آن بسنج نه با زمان حال.نباید کوته فکرانه به این نوع مطا لب نگریست و مثلا گفت ای بابا اهمیت وجودی خودمان را هم فهمیدیم در عرصهء گیتی از زبان امام شیشم  شیعهء اثنی عشری.در همین سورهء جمعه در مورد اهل کتاب که آیات الهی را رد می کنند می گوید ؛آنها همانند قاطری هستند که بارشان کتاب است.

علت توصیه به پیروی نکردن از آرزوهای دور ودراز توسط علی علیه السلام

در نهج البلاغه از قول علی علیه السلام نقل میکند که من بر شما(امت اسلام)از دو چیز بیمناکم اول پیروی از هوی نفس اماره و دوم پیروی از آرزوهای دور ودراز.قسمت دوم که منظور بحث است  به این اشاره دارد که انسانی که مرگ را در پیش رو دارد و به قول  آن حضرت نفس کشیدن هر کس گامهای اوست به سمت مرگ نباید زیاده خواهی کند چرا که در اینصورت ثروت جمع آوری شده توسط او که با صرف عمر کسب کرده می ماند برای دیگران ودر جایی که اشاره دارد آن حضرت به اینکه آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشید در مورد همین مورد می باشد.یا به عبارت بهتر آن حضرت می فرماید آنقدر ثروت کسب کن که بتوانی استفاده اش راببری واحتیاجات  ضروری ات را رفع کند چرا که هر لحظه امکان مردنت هست.

بررسی یک روایت دیگر از معصومین

در روایت از معصومین است که می فرمایند؛دوست داشتن نادان باعث دردسر وگرفتاری است،این روایت صحیح است چرا که اگر شخص کم فهم ویا نادان را به مانند کودکی فرض کنیم چگونه است آزاد گذاشتن او ،واضح است که در این صورت کلی خسران ایجاد میکند برای خود ودیگران که دراینصورت باید اورا نجات داد که این معنا ومفهومی است که از این روایت میتوان  فهمید.به عنوان مثال از این کودکان بزرگنما  را می توان در زندانها  یافت یا در بیمارستانهای امدادی.

یک روایت از اصول کا فی

در اصول کا فی روایتی است به این مضمون که امام معصوم به هر علمی که بخواهد دست می یابد.این روایت درست است به این دلیل که پروردگار علیم (دانا به تمام امور)است ودر قرآن آمده ان الله بصیر بالعباد(یعنی پروردگار آگاه است از امور مربوط به بندگانش) با توجه به این دو مطلب عنوان شده جای شک نیست که پروردگار بهترین  خلقش را از هر آنچه که از او بخواهد آگاه می گرداند.در نمونه ء مادی  این امر میتوان به خاطر آوردن اطلاعات فراموش شده را مثال زد اما پر واضح است که در مثال هیچ جای منا قشه نیست.