در کتابی از دکتر علی شریعتی آمده(به نقل از علی علیه السلام):من به راههای آسمان آگاه ترم تا راههای زمین البته این در ادامه ء این مطلب است که می فرماید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست دهید و در نهج البلا غه آمده ازایشان دنیا وآخرت مثل خاور وباختر زمین می مانند هر که به هر طرف رو کند از دیگری به همان میزان دور می شود در اینصورت باید به این فکر کرد که راههای آسمان نه تنها مغایر زمین است بلکه می تواند عکس آن هم باشد و این گفته در روشهای دینی هم مشهود است می دانیم در تصدق و انفاق وزکات وخمس وکلا هر کار خیری این مال ویا جان آن کنندهء عمل خیر است که در راه خدا وبرای جلب رضایت او بذل وبخشش می گردد (ولو اینکه آن را خداوند داده وجزای این عمل خیر هم داده می شود) ولی در امورات این جهانی ومعیار مادی اصل استفادهء درآمدی از هر چیزی است (یعنی گرفتن محض)و تضاد این دو روش که می توان یکی را راه آخرت وآسمانی دانست ودیگری را راه یا روش زمینی مارا به این تضاد حتی به صورت عکس رهنمون می گردد.
این خبر که در روز دوشنبه 5 بهمن ماه 1394 در بخش اقتصادی سایت شهر خبر درج گردیده انسان را به صدق این گفتهء پیامبر ویا شاید علی علیه السلام هدایت می کند که ایشان فرمودند؛اگر ثروتمندان سهم فقرا را از اموالشان می پرداختند دیگر فقیری در جهان باقی نمی ماند.
در ترجمهء فارسی آیا تی از قرآن به این مطلب اشاره شده که برای نا بودی کفار پروردگار را نیاز به نزول لشکری نیست، بلکه با مستولی کردن پشه ای بر ایشان میتواند جان آنها را بگیرد،دو راه متصور است بر این مطلب اولی مسدود کردن راه تنفسی ایشان که در اینصورت این معنا را منتقل می کند که موجودی مانند انسان که به نفسی بند است نباید کفر بورزد چرا که همان که نفس کشیدن را می دهد می تواند آنرا قطع کند.ودومین راه از طزیق انتقال بیماری هایی همچون ما لاریا و سالک و... می باشد که این برای عرب بادیه نشین به معنای امر غیبی متصور است و حالت تشریعی دارد در حا لی که در زمان حاضر از راه علوم تکوینی این موضوع اثبات شده است چرا که همهء ما میدانیم پشه می تواند نا قل این بیماریها باشد ،به هر حال باز پروردگار عالم هستی می خواهد بگوید ما کفار را که کبر می ورزند و بزرگی می فروشند با موجودی بسیار خرد مانند میکروبها می توانیم از میان برداریم و آسیب پذیری کفار به میکرو بها ی میکروسکوپی کوچک نشاندهنده ء شدت حقارت وضعف کفار می باشد.
او میگوید؛جوانان نباید وارد سه موضوع گردند:1.دین 2.فلسفه 3.سیاست . واین حرف درستی است چون در جوانان احساسات نقش مهمی بازی می کند واگر وارد عرصه های مورد ذکر گردند دچار سوء استفاده از طرف بزرگان این سه گروه می گیرند.
در بخش کلمات قصار نهج البلا غه آمده؛از آن حضرت سوال شد چگونه صبح کرده و آن حضرت می فرماید :چگونه است حال کسی که ممکن است در حین سلامتی مریض گردد ویا در حین خوابیدن در رختخواب مرگ او فرا رسد.یا به عبارتی مریضی ومرگ برای همه هست وهمه دربرابر آن بی دفاع هستند.