مدتها پیش معنی دعایی را خواندم بدین مضمون،پروردگارا مارابه آزمایشهایی که امت های پیشین را آزمایش کرده ای،آزمایش نکن.واین برایم معنایش نامفهوم بود تا اینکه فهمیدم که این فرد یا افراد گوینده از خداوند طلب میکنند که آنها را به گرفتاریهای امت های پیشین گرفتار نکند.
در این آیه آمده قد تبین الرشد من الغی یعنی راههای رشد و رستگاری از راههای گمراهی مشخص شده است وانسان را مختار دانسته تا هر راهی که میخواهد انتخاب کرده وبرود،این موضوع مهمی است وباید به آن توجه داشت،چراکه برخی با مبهم قلمداد کردن آخرت سعی در حذف عمل برای آن در زندگی دنیوی می کنند وبا توجه به این قسمت از آیه الکرسی حتی ما را فراتر از آن برده به طوری که مشخص میکند تصویر آخرت بسیار روشن وواضح است در حالی که زندگی دنیوی بدان سان روشن واضح نیست ،چراکه ما نقشهء راه آخرت را داریم وبه یقین می دانیم اگر به آن عمل کنیم از چه جایگاهی برخوردار خواهیم شد در آخرت ولی اتفاقات وحوادث دنیا غیر قابل پیش بینی است و همین طور نحوهء عمل ما انسانها در هنگام بر خورد با آنها.
کتاب در مورد فرستادن محکومین با پروندهای جعلی وبدون هرگونه تقصیری وتنها تحت فرمانی که از زمان لنین صادر شده بود ودر زمان استالین صورت گرفت به اردوگاه کار اجباری می باشد.نویسنده میگوید حدود 18 میلیون نفر به این اردوگاهها فرستاده شدند که کمترین آمار کشتگان آن1600000 نفر میباشد ،البته از سال 1925 میلادی تا سال1953 میلادی. واین فرمان در سپتامبر 1918 میلادی صادر گردید.ماءمورین اجرای فرمان صادر شده را کلاه آبی ها مینامیدند.طبق بند 10 مادهء58 کیفری،آموزش مذهبی حتی به فرزند خود فرد درددههء1920 میلادی 10 سال کار اجباری در همین اردوگاه را به دنبال داشت.
دراین اردوگاه کارگران حق بهره بردن از ثمرهء کار خود را نداشتند وهمه استفاده نسیب دولت می گردید.
در سال1947 میلادی 48 درصد زندانیان اردوگاه را جوانان بین16 سال تا24 سال سن تشکیل می داده اند.
کاری که با این ذلت انجام می داده اند هیچ ارزشی نداشته از لحاظ اقتصادی اگر چه از لحاظ سیاسی وبرای ارعاب مردم و تولید نظم طبقاتی شاید به سیاستمداران آن کشور کمک کرد ه باشد.
نویسندهء کتاب می گوید؛برای سالمندان که آخرین مراحل زندگی را طی میکنند،اولویت ها فرق میکند.اگر اولویت آنها سلامت باشد که باید به درمان های پزشکی خود ادامه دهد.ولی اکثر آنها در این مرحله امور دیگری را در اولویت خود دارند،که باید به آنها توجه کرد.مثلا حفظ حریم شخصی ویا بی توجهی به بیماری وهمراهی با خانواده.
او چگونگی پدید آمدن آسایشگاها را از خانهء سالمندان یا فقرا با وجود پدید آمدن صنعت بیمه و درمان به دلیل آن میداند که کهنسالان نمی توانند امور مربوط به خود را انجام دهند،ولی در تحقیق میدانی معلوم شد که آنها در این آسایشگاهها از نبود حریم خصوصی رنج می برند،این امر باعث شد تا خانه هایی پی ریزی شود که در آنها تا حدودی حریم شخصی سالمندان حفظ شود،به عنوان مثال آنها می توانستند دراین خانه ها درب اطاقشان را قفل کنند،دمای اطاقشان را خود تنظیم کنند با این حال هنوز احساس تنهایی وافسردگی می کردند که با تلاش یک پزشک با آوردن حیوانات خانگی و گل وگیاه آن نیز برطرف شد.اما سوال مهمی که در برخورد با سالمندان از آنها باید پرسید این نیست که آنها چگونه می خواهند بمیرند،بلکه اینست که از آنها باید پرسید که بواسطهء چه چیزی میخواهند زندگی کنند و برای چه میخواهند زنده بمانند ودردرا تحمل کنند،در مورد این موارد باید با آنها صحبت شود ودر صورت امکان برایشان فراهم کنیم.
به نظر نویسندهء این کتاب دورهء صنعتی بودن گذشته،اگر فورد سیستم های پیشرفته را با مونتاژ کردن درسطح زیادی تکثیر کرد وبدین وسیله بابالا بردن سطح دستمزد سود فراوانی را به جیب کارخانه داران ریخت وسیستم سرمایه داری آن روزگار سیستم آموزشی ای تاءسیس کرد که کالاهای مازاد تولید را بخرند ومطیع وسربراه یا کارمند محور باشند در حال حاضرمعمولی بودن دیگر جواب نمی دهد بلکه باید شاخص بود،ذهنیت بی نقص وعالی بودن را کنار بگذارید ونیز روحیهء فرمانبردار بودن را،چرا که شما اگر می خواهید دیگری بگوید ،چیکار بکن وچیکار نکن یک کارمند خواهی بود وکارمند می تواند تعویض شود.
فرق مهرهء حیاتی بودن بیشتر از اینکه توی مهارت ها باشد توی رفتارهای بین فرد بادیگران است.
به نظر نویسنده اگر مهرهء حیاتی هم باشی به کار با مهره های حیاتی دیگر نیاز داری چرا که در ابتدا با ترک کار آنها ممکن است متضرر شوید ولی در نهایت این آنها هستند که ارزش سازند،نویسنده در این کتاب میگوید بیش از آنچه که میگیرید بدهید،هنر اصلا ذاتش توی هدیه دادن بدون درخواست استفاده ای از آنست بعدها نتیجهء کار شما به شما برمیگردد.به نظر نویسنده آنقدر باید خراب بکنیدتا ساختن را یاد بگیرید وآنچه که از این مهم جلوگیری میکند ترس از شکست است.آنقدر سریع باید کار کنید که فرصت روضه خوانی برای خود نداشته باشید.وبرای مشتری ای خدمت کنید که دیگران به آنها خدمت ارائه نمی دهند.به نظر او دوران دو قطبی کارگر و کارخانه دار گذشته حالا با اینترنت افراد هم کارگر خودند وهم کارفرمای خود.البته اینترنت داره خطرناک میشود چرا که معنا دارد در آن ازبین میرود.