برخی این شعار را سر می دهند وهدف خود اعلام می کنند که بله؛می بخور ومنبر بسوزان و مردم آزاری نکن
ولی نحوهء استدلال این ضرب المثل درست نیست و از همان شبه علمی که در روانشناسی و فلسفه سخن از آن میرود یعنی نه نحوهءاستدلال درست است ونه نتیجه گیری
حال دلایل این حرف؛این ضرب المثل از همان ابتدا با بدی کردن شروع می شود که در آخر مخاطب را از انجام آن نهی کرده چرا که اول می ومستی وعربده کشی ورفتارهای ناهنجار هنگام مستی به وضوح در افرادمست مشاهده میشود ودلیل بعدی توهین به اعتقاد گروهی حال اگر نگوییم جامعه به معنی کلان آن است درآن با اشاره به اینکه منبر بسوزان وجود دارد وسومین دلیل همین نتیجه گیری آخر است که از دوکار اشتباه به یک نتیجه مع الفارق می رسد که پس مردم آزاری نکن.وکوتاه سخن که به این گفته اگر به عنوان ضرب المثلی مانند سایر ضرب المثلها توجه شود ایرادی نیست ولی نباید از آن به عنوان دلیلی برای توجیه عمل بدمان استفاده کنیم.
دلیل این احکام می تواند این باشد که فرد را ازتله ء درگیر شدن در عمل به نحوی که هدف تنها انجام دادن صحیح نماز باشد می رهاند ،زیرا که چنانچه علی علیه السلام در نهج البلاغه فرموده نماز رابرای دوری از کبر شارع مقدس یا پروردگار وضع کرده و چنانچه در سورهء توحید آمده الله الصمد یعنی پروردگار بی نیاز است بنابراین احکام کثیر الشک چشم اندازی بر روی حال وآینده است در حالی که شکاک در اقامهء نماز درگیر در چگونگی عمل به واسطهء صحیح به جا آوردن نماز می باشد.
اینکه آدم و حوا از بهشت یا به تعبیر قرآنی آن ازجنت به زمین آمده اند بر اثر نافرمانی آنها از نزدیک شدن به درخت ممنوعه و خوردن میوهءآن میتواند نشاندهندهء این موضوع باشد که میوهء آن درخت سمبولیک بوده به روایت قرآن و آن میوه اختیار برای آدمی است وآن درخت دراصل نشان سمبولیک آزادی است وتا این مقدار را در نوشته های دکتر علی شریعتی میتوان مشاهده کرد ولی جنت پیش از ورود آدمی در خاک وزمین بر مطابعت اجباری پروردگار توسط این زوج می باشد واز آنجا که پروردگار برای آنها خیر می خواسته همهءآن قسمتی که در جنت بوده اند همه خیر ونیکی بوده است ولی وقتی اختیار در عمل برای فرزند آدمی پیش آمد پی آمد آن درد است و رنج که در قرآن دراینباره بیان شده ما آدمی را در رنج وسختی ویا گرفتاری آفریده ایم.ودر دنبالهء عمل به اختیار است که در آیه الکرسی می خوانیم قد تبین الرشد من الغی(راههای رشد وستمکاری از هم جدا وآشکار شد) وبا طی هریک از دوراه به جنت یا جهنم زندگی انسان ختم می گردد.ودر جایی پس از داستان خلق نوع بشر به آدم گفته می شود جای راحت خودت را به گرفتارشدن در گرفتاری عوض کردی که نشان از هبوط آدم ابوالبشر می دهد ودر جایی میفرماید دیگر همهء دعا های تو تمام وکمال پذیرفته نمیشود بلکه به علت گوناگونی عمل که به نیت آن مرتبت می شود اگر خیر باشد پذیرفته واگر شر باشد رد می گردد وگروهی با گروهی دیگر از فرزندان تو دشمن خواهند بود(براثر نوع عملی که دارند)بیهوده نیست که علی علیه السلام میفرماید افراد بشر محبت ودوستی کسانی در دلشان وارد می گردد که مانند آنان عمل ورفتار کنند.
ایشان در روایتی نقل می کنند که عبادتی که با تفقه همراه نباشد برای انجام دهندهء آن سودی نمی بخشد.
ودر نهج البلاغه ایشان کسی را فقیه می داند که مردم را از رحمت پروردگار ماءیوس نکند وبه پروردگار وانجام محرمات دلیر نسازد
با توجه به تعبیر فقه از نظر امام می توان نتیجه گرفت که کسی عبادت صحیحی انجام می دهد که هنگام انجام آن از رحمت پروردگار نا امید نباشد ونیز به دلیل خوف الهی محرمات اورا انجام ندهد. در این جاست که امام معصوم میزان قبولی نماز را میزان خود داری فرد از انجام محرمات می داند.انجام عبادات مختلف توسط افراد دلیلی برای قبول آن نیست چنانچه از آن حضرت مروی است که نادان را می بینی که درعبادات ومحرمات افراط می کند.
خوانندگانی که این کتاب را خوانده اند شاید با من هم عقیده باشند که گویی دستگاه تبلت ایده ای بوده برای نوشتن این کتاب ونویسندهء آن،چرا که تمام کارهایی که او تعلیم می دهد از مختصات و ویژه گی های تبلت است.