در سخن غیر مسلمانان منتقد اسلام و خصوصا حضرت علی علیه السلام این سخن به وفور پیداست که محمد (ص) وعلی هم مانند ما انسان بوده اند واین قداست که در دین اسلام به آنها داده می شود برای اینست که روی خطا های آنها پوششی باشد ،در حالی که علی علیه السلام در نهج البلاغه ازاو نقل می شود که من دوست دارم هر عملی که انجام می دهم از من دلیلش را بپرسید ،چرا که پشت هر عمل من عقلانیت است و در نهایت در جایی میگوید ؛من خودم رابالاتر از آن نمی دانم که چون انسانم خطا کرده باشم.بنابر این قداست او تاءیید شدهء پروردگار است حال باید دید آنهایی که غلو می کنند خطایشان را باید به پای علی علیه السلام گذاشت؟!مسلما خیر ودر مورد این دسته افراد است که او از شخصی که از جامعه به سوی او آمده بود پرسید مردم را در امر ما چگونه یافتی؟او می گوید یک عده دشمن تو وناسزا گویت هستند وگروهی در مورد تو حد وسط را رعایت میکنند و گروهی هم مقام تورا بسیار از آنچه که هستی بالا برده ومدحت می کنند،علی علیه السلام به او می فرماید آخر آنها بر می گردد به او ل آنها وشیعهء من همان کسانی هستند که حد وسط را در موردمن رعایت میکنند(نهج البلاغه).
متفکرین غیر مسلمان بر مسلمین خرده می گیرند که در اسلام آزادی نیست در حالیکه وقتی به بحث شهروند جهان وطنی میرسیم باید قبول کنیم که به همه این امتیاز داده نمی شود،بنابر این ما دوگروه عمده داریم یکی برخوردار از امتیاز شهروندی وگروهی فاقد آن،حال باید پرسید تکلیف فاقدین امتیاز شهروندی چیست؟! قطعا محرومیت از تمام نعماتی که به شهروندان میرسد،حال گروه کثیری از مردم را خواهیم داشت فاقد توان لازم برای برطرف کردن حوائج انسانی شان ودرنهایت تحت سیطرهء گروه برخوردار واین همان نظام برده داری وبرده شدن است،حال بنگریم صدر اسلام را عرب بادیه نشین شمشیر میزد ومیگفت اگر پیروز شوم برخوردار می گردم واگر شهید شوم به بهشت میروم وتازه چیزی هم در هر دو صورت برای از دست دادن ندارم.به عنوان مثال اگر این بحث را بخواهم جمع کنم باید دید چرا وضعیت ازدواج اینقدر خراب است وچرا آمار ازدواج نکرده های این مملکت که به سن ازدواج رسیده اند وآن را هم رد کرده اند ونمیتوانند ازدواج کنند سر به میلیونها نفر می رسد وباید دید چرا در انتخاب رشته های دانشگاهی وبالاتر چرا جوانان مجبور میشوند رشته ای را برخلاف علاقهء خود وفقط صرف ملاک جذب در بازار کار دنبال کنند،بنابر این آن عرب باده نشین مسلمان آزاد تر بوده از فاقدین امتیاز شهروندی جهان وطنی.
عده ای میگویند گیریم که علی علیه السلام بیت المال را مساوی بین مردم امتش تقسیم میکرد ولی اصل بیت المال از کجا آمده بود آیا نه اینکه از قبل همین مردم بدست آمده بود،ولی با توجه به این که در نهج البلاغه از ایشان مروی است که اگر اینگونه بود که ثروتمندان حق فقرا را ازمالشان می پرداختند دیگر در جامعه اسلامی فقیری یافت نمیشد ویا در جای دیگری از نهج البلاغه آمده که آن حضرت میفرماید؛اگر پروردگار عالمیان از عالم تعهد نگرفته بود که به سیری ظالم و گرسنگی مظلوم راضی نشود افسار شتر خلافت را بر دوشش می انداختم و آن را رها میکردم،با این توضیحات که بیان شد میفهمیم که کار حضرتش برمبنای صحیحی صورت گرفته است وچه زیبا ضرب المثل فارسی بیان می کند که؛چه خوب است دست بسیار چه در خوردن وچه کار.
مدتها پیش معنی دعایی را خواندم بدین مضمون،پروردگارا مارابه آزمایشهایی که امت های پیشین را آزمایش کرده ای،آزمایش نکن.واین برایم معنایش نامفهوم بود تا اینکه فهمیدم که این فرد یا افراد گوینده از خداوند طلب میکنند که آنها را به گرفتاریهای امت های پیشین گرفتار نکند.
در این آیه آمده قد تبین الرشد من الغی یعنی راههای رشد و رستگاری از راههای گمراهی مشخص شده است وانسان را مختار دانسته تا هر راهی که میخواهد انتخاب کرده وبرود،این موضوع مهمی است وباید به آن توجه داشت،چراکه برخی با مبهم قلمداد کردن آخرت سعی در حذف عمل برای آن در زندگی دنیوی می کنند وبا توجه به این قسمت از آیه الکرسی حتی ما را فراتر از آن برده به طوری که مشخص میکند تصویر آخرت بسیار روشن وواضح است در حالی که زندگی دنیوی بدان سان روشن واضح نیست ،چراکه ما نقشهء راه آخرت را داریم وبه یقین می دانیم اگر به آن عمل کنیم از چه جایگاهی برخوردار خواهیم شد در آخرت ولی اتفاقات وحوادث دنیا غیر قابل پیش بینی است و همین طور نحوهء عمل ما انسانها در هنگام بر خورد با آنها.