ایشان در مورد وجود امام زمان قائل به این هستند که باور داشتن به امام زمان ایرادی ندارد گو اینکه به دلیل پنهان بودن تولد امام ودر خفا بودن زندگی ایشان وکمی مدارک متقن در مورد ایشان آن حضرت را از سایر ائمه و معصومین متمایز میکند به اینکه وجود تاریخی ای از ایشان در دست ما نیست ولی پیشتر از زبان اصول کافی گفتیم که دلیل ارائهء سورهء قدر به عنوان دلیل قرآنی برای امر امامت به روایت معصوم اشاره به اینست که برای حل مشکلات مسلمین چنین شخصی در طول تمام زمانها در بین آنها وجود دارد ولی اینکه الآن کجاست وکی میآید آن بسته به امر پروردگار است ولی کوتاه سخن اینکه این باور گفته شده در سخنان دکتر سروش نمی تواند غلط باشد بلکه باور ما نه تنها به وجود اوهست بلکه به هستی است که وجود عینی وتاریخی دارد والآن در این دنیا زندگی میکنند،حال اگر مکتوب نشده آن چیز دیگری است که بر میگردد به خواست ومشیت الهی برای پنهان داشتن ایشان از شر دشمنانشان.
پروردگار را در هر دوحالت رواشدن حاجات ویا عدم برخورداری از حاجات توسط اوباید شکر گذارد،در وجه اول برای آنکه حاجات ما را روا داشته ودر وجه دوم برای اینکه پروردگار حکیم وعلیم وعالم داشتن آن حاجت را برای ما خیر نمی دانسته وبرای همین دفع شر باید اورا به مانند زمانی که چیزی به ما عطا می کند شکر گذاری کرد.
دلیل اینکه قرآن می فرماید؛فالهمها فجورها وتقوی ها می تواند این باشد که پروردگار انسان را پس از رعایت تقوی الهی به فجور مبتلا میکند تا که به عجب و خودپسندی در عمل خیر مبتلا نشود و انجام همهء امور را از ناحیه ذات اقدس الله بداند وبه خود آید وبه همین منظور از صالحین یاد میکند که در هر عملی گویند؛هذه من فضل ربی یعنی این از فضل پروردگارم بر من است.بنابر این آیه توحید واعتقاد به آن ارجح است از پرداختن به عمل خیر وشر وچه خوش گفته علی علیه السلام که الاعمال بالنیات که هر عملی از خیر وشر بر میگردد به نیتی که بر ان مبنا عمل شده است وقبول ویا رد عمل بر میگردد به قبول یا رد نیت فرد انسانی که آن عمل را انجام داده است.
چرا دین اسلام را ارتجایی به معنی بازگشتن به دوران صدر اسلام می دانند در حالی که گروهی هم میخواهند با برداشت نو وجدید مطابق عصر جدید به خود نو اندیش دینی اطلاق کنند ،درحالی که اختر شناسان تنها با عکس هایی مربوط به میلیارد ها سال نوری قبل مشغولند در حالی که آن ستارگان ممکن است تا حال از بین رفته باشند و تنها نوری از آنها باقی مانده باشد که به چشم میرسد،وهرگز از کار خود پشیمان نیستند بلکه خود آنها وتمام بشریت به آنها به دیدهء احترام مینگرد وتلاش آنان را برای رسیدن به راز هستی ارج مینهد،درحالی که این راز هرچه باشد نه به انسانهای ماقبل ما ونه به انسانهای بعد از ما هیچگونه نگرشی وبینشی در مورد نسل انسان نمی دهد؟
ایشان در برنامهءنظری وگفتگوی نو اندیشی خود به این گفتهء حضرت علی اشاره دارند که در نهج البلاغه آمده صفات خداوند زائد بر وجود پروردگار نیست (بدین معنی که پروردگار به طور حصولی به مانند انسان آنرا کسب نکرده است)واز این به این رسیده اند که پروردگار هیچ صفتی ندارد در حالی که اگر ایشان به مطلب دقیق می پرداختند می دیدند که در همانجا علی علیه السلام می فرماید بلکه صفات ایشان (منظور پروردگار است)عین ذاتش است بنابراین دکتر سروش در تفسیر وتدبین مبتنی بر نبود صفت برای پروردگار کلا راه رابه خطا رفته است .