کنفسیوس سه روش برای فهم حقایق دنیا برمیشمرد؛1.تفکر 2.تجربه 3.تقلید .واومیگوید بهترین آنها تفکر و ساده ترین آنها تقلید و تلخ و سنگین ترین آنها تجربه است. واز آنجایی که قرآن فرموده؛دلیل تغییر قبله فهمیدن ایمان مومنین به رسالت حضرت رسول بوده واز آنجایی که هدایت یافتگان به وحی الهی کسانی هستند که هم آن را فهم کرده و هم عمل می کنند واز طرفی قرآن نماز خواندن را کاری سخت به جز بر خاشعین می داند ،میتوان گفت نمازی نماز ساده است که از روی تقلید وایمان به رسالت حضرت رسول اکرم می باشد و نمازی از نمونه سخت آن است که عمل کننده به آن می خواهد چگونگی اقامهء نماز توسط بزرگان دین را درک کرده ویا در پی پی بردن به معنای واقعی آنست.
از علی علیه السلام روایت است که عمرت را به 3 قسمت تقسیم کن ؛یک قسمت برای عبادت و قسمت دیگر را برای کار کردن اختصاص بده وقسمت سوم را هم بگذار برای استراحت وتفریح
وامام موسی کاظم می گوید عمرت را 4 قسمت کن؛سه مورد بالا را میگوید و بعلاوهء اینکه قسمت چهارم را هم میگوید بگذار برای دید وبازدید دوستان وفامیل
دلیل این اختلاف کوچک می تواند این باشد که جامعه در عصر علی علیه السلام امتی واحد بوده است ولی در زمان امام موسی کاظم جامعه به صورت ملوک الطوایفی در آمده بود ه است وتقسیم می شده به علویان وبنی عباس و عباسیان و...
در قرآن بدین امر اشاره شده که خداوند زندگی کسی را تغییر نمی دهد تا او خودرا تغییر ندهد،پیام واضح این آیه اینست که در هر موردی از زندگی که طالب چیزی هستیم باید عملی مناسب با خواست خود در پیش گیریم مثلا اگر طالب ازدواج هستیم باید از کجروی وفساد در این حیطه خود داری نماییم تا این امر به شهود پروردگار رسیده و نظر لطف او شامل حال آن فرد گردد وزندگی مناسبی را از لحاظ جنسی نصیب اوکند .
آن روایت اینست؛در آخر الزمان به دارندهء هر فکر نیکویی به مانند عمل کننده ء به آن فکر نیکو پاداش داده می شود.
قصد ما نیست که بگوئیم جبر است یا که اختیار که قبلا به این موضوع پرداخته ایم ولی اگر اختیاری هم هست که هست برای انسان به همان اندازه ای که خوشنود باشد به کاری کافی است وبرای همین است که از علی علیه السلام نقل شده ؛الاسلام هوتسلیم به معنی اینکه اسلام همان تسلیم امر پروردگار بودن است وقتی تاءیید فعل الهی به انسان دست داد تکلیف براو تمام است و اطاعت امر الهی را کرده در حالی که عمل به خیر وشر بر میگردد به فعلمها فجورها و تقوی ها ویا به عبارتی لا حول ولا قوه الا بالله یا به عبارتی به قولی همهء هستی نماد وآیهءالهی است که از طریق آنها وبه امر پروردگار امور جاری وساری می شود که به قول معروف هر کس به ذن خویش شد یار من.به این معنی که ما اراده ء کاری را می کنیم وخداوند توفیق عمل می دهد .
در برنامهء کانال کلمه این نظریه عنوان شده که اعراب بدوی در دوران جاهلیت خدا را به خدایی قبول داشتند ولی از اینرو مشرک بودند که بتان را واسطهء فیض بین خود وخدایشان قرار می دادند وآنان را دارای مقام در پیشگاه خدا می دانسته اند و با قربانی کردن و هدیه برای آنان لطف پروردگار شان را مسئلت میکرده اند ومجری شیعه را مانند آنها مشرک می انگارد چرا که شیعه هم اهل بیت پیامبر را واسطهء فیض می دانند.
در این مورد باید داستان ابراهیم پیامبر رایاد آوری کرد که در روز عید بت پرستان او تمام بت ها را شکست و تبر را داد دست بت بزرگ وهنگامی که از او راجب شکسته شدن بتان سوءال شد گفت بت بزرگ این کار را کرده ووقتی تعجب انها را دید فرمود چطور چیزی را می پرستید که هیچگونه توانایی بر دفع شر از خود را ندارد واصلا سخن اسلام همین است که هر چیزی در جای خودش قراربگیرد که بنا به گفتهءعلی علیه السلام آنرا عدل مینامد.بنابر این وبادانستن این موضوع که پروردگار عالمیان در قرآن به آن اشاره کرده وفرموده هرکس تنها به من سلام دهد پذیرفته نیست ولی اگر به حزب الهی ومن سلام فرستد آنگاه قبول است وسلام و تحییت به حزبش را مترادف با قبول شدن سلام برخودش قرار داده است بنابر این زیارت ائمه اطهار نه تنها شرک نیست بلکه از درجات ایمان به پروردگار است.