توضیحی برای یک سفسطه یا شبهه

افراد بسیاری هستند که بر این باورند که ای بابا هر چی موءمن  و مقید به دین اسلام  هست در گفتار و کردار بد عمل اند واصلا چرا ما به این دینی که همهء پیروانش هنگام خطا کاری اظهار می کنند که بدی از بد مسلمانی ما است نه بد بودن دین اسلام مقید بوده وبه آن عمل کنیم؟! جواب را گلسر در یک عبارت بیان داشته وآن اینست؛راه میانبری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد.

دنبالهء اثر گلسر

یکی از دشوار ترین درسهایی که برای ایجاد تغییر موءثر در زندگی باید به بهترین وجه بیاموزیم اینست که یاد بگیریم اگر چیزی با خواستهء ما همخوانی ندارد به اوبرچسب بد نزنیم.ص80

ارضای نیازهایمان در دنیایی که متفاوت با دنیای ماست،بسیار آسان تر از ارضای آنها در دنیای بد است،هرچه کمتر به چیزهای که می بینیم ارزش منفی وبد نسبت دهیم،انسان موءثر تری خواهیم بود.ص80

تساهل وتسامح فضیلتی است که بیشتر در حرف مطرح است تا عمل،به این معنا که تلاش کنیم بپذیریم که دیگران حتی کسانی که دوستشان داریم،در ذهن خود تصاویری متفاوت با تصاویر ما دارند.ص82

بنا بر این اگر با پیروی از هر سیستمی ارزشی خشک دیگران را حذف کنیم،آنگاه ممکن است نیاز به احساس تعلق خود را ناکام بگذاریم.ص87

کنار آمدن با جهان با دیدن وتجربه کردن آن،بدون این سیستم ها راحت تر خواهد بود.ص90

دنبالهء اثر گلسر

با صبر و شکیبایی،اجتناب از نصیحت کردن و یافتن فعالیت های مشترک وسودمند، میتوان به بهبود رابطه امیدوار بود.ص66

برای خوب کنار آمدن بادیگران لازم است از تصاویر مطلوب مشترک خود با آنها استفاده کنیم ودر عین حال در پی یافتن تصاویر جدید مشترک باشیم،همچنین تصاویر متفاوت و غیر مشترک یکدیگر را نیز بپذیریم یا لااقل تحمل کنیم.

شاید گاهی به کارهایی دست بزنیم که در نظر  اطرافیانمان رفتاری خود تخریب گر تلقی شود،ولی ما این کارها را برای آسیب زدن به خود انجام نمی دهیم.

گاهی ممکن است از نظر فرد دیگری مانند پدرمان انتخاب کنیم که شکست بخوریم یا موفق  نشویم زیرا به نظر ما این شکست باعث می شود بیشتر به خواستهءواقعی مان برسیم.

در فرآیند تکامل کسانی که قادر به تشخیص خطرات بودند نسبت به کسانی که می ایستند تا وقایع پیرامونشان را درک کنند،برای زنده  ماندن شانسی برتر وبیشتری داشته اند.

ادامهء سطور قبلی

دن گیلبرت(پروفسور روانشناسی دانشگاه هاروارد) می گوید ؛

بزرگترین دستاورد مغز انسان،توانایی در تجسم اشیاء و حوادثی است که در قلمروی واقعیت وجود ندارد،همین توانایی است که به ما اجازه می دهد دربارهء آینده فکر کنیم.ص51

برای هر نیازی باید حداقل یک تصویر داشته باشیم.ص57

اگر برای یک نیاز هیچ تصویری نداشته باشیم،آن  نیاز ارضاء نشده،ابتدا مارا بر می انگیزد تا به جستجوی تصویری برای ارضاء آن باشیم،سپس راهی پیدا کنیم تا به آنچه در دنیای بیرون که نمایندهء این تصویر است،تماسی رضایت بخش برقرار کنیم،ارضای نیاز بدون جستجوی سریع یک تصویر برای آن تقریبا ناممکن است.ص57

زندگی بدون داشتن تصویری برای ارضای نیاز به احساس تعلق،در واقع زندگی بدون امید است.ص57

قطعاتی چند از کتاب گلسر

تئوری انتخاب درشیوهء جدید فکر کردن وعمل کردن ،موءثر است.ص46

مغز ما همواره در حال مقایسهء میان آنچه داریم با آنچه که واقعا نیازدداریم و می خواهیم داشته باشیم است، یعنی مقا یسهء دائمی در داشته ها وخواسته ها،ما بر اساس همین مقا یسه عمل می کنیم،تا این دو را باهم هماهنگ ونزدیک کنیم وزمانی احساس رضایت می کنیم که آنچه می خواهیم با آنچه داریم همخوانی داشته باشد،ومعمولا برای حفظ یکسانی وهمخوانی آنها ،انتخاب می کنیم،تا آنچه را انجام داده ایم ادامه دهیم.ولی زمانی که آنچه داریم با آنچه که می خواهیم همخوانی نداشته باشد،کشش وتمایلی درونی،مارا برای تغییر دادن آن موقعیتها تحریک میکند تا دست به رفتاری بزنیم،البته این رفتار  ممکن است در رساندن ما به خواسته مان موءثر یا نا موءثر باشد،تئوری  انتخاب به ما می آموزد که کدام انتخاب ها را در نظر بگیریم تا مارا  به آنچه می خواهیم برساند.ص47

وقتی تئوری انتخاب را آموختید،متوجه میشوید فقط خودتانرا می توانید کنترل کنید،نه هیچ کس دیگری را.ص48