توضیحی بر یک سخن

دکتر علی شریعتی در کتابش نوشته بود که دلیل قطع رسالت پس از حضرت محمد(ص)  ارتقاء رشد فکری ابناء بشر بوده است بدین معنی که  انسانها پس از حضرت محمد (ص) به کمک عقلی که  به تکامل رسیده می توانستند به حقایق قرآنی و وحی پی ببرند و از آن پیروی کنند بنابر این موضوع می توان به معنای این آیه پی برد که  می فرماید؛ان الانسان لفی خسر (یعنی انسان در زیانکاری آشکار است) به عبارتی عدم  جستجو در فهم وحقیقت وحی وبی عملی به آن  به منزلهء درجا زدن در کودک فکری افراد است.

توضیحی برای یک نقل قول

دروصف مولوی آمده که پس  از معاشرت با شمس تبریزی  در یکی از دعاهایش می خواسته که پروردگارا گناهان تمام خلایق را درنامهء عمل من بنویس،و نویسنده ء این مطلب  اینطور بیان کرده بود که چون در دوران مولوی  علمای مذهبی بسیار افراط می کرده اند در ترساندن مردم از خدا او این سخنان را بیان کرده تا به عبارتی به اهل زمانه اش  گذشت پروردگار را یاد آور شود ولی  با توجه ءبه آیهء یبدل السیئات  بالحسنات(یعنی او گناهان را به حسنات  تبدیل میکند) می توان به صدق گفتار او پی برد چرا که میزان گناه بیشتر به نوعی  ثواب بیشتری را نصیب صاحب آن گناهان می کند(البته به شرط پذیرش این موضوع از طرف پروردگار این را در انتها گفتم تا این سخنان مجوزی برای افراد نباشد که پس هرگناهی انجام دهیم پروردگار آنرا تبدیل به حسنه می کند وبرای آن ثواب می دهد.)

توضیحی به یک سخن آلبرت انیشتین

آن سخن اینست؛انجام یک کار مشابه برای بارها وبارها وانتظار نتایج متفاوت را داشتن حماقته

اولین فکری که به نظر من رسید  با خود گفتم پس آیا با این حساب ادیسون که 1001 بار برای  کشف  برق آزمایش کرد  احمق است بعد متوجهء منظور گویندهءعبارات بالا  شدم،او هم به همین موضوع اشاره دارد یعنی می گوید وقتت را تنها برای یک راه حل که جواب نداده به هدر نده چرا که تو متوجهءبی اثری آن شده ای واتفاقا مثل ادیسون تمام راههای رسیدن به نتیجه را آزمایش کن.

دربارهء کتاب صوتی باما تمام میشود اثر کالین هوور

کتاب صوتی فوق غیر از اینکه یگ گوینده هنرمند به بیان تمام صحنه های آن می پردازد چیز دیگری برای گفتن ندارد فقط سوژه های آن 5 نفر هستند دو زن و سه مرد همین و بسیار دیر جلو می رود وهمه اش پرداخته به سوژهء اصلی وحالات وافکار او که خیلی  سطحی وگذرا است به هر حال  اگر  پند من را می پذیرید پولتان را بابت چنین مزخرفاتی دور نریزید ونه نوشتاری ونه شنیداری آن را تهیه نکنید، واقعا حیف وقت که روی اینطور مطالب تلف می شود.

توضیحی بریک گفته ازدکتر علی شریعتی

در  یکی ازکتابهای ایشون به این اشاره شده که خدای فلاسفه همچون خدای مذهب با عشق ومحبت پرستیده نمیشود .دلیل این موضوع چه می تواند باشد؟آنچه که به نظر می رسد واز دانسته های ماست اینست که انسان از هر چه که نمی داند می ترسد  ،پس چون  شناخت پروردگار از طریق تفکر بوسیلهء فلاسفه صورت می گیرد با ترس در صورت قبول ودرصورت قبول نکردن با یاءس وبدبینی همراه است ولی ابزار شناخت پروردگار در مذهب قلب انسانی است یعنی جایی که  به   وجودعشق ومحبت  همواره  معروف بوده است  .در زیر دو روایت از چهارده معصوم روایت می کنم که از به کار گیری یکی از دو تا موهبت تشخیص فکری ویا قلبی به طور ضمنی در آن ذکری به میان آورده شده است.

1.توحید یعنی اقرار به ناتوانی ازشناخت پروردگار عالم

2.این امانت الهی را به آسمانها  و کوهها وزمین ارائه کردم همه از پذیرفتنش خودداری کردند،به جز انسان  ودر ادامه معصوم فرمود قلب انسان موءمن تنها جایگاه پروردگار عالمیان است.