این نگرش روانشناسی کنترل بیرونی که (من می دانم)چه چیزی برای تو بهتر است،همان چیزی است که وقتی افراد در روابط نارضایتمند و ناخشنود قرار دارند از آن استفاده می کنند،ممکن است یکی از دو طرف ویا هردو طرف این ایده را داشته باشند وبه آن عمل کنند،ولی اگر یکی از آنها همیشه این نگرش را داشته باشد،در نهایت رابطه شان را تخریب می کند.ص42
انتقاد کردن،سرزنش کردن،شکایت کردن،غر زدن،تهدید کردن،تنبیه کردن،حق حساب دهی یا باج دهی برای کنترل دیگری،اگر همین 7 عادت را متوقف کنید در مسیر یک زندگی خشنود ورضایتمند قرار خواهید گرفت،شاید بپرسید ؛به جای این عادتهای مخرب باید چه کار کنیم؟پیشنهاد من اینست که آنها را با 7 رفتار پیوند دهنده تئوری انتخاب که تمام روابط انسانی ما را بهبود می بخشند جایگزین کنید.حمایت کردن،گوش دادن،اعتماد کردن،دلگرمی دادن،پذیرفتن،احترام گذاشتن،مذاکره وکنار آمدن در موارد اختلاف.
زیر نویس مربوط به وبلاگ؛به تجربه ثابت شده که،این روایت درست است مبنی بر اینکه؛اگر اکثریت افراد یک جامعه بد کردار باشند اگر با مردم نیکی کنی،متضرر خواهی شد،ملیت و نوع نگرش نویسندهء کتاب را نباید فراموش کرد وازطرفی هم نباید آدرس اشتباهی به خواننده تلقین کرد.
در مورد پارگراف ص39 که در صفحهء قبل نگاشته شده وکل کتاب در مورد آن بحث می کند از معصومین روایت شده که هر که بی دلیل از دیگران تکدی کرده و برای رفع نیازهای خودش از دیگران کمک بخواهد ،خداوند به ازای هر نیازی که از دیگری طلب نموده دربی از نیازمندی را برای او می گشاید.(بدین معنی که هر چه به دیگران بیشتر نیازمند باشی خداوند محتاج ترت میکند.)
پژوهشهای روان شناختی نشان می دهد،احساس تنهایی وبی کسی زمانی به وقوع می پیوندد که بین نوع رابطه ای که هم اکنون با دیگران داریم وشکل رابطه ای که دوست داریم با آنها داشته باشیم(خواستهءما وداشتهءما)تفاوت وشکاف بزرگی وجود داشته باشد.ص 29
این موضوع که در ظاهر به نظر نمی رسد،بدبختیمان را خودمان انتخاب می کنیم،از انتخابی بودن آن نمی کاهد.ص36
یاد بگیریم احساس بی چاره گی کردن یک انتخاب است و در دراز مدت انتخاب بدی است.ص37
تمام کارهای ما ،خوب یا بد در لحظهء انجام دادن،بهترین انتخاب ما به شمار می آیند.ص38
چه انسانها به بدبختی وفلاکت خود تن دردهند وچه جهان را بابت آن سرزنش کنند،وضعیت بهتری پیدا نخواهند کرد،این کار،فقط آنها را از تمام فرصت هایی که برای به دست گرفتن مدیریت موءثر زندگی خود با آن نیاز مبرم دارند،دور می کندص39
1.ما را با موءخذهای گوناگون برای استفاده از خرد جمعی آشنا می کند.
2.موجب جلب توجه و تمرکز ما بر امور مهم زندگیمان می گردد.
دوره ای را در نظر بگیرید که در آن فقط به صورت جسمی مشغول باشید نه ذهنی، مانند پیاده روی کردن،آهسته دویدن،رانندگی کردن ودوش گرفتن وتوجهتان را فقط روی مشکل کاری که به خوبی مشخص شده است،متمرکز کنید.(نویسندهء کتاب این کار را مدیتیشن مولد نامیده است.
رودیگر؛ما دریافتیم یکی از بزرگترین تفاوت های بین ورزشکاران حافظ وبقیه ما،در توانایی شناختی ای است که به هیچوجه مستقیم مربوط به اندازهء حافظه نیست،بلکه مربوط به توجه است،این توانایی مورد بحث(کنترل توجه)نامیده میشود.
توانایی شما برای تمرکز کردن،تنها به اندازهء تعهدتتان برای پرورش دادن آنست.