توضیح یک مطلب

در روایتی از علی علیه السلام اینطور آمده؛پروردگارا من  از انجام کار خیری که در اصل بد است به تو پناه می  برم.

در نهج البلاغه نیز از آن حضرت  به این امر اقرار می  شود که تمام اعمال من برعقلانیت استوار است وبیان می کند  دوست دارم از دلایل اعمالم بپرسید تا به شما  آنرا بگویم.

بنابر هردو روایت میفهمیم یا این امر(یعنی انجام عمل خیری که در اصل بد بوده)عبث است وچون در قرآن آمده که خدا فعل عبث نمی کند وآنرا هم دوست ندارد امام از انجام عمل این چنینی که مخالف رائ ونظر پروردگار است استغفار می کند ویا  امام معصوم از انجام عملی که مغایر با  معصومیت اوست طلب استغفار کرده  تا مبتلا به چنین امری نگردد

تشریح یک دعای قرآنی

در قرآن از زبان گروهی  اینطور دعا کردن را آموزش می دهد که؛پروردگارا به ما جز به اندازهء توانانمان تکلیف  مفرما،

یک نکتهء ظریف در اینجا وجود دارد وآن اینست که طبق علوم جدید توانمندی های بالقوه ما انسانها بسیار فرا تر از آنچه که ما از خود شناخت داریم هست بنابر این این موضوع باید در هنگام دعا کردنمان  مورد توجه مان باشد  که نیت ما بر توانمندیهایمان بالفعل باشد نه بالقوه.

در مورد تماشای فیلم وسریال

در قسمت پیش دلیل  تماشای  فیلم یا سریال را به جای خواندن رمان بیان کردم در این قسمت به شما پیشنهاد  تماشای سری فیلمهای tulsa  king   که دوبلهء فارسی هم دارد را می دهم وهمینطور عملیات فور چون یا نیرنگ جنگ ونیز سریال چهار قسمتی زندگی  مایک تایسون قهرمان بوکس سنگین وزن جهان.

در مورد مطالعه ء رمان

در برنامه های  آموزشی که انگیزه شی هم هستند معمولا یکی از توصیه هاشان اینست که کتاب  بخوانید وبه نظر من اگر می خواهید کتاب داستان یا رمان بخوانید به جای آن یک فیلم خوب تماشا کنید، هر چند گروهی از نویسندگان مخالف این نظر را دارند ولی کتاب های داستان ورمان سرشار از صحنه های توصیفی است که در یک فیلم خوب همهء آنها به خوبی دیده می شوند ولی خوانندهء کتابهای رمان و داستانی از درک   این  صحنه های آن  معمولا عاجزند.

توضیحی برای یک حدیث

در روایتی از امام جعفر صادق آمده که شخصی از تفسیر این آیه پرسید که؛اکثر آنها ایمان نمی آورند مگر اینکه مشرکند،آن حضرت فرمود این آیه شامل تمام کسانی می شود که در مصیبتی گرفتار می شوند وکسی به آنها کمک می کند وآنها می گویند اگر این شخص کمک کننده نبود هلاک می شدم.ما می دانیم در برابر هر صفت نیک دو صفت  شر در بعد افراط وتفریط آن وجود دارد،آنچه که پیشتر گذشت در مورد افراط  بود اما تفریط این موضوع اینست که هر کس خیری به آدمی می رساند را به دلیل همین روایت بالا   که باید نظرت فقط متوجه خدا باشد کفران نعمت کنیم واز خوبی ای که به ما کرده تشکر نکنیم.در تمثیل زیر داستانی نقل می شود که موضوع بهتر درک شود؛

شهری دچار سیل گردید ،شخصی در حال غرق شدن بود وکمک های پیاپی را به سبب اینکه نجات را فقط باید از خدا خواست رد می کرد تا اینکه مردو پس از مرگ از پروردگار پرسید چرا به من توجه نکردی ونجاتم ندادی ،باریتعالی فرمود؛اون کمکها را پس چه کسی برایت فرستاد مگر کسی غیر از من؟! البته هنوز قیامت نشده تا به اعمال انسانی  پاداش داده شود ولی این حکایت  عاری از حقیقت هم  نیست.