دلیل کم ارزشی عبادت با شکم سیر

در معراج السعاده اثر ملا احمد نراقی که کتابی درعلم اخلاق است،از معصومین روایت شده که عبادت با شکم خالی ارجح است از عبادت با شکم پر.دلیل علم تجربی این امر می تواند این باشد که به خاطر آنکه هنگام هضم غذا خون بیشتری به معده رفته تا عمل گوارش صورت پذیرد در نتیجه خون لازم برای تمرکز کافی در مغز جمع نمی شود ودر نهایت آنچنانکه باید وشاید عبادت به نحو احسن صورت نمی گیرد.

درمورد یک روایت

در روایتی از پیامبر اکرم نقل شده که ایشان سخنی می فرمایند که با کیش کفار زمانشان موافق افتاده وهم آنحضرت وهم کفار به سجده در آمده وبعد پیامبر اکرم از این امر استغفار کرده ،اینگونه سفسطه ها به خاطر نشناختن مقام پیامبر می باشد ویا به قول قرآن نه اینست که آنها نمی دانند بلکه می دانند وایمان نمی آورند و جعل کنندگان این روایات می خواهند اینگونه بیان کنند که ای بابا پیامبر هم مانند دیگر انسانها ست وجایز الخطا بلکه حتمی الخطا است ،در حالیکه اگر شخص مسلمان به اصول دینش  برگردد می فهمد که در پذیرفتن اصل نبوت ،معصوم ومصون بودن از خطا هم وجود داردومستور است.

دربارهء قرآن سوزی در سوئد

اهانت به قرآن آنهم با سوزاندن آن در حضور دیگران و تبلیغ رسانه ای آن بیانگر نا امیدی بی اندازه ای است که عمل کنندگان به این عمل  زشت به آن مبتلا هستند،چرا که  اگر به قرآن ویا چیزی در حد آن اعتقادی نباشد فرد در نهایت باید وجود ویا عدم وجود آن برایش بلا سویه باشد ودر مواجه با آن از کنار آن بی تفاوت عبور کند نه اینکه به این عمل  بی نهایت زشت (که علاوه بر اهانت به پروردگار مسلمانان اهانت به اعتقاد وعمل آنان نیز می باشد.)مبادرت ورزد.

دربارهء حفظ آبرو واعتبار

در نهج البلاغه اینطور آمده که  با دعا از پروردگارتان بخواهید که آبرویتان را حفظ ودرونتان را با قرآن اصلاح کند .

از گفتار بزرگان دین مبین اسلام است که میفرمایند؛آنچه که به سختی به دست می آید وزود از دست می رود آبرو است.(بنابر این با این نوع دعا کردن از زیر بار حفظ آبرو نجات پیدا  می کنیم.).

در کتاب 48 قانون  قدرت این را از هرکه طالب قدرتمندی است  طلب می کند که شما خود از اموری که باعث ریختن آبرویتان می شود خوداری کرده وبرای حفظ آن بکوشید.(قانون پنجم).

دربارهء یک صحبت

از علی علیه السلام درنهج البلاغه نقل شده؛ایشان به گروهی برخورد کردند ودیدند با حرافی وقتشان را می گذرانند پس فرمودند حرفهای شما به مانند عمل های شما در نامهء اعمالتان نوشته وبابت آن موءاخذه خواهید شد.

در قانون  چهارم از کتاب 48 قانون قدرت نیز به همین موضوع از دید اجتماعی وتاریخی  به تفصیل پرداخته شده است.