اگر به سخنان این عزیز گوش بدهید در اپیزود(فصل دوم،قسمت سوم،حال خوب،تنهایی واندوه)ریز مطالب مربوط به این گفتهء قرآن کریم به زبان محاوره ای بر می خوریم که در قرآن حکیم به اختصار آمده؛واستیعونی بالصبر(یعنی در مشکلات زندگی صبر کنید...)وهمینطور به این موضوع بر می خوریم ؛الاسلام هوالتسلیم(اسلام یعنی همان تسلیم بودن در برابر حق است).
هدف از بیان این مطالب اینست که از هر لحاظ برای درست تر عمل کردن بر مبنای حق واخلاقی بودن قرآن کریم وسنت رسول اکرم کامل وکافی است ،وبیان این مطلب از علی علیه السلام در نهج البلاغه که ایشان می فرماید؛مبادا دیگر امت ها بر شما پیشی بگیرند در عمل کردن به قرآن(مجید).
ممکن است برخی بر این باور باشند که کلام آن بزرگواران( احادیث وغیره)خارج از حوزهءتفکر انسانهای معمولی چون ماست ولی چنانکه دکتر علی شریعتی در کتاب هایش ذکر کرده اصلا هدف پیامبر این بوده که گذشتگان مارا به تفکر وادار کند با این مطالب که چه کسی رزق ما را می دهد ویا چه کسی حیوانات را مسخر دست ما انسانها کرده است و... وچنانکه علی شریعتی در کتابهایش از شیوهء وسنت علی علیه السلام نقل می کند آن بزرگوار از هم عصرانش شکوه میکند که چرا با دانش کاملی که او دارد وخود را امام مبین در نهج البلاغه می نامد ازاو دلایل امور مختلف را سوال نمی کنند وآنحضرت بارها فرموده ؛ازمن سوال کنید قبل از آنکه مرا در میان خود نیابید،ودر نهج البلاغه می فرماید؛پشت هر عمل من عقلانیتی وجود دارد واز مردمان آن عصر می خواهد تا از او سوال کنند تا دلایل آن را به آنها بگوید.
در تواریخ دوران خلافت عمر آمده اعراب مسلمان کتابخانهء پادشاهان ایران را که گرفتند عمر رائ بر سوزاندن آن داد وعلی علیه السلام موافق اینکار نبود ودلیل عمر این بود که تمام حقیقت در قرآن است ومارا کافی است واگر نوشته جات کتابخانه ها باطل باشد مسلمانان را به آن احتیاجی نیست،ولی دلیل موافق نبودن علی می تواند این باشد که معصومین از جمله آن حضرت قائل به دو امام ورهبر برای انسانها از جمله مسلمانان بودند اول خرد وعقلانیت هر فرد ودیگر خود آن بزرگواران ویا به عبارتی وحی دانشی که در پیش ابناع بشر است را تائید می کند ودانش بشری خود وحی را تبیین و آشکار می کند.