ایشان می فرماید؛اگر ذره ای از دوستی به ما در دل کوهی باشدبر اثر بلا ازهم فرو می پاشد(دقیق این را نگفته ولی به همین معنا فرموده اند)،دلیل این گفته چه می تواند باشد وآن چیزی نیست جز اینکه در روایتی از معصومین مخصوصا ازعلی علیه السلام نقل شده که حکومت امت را دو وجه بیش نیست ؛حق یا باطل وهر کدام از این دوحکومت را امامانی داشته و همچنین پیروانی،که پیروان وامامان هر یک در آن نظام دیگر خوار وذلیل هستند.وچون در طول تاریخ بعد از رحلت رسول اکرم (ص)فقط 12 امام پیشوای خلق بوده اند وآنهم نه در مقام حکومت بنابر این زمانی که برای تشدد آراء ورفتار وجود دارد خیلی زیاد است که خود نشاندهندهء همین موضوع است که در ابتدای این سخن به آن اشاره شد ونباید فراموش کنیم که وقتی آن بزرگوار ازحال خودش در زمان سه خلیفهء قبل سخن می فرماید حال خود را شبیه به فردی می داند که خوار در چشم واستخوانی در گلو داشته باشد وبیست واندی سال این گرفتاری را تحمل کرده باشد.منظور از این سخن اینست که این گفته را نباید بر وجه دنائت وپستی علی علیه السلام وبغض وغضب الهی بر او ویارانش معنا کرد،بلکه باید از علو درجات وبزرگواری آن بزرگوار دانست.
نام این کتاب دور ازاجتماع شوریده است وحدود 2 ساعت و45 دقیقه طول زمان کتاب صوتی است.
این را ذکر کردم برای اینکه بگویم به قول معروف که ضرب المثل فارسی است که می گوید؛تا گوساله گاو شود دل صاحبش خون شود،وجود اخلاقیات در زندگی بی نتیجه نیست ولی هزینهء زیادی را برای کسی که مقید آن است به همراه دارد گو اینکه در کتاب مرحوم فروغی به نام سیر حکمت در اروپا بیان شده که شیوه های دیگری هم برای کسب حقیقت می باشد مانند غریزی وحسی وتجربی و... اصولا وقتی از اخلاقیات صحبت به میان می آید انسان را به یاد این ضرب المثل فارسی وبر گرفته ازدیوان اشعار مولوی می اندازد که می گوید؛هر کس از ذن خود شد یار من.البته خوب به خاطر دارم که گفته ام که هر کس از خلقتش سهم می برد به اندازهء ادبش،چنانکه به رسول اکرم گفته شد شما که اهل بهشت(جنت)هستید چرا نماز می خوانید وایشان فرمود؛آیا بنده ای شکر گذار نباشم؟!
در داستان نام برده شده گابریل را می توان نماد فرد اخلاقی رمان دانست و گروهبان تروی را فرد جاه طلب داستان وفرد ضد اخلاقی دانست وسومین مرد طالب ازدواج با سوژهءزن داستان را نماد ثروت دانست.
کنترل بیرونی یا روانشناسی گذشتگان؛وقتی کسی اشتباه یا خطائی می کند با زور با او برخورد می کنیم بنا چار او از ما پیروی می کند وبعد به این علت به او پاداش می دهیم در نتیجه او به رفتارش ادامه می دهد.(چرا همه اینکار را می کنند چون بی تاءثیر نیست).
تئوری انتخاب یک کنترل درونی است وتوضیح می دهد که چگونه وچرا دست به انتخاب هایی می زنیم که مسیر زندگی مان را تغییر می دهد،این تغییر ساده نیست زمانی رخ می دهد که اشکالات روانشناسی کنترل بیرونی را خوب بفهمیم ودلایلی محکم برای جایگزین کردن آن با تئوری انتخاب در هنگام مراوده با اطرافیانمان داشته باشیم،سوءال مطرح در این روانشناسی اینست:کاری که الآن انجام می دهم مرا با مخاطبم نزدیکتر می کند یا بین ما فاصله می اندازد وبا مطالعهء این کتاب می فهمیم کنترل شدن و کنترل کردن به احساس شادی وسعادت شما لطمه می زند.
یک توصیه از نگارنده:پیش ازعمل کردن به کتاب مذکور صادقانه با خود فکر کنید که در زندگی می خواهید فردی اخلاق محور باشید یا خیر،چرا که در جامعهء کنونی ما چندان این موضوعات جواب نمی دهد(به دلیل وجود فقر وفلا کت)وهمانطور که قبل تر گفتم بهتر ازاینها را رسول اکرم آورده وضامن آن رفتار شایستهء خودش بوده است به طوری که می گوید؛برای دیگران بپسند هر چه برای خود می پسندی وبرای دیگران نپسند آنچه برای خود نمی پسندی.
عبارت من صلاح تورا می خواهم ومی دانم،که سنتی است باستانی،تئوری انتخاب آنرا به چالش می کشاند(که شیوهء پرورش گذشتگان ماست با ما) ودر آخر هم نویسنده در مورد کسانی که اینگونه فکر را در روانشناسی دنبال می کنند می گوید،دکتر.جی.ال.هرینتن(استاد راهنمای دکتر گلسر)می گوید؛اگر تمام متخصصان رشتهء ما ناپدید شوند از دنیا،دنیا متوجهء غیبت آنها نمی شود(بدین معنی که تلاشهای آنها آنطور که انتظار می رفته موفق نبوده است.).
از نگارنده؛بد نیست درمورد مطالب بالا نقل قولی از شوپنهاور بکنم که می گوید :ما نادانهایی هستیم فرزندان پدران ومادران نادان.
در این قسمت آمده؛اگر از تمامی کسانی که دچار فقر وگرسنگی وبیماری نیستند ودلیلی ظاهرا برای بدبختی ندارند ،صادقانه بپرسیم ،حالتان چطور است؟ همه می گویند؛احساس بدبختی وبیچاره گی می کنند ودیگری یا دیگران را سبب بدبختی خود می دانند به مانند والدین،همسر وغیره.اما واقعیت اینست که دیگران نه می توانند ما رابدبخت یا حتی خوشبخت کنند،تنها چیزی که بین ما ودیگران در جریان است data یا اطلاعات است،به گونه ای که اطلاعات وارد مغز ما می شود وپردازش می شود وبعد تصمیم می گیریم که چه بکنید.احساس شما هر چقدر که بد باشد وبخش عمده ای از دردی که هنگام مریضی در بدن شما رخ می دهد ،نتیجهء غیر مستقیم اعمال ورفتاری است که خود انتخاب کرده اید وانجام می دهید. وما خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید بر نحوهء زندگیمان کنترل داریم متاسفانه بخش مهمی از آن موثر نیست(منظور نویسنده همان اعمال درست ونادرست است؛نگارنده)،داروی اعصاب ممکن است احساس بهتری در ما ایجاد کند ولی این داروها نمی توانند مشکلاتی را حل کنند که باعث انتخاب احساس بدبختی در ما شده اند.