در این اواخر به این فکر می کردم که آیا ازدواج وهمسر داری برای مردان می تواند جاه(ثروت ومکنت) بیاورد وآیا بین زن گرفتن مردان وثروتمند شدن آنها رابطه ای هست یا خیر واگر جواب بلی است چگونه؟
با گوش دادن به کتاب صوتی مردان مریخی وزنان ونوسی جوابم را گرفتم که بلی است ودلیلش تفاوتی است که در زندگی زنان با مردان دارند واینکه توجه زنان بیشتر اوقات بر زیبائی و...است که شما باخواندن فصل دوم یا بهتر بگویم قسمت دوم این کتاب صوتی می توانید به حکمت جواب بلی این سوءال پی ببرید.
این بزرگوار می فرماید(در نهج البلاغه)؛از گفته ها زنان در امر خیر پیروی نکن تا در انجام عمل شر بر تو جری نگردند، ومعنای آن اینست که حتی اگر زنان تو را به خیر هم دعوت کردند ازانجام آن عمل خیر خودداری کن تا آنها بر تو مسلط نگردند واز توانتظارانجام شرنداشته باشند.
حال سوءال مهمی که برای فرد فرد ما مهم است اینست که زنان محرم به ما چگونه اند مثل مادر ویا خواهر ویا عمه وخاله و... من بنا به تجربهء شخصی به شما می گویم عنوان خواهری ویا مادری ویا هر عنوان دیگری که زنان ودختران محرم با مادارند نمی تواند مخالف جنسیت آنها باشند،واین سخن در مورد آنها هم مصداق دارد ویک ضرب المثل فارسی هم بیانگر این موضوع است که می گوید؛ریش وقیچی را به خانمها نسپار.
خطبهء 79 از نهج البلاغه.
وقتی پس از طی دوران عاشقی و ورود به زندگی روزمره با مشکل مواجه می شویم که این حقیقت را فراموش می کنیم که مردان وزنان با هم متفاوت هستند،ووقتی زن ومرد بتوانند تفاوت های یکدیگررا بپذیرند وآنها را محترم شمارند،عشق فرصت شکوفایی پیدا می کند.
مابقی مطالب این قسمت از کتاب صوتی مربوط است به عناوین فصل های دیگر کتاب که همراه هم در صورت امکان ودر جای خود به آن می پردازیم.
این مطلب به این منظور نوشته شده که به خوانندهء این مطالب بگوید؛تنها ازوحی وسنت آن مقدار بر گیریدکه می توانید به آن برای همیشه عمل کنید وبالا بردن سطح آگاهی بدون عمل به آنچه می خوانیم می تواندفرد را دچاربه این گفتهء علی علیه السلام کند که؛بالا رفتن علم ودانش در صورتی که با عمل همراه نباشد نیافزاید جز بر کفر عناد.البته مابقی ایکه که می تواند خیلی هم باشد را رد نکنید،که در روایتی آمده؛هرکس یک آیهء قرآن را تائید کند به درستی همانند آنست که همهء قرآن را تائید کرده است به درستی وخلاف آن هم صدق میکند که هر کس یک آیهء قرآن را رد کند انگار تمام قرآن را رد کرده باشد ونیز نباید به قول یکی از نویسندگان معاصر؛یوءمن بباضا ویکفر ببعضا بود(بدین معنی که نباید قسمتی را تائید وقسمتی را رد کرد .)
اگر بزرگوارانی که این مطلب را می خوانند با عنوان؛متن سخنان ابو موسی اشعری به مردم در گوگل سرچ کنند بسیاری امورواضح و روشن می شودوآن هم اینست که علی علیه اسلام گفت آخرشان به اولشان بر میگردد ومنظور افراط کنندگان در دین ونیز همچنین کاهلین به این امر بود وشیعهء خود را تنها کسانی دانست که در مورد ایشان خیر الامور اوسطها بوده ومیانه رو بوده باشند ویا در روایت دیگری در جنگی که با لشگریانش راهی بود به یکی از آنها گفت عقیدهء من به مانند همان روزهایی است که در زمان حیات حضرتش (حضرت محمد(ص)) به جنگ با دشمنان میرفتم.منظور از نوشتن این سطور اینست که در قرآن از زبان عده ای از پیروان پیامبران پیشین آمده؛پروردگارا بر ما بیشتر از توانمان مسئولیتی مقرر مفرما.واین نکتهء کلیدی است که در ضرب المثل فارسی هم آمده؛رهرو آن نیست که گهی تند وگهی خسته رود ،رهرو آنست که آهسته وپیوسته رود.