چند جمله از فصل دوم قسمتهای 3و4و5 دکتر مجتبی شکوری

با غم روبرو شو وآن را بپذیر ودر تنهایی است که می توانی روی فردیتت سرمایه گذاری کنی(یعنی به توسعهء فردیت بیافزایی).

وشروع کنیم به عمل که فرصت ها در حال گذر است.شروع که می کنیم به این معنا نیست که همه چیز درست است برای همیشه.

مستقل از اینکه نتیجه چیست؟مهمترین مسئله در هنگام مرگ اینست که به خود بگوئیم ،تمام تلاشم را کردم.

شادی در زندگی عدم غم نیست بلکه پذیرفتن آن است.

توانایی های کار آفرینی وپول سازی هیچ ربطی به آنچه در دانشگاه گذراندیم یا نه ندارد.

(خلاصه ای از فصل دوم  قسمتهای حال خوب وتنهایی واندوه،جنگجوی اندوهگین،خود پنداری)

در مورد یک توصیه در کتب موفقیت

این کتابها به خوانندگانشان توصیه می کنند که مسئولیت پذیر باشند ،ولی از کم وکیف آن صحبتی به میان نمی آورند،مسئولیت پذیری که درکتابی مانند  رهبری از بالای خط آمده به معنی کاربردی آن درزبان فارسی نیست بلکه بدین معناست که دیگران  در قبال تو هیچگونه تعهدی برای حفظ حقوقت ندارند لا اقل با دانستن این موضوع تو خود در فکر برآورده کردن احتیاجاتت باش وعلاوه برآن به آن متعهد باش.

یک توصیه در مورد موفقیت

در کتابهای مربوط به موفقیت از جمله ؛رهبری از بالای خط و... یکی از اصول موفق بودن افراد موفق که به کرات به آن اشاره شده ،دوست داشتن یادگیری است خصوصا در عصر حاضر  ودیگر اینکه برگردیم به دوران طفولیت بدین معنی که حالت جستجو گری وپرسش گری را دوباره  در خود احیاء کنیم،شاید  این نقل قول از انیشتین در کتاب علم به کجا می رود؟خالی از لطف نباشد که می گوید؛گاهی علم ودانش من مانعم از مشاهدهء واقعیت می شود.

دربارهءیک آیه از قرآن مجید

در ترجمهء این آیه از قرآن مجید اینطور آمده؛چه بسا شما از ما چیزی بخواهید که ما می دانیم به مصلحتتان نیست وآنرا نمی دهیم وما به شما چیزی را می دهیم که گاه باعث اکراه شما در پذیرفتن آن می شود.

این آیه مثل بیمهء عمر می ماند ،زیرا که اگر در دعا کردن اشتباه کنیم آن به ضرر ما تمام نمی شود.

ودانستن این موضوع خالی از لطف نیست،که از پیامبر اکرم (ص) اینطور در کتاب معراج السعاده اثر ملا احمد نراقی آمده؛هیچ دعائی بی اجر نمی ماند وگاه به علت دعا هایی که کرده اید بر سر سفره ای می نشینید که دررزق شما نبوده ویا گناهان شما به سبب  آن بخشوده می گردد ویابر اعمال حسنهء شما افزوده می گردد.ونیز از آنحضرت اینطور ذکر شده؛وقتی دست ها را بالا می بری برای دعا کردن،حاجتت را درب منزل محیا وآماده فرض کن.ودر آخر اینکه در نهج البلاغه اینطور آمده حاجات ورزق خود را باصدقه دادن  نازل کنید.

در مورد تغییر لحن قرآن

کسانی که قرآن کریم را وحی الهی نمی دانند وآن را ساخته وپرداختهء خود پیامبر اکرم(ص)می دانند ؛می گویند چطور می شود که قرآن هنگامی که در مکه است و پیامبر اسلام  در محدودیت  است  از نظر تعداد مسلمانان با سورهء حمد شروع می شود ولی در مدینه که اسلام در آن پا گرفته با سوره هایی همچون بقره مصادف شده وبه عقوبت معاندین می پردازد وحتی آیهء جهاد نازل می شود،دلیل این امر را می توان در نهج البلاغه آنهم در جایی که علی علیه السلام در مورد نحوه ء برخورد اسماءالهی  با مردم می گوید یافت ؛او ابتدا با اسم رحمتش با مردم ومخلوقاتش برخورد می کند بعد با سایر اسماء الهی اش .