زنان معتقدند برای بیان احساساتشان می توانند از انواع صفت های تفضیلی واستعاره وتعمیم استفاده کنند،ومردان در مقابل چون آنرا نمیفهمند با تندی با آنها برخورد می کنند.
مهمترین شکایت زنان از روابط زناشویی شان اینست که می گویند؛کسی به حرفام گوش نمی ده.دیگر گلایهء زنان از مردانشان به شرح زیر است:ما هیچ وقت بیرون نمیریم،هیچکس به من توجه نمی کنه،اونقدر خسته ام که نمی توانم کاری بکنم،می خوام همه چیز رو فراموش کنم،این خونه که همیشه به هم ریخته است،دیگه کسی به حرفام گوش نمی ده،هیچی درست از آب در نمی آید،تو دیگه دوستم نداری،ما همیشه عجله داریم،من به عشق ومحبت بیشتری احتیاج دارم.ومعنای واقعی جملات بالا به شرح زیر است؛ما هیچ وقت بیرون نمیریم به معنی اینست که دوست دارم باتو باشم،هیچکس به من توجه نمی کنه به معنی اینست که احساس می کنم برات دیگه مهم نیستم ومی ترسم کارت برات مهمتر ازمن باشه،میشه بغلم کنی بگی دوستت دارم،امروز اونقدر خسته ام که نمی تونم هیچکار دیگه ای انجام دهم معنی اش اینست که
به نظرت نباید استراحت کنم،میشه بغلم کنی وبگی کارمرا درست انجام داده ام،می خوام همه چیز را فراموش کنم به معنی اینست که هم کارم وهم زندگی ام را دوست دارم اما امروز کلافه ام وقبل از هر چیز دوست دارم اول به خودم برسم میشه ازام بپرسی چرا کلافه ام وراه حلی ارائه ندهی فقط می خوام بفهمی چقدر زحمت می کشم
((ادامهء این سخن در مطلب بعدی خواهد آمد))
برای بهبود روابط زناشویی باید از 3 مرحله گذر کرد،مرحلهء اول؛انگیزهء ادامهءزندگی مشترک ومرحلهءدوم؛مسئولیت پذیری هر یک از زوج ها دررفتار با دیگری ومرحلهء سوم؛به اجرا در آوردن دو مرحلهء قبل پس از آگاهی از آنها.
پذیرفته نشدن،مورد قضاوت قرار گرفتن وکنار گذاشته شدن،برای زنان بسیار دردناک است.
ودر ذهن زنان باور غلطی به طور نا خودآگاه وجود دارد که لیاقت مهر ومحبت بیشتری را ندارند بنابر این آسیب پذیر می گردند ودر نتیجه بالعکس حمایت بیشتر را از خودشان دفع می کنند.
زنان اگر از خود کمتر مایه بگذارند از همسرشان مهر ومحبت بیشتری دریافت خواهند کرد. ودر مردان ترس از شکست باعث می گردد محتاط شده وکمتر از خود گذشتگی کنند.
مردان وقتی انگیزه وقدرت پیدا می کنند که احساس کنند به آنها نیازی هست وزنها هنگامی سرشوق می آیند که مورد عشق وحمایت مردان قرار گیرند،مردان در هنگام تجرد فلسفه شان برد وباخت است وپس از ازدواج برد ،برد وبرای زنان مجرد باخت ،برد است وپس از ازدواج برد ،برد می شود ولی برای یک زندگی زناشویی باید هر دو طرف احساس پیروزی کنند.
مردان خشن وسرسخت،بی قواره وسرد وبی روح هستند وزنان،آرام وانعطاف پذیر،تمام وکمال وگرم وپر حرارت هستند(البته این سخن نویسندهء کتاب جان گری است).
اگر مردی احساس کند به وجودش نیازی نیست دچار مرگ تدریجی می گردد ودر صورتی سر شوق می آید که احساس کند ،قدرش را می دانند،به اواعتماد دارند واو را می پذیرند.واگر به مرد زمینه بدهند می تواند استعدادهای نهفته اش را به بهترین شکل نشان دهد.ونیاز مردان ابراض عشق به دیگران است ونیاز زنان طلب حمایت وتاءمین زندگی از طرف مردان.زنان باید بدانند بیش از حد مایه گذاشتن از خود موجب افسرده گی است.زنان هنگام سرزنش شوهرشان باید نقش خویش را در مشکل پیش آمده در نظر داشته باشند وزنان باید حدو مرزشان را با شوهرشان مشخص کنند که تا چه حد می توانند برای او از خود گذشتگی کنند.
مردان هر وقت مشکلی برایشان روی دهد لازم نیست که به تنهایی با آن روبرو شوند وآن را با همسرشان در میان نگذارند بلکه در جریان گذاشتن مشکلات توسط مردان با زنانشان به زندگی زناشویی شان کمک می کند،چرا که زنان با همین روش با همنوعانشان ارتباط برقرار کرده وبار سنگین مشکلات را بر زمین می گذارند.ووقتی زنی به این قبیل گفتار صحبت می کند(که در ادامهءاین مطلب خواهد آمد) از شوهرشان حضور کامل آنان را در کنار خود طلب میکنند؛توبه حرف هام گوش نمی دی،احساس می کنم تو انگاراینجا نیستی،تو اصلا به من توجه نداری،انگار برات مهم نیستم،تواحساس نداری وفقط با عقلت زندگی می کنی و...
همانطور که یک مرد از حل مشکلاتش به رضایت خاطر وآرامش می رسد،یک زن هم با صحبت کردن دربارهء مشکلاتش به آرامش خاطر ورضایت درونی می رسد.در رابطهء زنان با مردانشان برای اینکه با موفقیت همراه باشد لازم است که اول اصل مطلب را بیان کند بعد آنراتوضیح وتشریح کند..
ایشان فرموده اند؛برای تبلیغ دین با عملتان دیگران را به اسلام دعوت کنید نه با زبانتان ودر احادیث فراوان دیگری هم آمده بدترین علم آنست که تنها به لق لقهء زبان جاری باشد ونه درعمل هویدا ودر نهایت ایشان فرموده اند (در تعریف ایمان) که ایمان آنست که گفتار آدمی از عملش زیادتر نباشد وعملش درستی گفتارش را تائید کند،این را گفتم برای اینکه این صحبت های امام علی علیه السلام هم حاصل وحی است بطوری که در جنگ صفین امام خود را قرآن ناطق نامید وهم تجربه ء شخصی(که در برابر سوءال مردی که بابت اشارهء امام به نر یا ماده بودن کرهء چار پایی پیش بینی کرد که چه جنسیتی دارد فرمود این غیب نیست بلکه تعلم از دیگری است (حتما آن دیگری پیامبر اکرم ص بوده اند) با این حال علاوه بر این موضوع، این نکته هرگز فراموش نشود که باید به فراخور حال جهد وسعی کنیم که به آن عمل کنیم،بیش از این وقتتان را نمی گیرم وهدف از بیان این مطالب شاءن نزول کلمات قصار نهج البلاغه بود به اینکه بفهمیم گفته های جهان شمول وبرای عامهء مردم چگونه می تواند در زندگی شخصی ما تبلور ونمود پیدا کند وهدف تبیین فکری آن بزرگوار بود که تا حدود خیلی زیادی به مقصود رسیدیم .