با فشار عصبی ای که دیگران به ماوارد می کنند ،چه کنیم؟
۱.مسئولیت پذیر باشیم،بدین معنی که دیگران میخواهند مارا ناراحت وعصبانی کنند امااینکه عصبانی شویم بر عهدهء خودمان است (برگرفته از کتاب تئوری انتخاب گلسر)
۲.وزن واهمیت انسانها را مشخص کنید،بدین معنی که از افراد غریبه بمانند دوستانتان انتظار نداشته باشید.
۳.بین کنش وواکنش فاصلهءزمانی ایجاد کنید.بدین معنی که در لحظه به کنش و بد رفتاری دیگران جواب ندهید.
۴.گاه نداشتن واکنش،یک واکنش ارزشمند است.
۵.بیش از اندازه به هیچ موضوعی اهمیت ندهید.
۶.اگر مسئلهء مهمی است که باید از طرف شما اصلاح شود.بر آن تمرکز کنید ودست به اصلاح آن بزنید.
نشخوار فکری بدین معنی است که یک اتفاق منفی وبد را از گذشته به تکرار به یاد بیاوریم ودر هر حالی که هستیم خود را به خاطر آن شماتت وسرزنش کنیم.
این کار باعث کاهش عزت نفس واعتماد بنفس در شما می گردد واگر تکرار شود به آن معتاد می شویم.وچون برای رهایی از هر وضعیت ناراحت کننده باید در مورد آن به آگاهی رسید در این مورد از خودتان سوءال کنید؛من در چه وضعیتی هستم؟وسپس به جای آن موضوع ناراحت کننده کانون فکری تان را تغییر دهید به یک مسئلهء عالی ومثبت.(ودلیل اینکار اینست که ناآگاهانه دچار به نشخوار فکری نشویم بلکه نسبت به آن ولحظهءوقوع آن آگاه باشیم وسپس آگاهانه آن را تغییر بدهیم.
وطریق دیگر اینست که آن واقعه ناراحت کننده ومنفی رابرروی کاغذ آورده وبانوشتن آنرا تحلیل کنیم.
حرف آخری ودرست این اپیزود دو نفری اینست که برای خود بودن وتوسعهءفردی باید در ابتدا علاقه های خود را بدانیم وبعد با پرورش آنها به شکوفایی برسیم.
اگر در زندگی از علاقه هایتان پیروی نکنید،زندگی می شود مشقت.
نبود خود واقعی عوارضی دارد از جمله سردر گمی درانتخاب شغل و پیدا کردن کار برای خودمان وبرای مواردی که درزیر ذکر میشود عامل مشترک همهء آنها اینست که استعدادها وتوانمندی های خود را نمی دانیم؛۱.اگر نسبت به شغلتان قرقر می کنید.۲.یا مدام شغل هایتان را عوض می کنید.۳.ویا هیچ برنامه وهدف خاص در زندگی ندارید.
علاقه هایی که دارید واقعی هستند وقابل اطمینان،چون علاقه از قلب برمی خیزد ونه ازمغز.
برای خوشی نباید منتظر پول بودبلکه باید از زمان استفاده کرد ومنتظر نماند
ودرانتها زندگی بدون پرداختن به علاقه ها به معنی مرده گی است.
دین های اولیه بی خدایی بوده وبا گذشت زمان به چند خدایی وسرانجام به تک خدایی تبدیل گشته اند.
دین های یهود ومسیحیت واسلام را دینهای خاور میانه ای هم می نامند.دین ها در ابتدا ساده بوده وبا گذشت زمان وتاریخ ودر اعصار گوناگون پیچیده شده است.
دین های هندی را هندووبودا تشکیل می دهند.
ودا ها کتاب مقدس هندوهاست و۱۰۰۰ سال طول کشید تا نوشته شود.این دین بنیان گذار ندارد واز حدود ۱۹۰۰ سال پیش از تولد مسیح بوجود آمده است.پیروان این دین روح جهان هستی را برهمن می دانند ودر آن هدف زندگی رسیدن به نیروانا یا کمال وآسایش ناب است.این دین به شدت طبقاتی است ومردم فقیر در آن نجس خوانده می شوند.طبقات در این دین بدین نحو ه می باشد،طبقهء اول؛برهمانان یا روحانیان هندوئی ۲.شاهزاده گان،فرمانده هان وجنگجویان ۳.بازرگانان وپیشه وران ۴.مردم فقیر.
بودا به معنی؛دانا ،خردمند،حکیم،آگاه وروشن روان است.
بودا گرایی از تجدید نظر در هندو گرایی بوجود آمده است وزادهء کشور هند است و۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح بوجود آمده است،هدف بودا گرائی رهایی از درد ورنج،بی توجهی به نیاز های بدنی وهوس ها بیان شده است.وبودا؛فردی به نام شاهزاده گوتاما بوده است.ودین های چین هم که تائو گرایی وکنفسیوس گرایی بوده است توسط رژیم کمونیستی آن پس از سال ۱۹۴۲ میلادی وپس از ۲۰۰۰ سال قدمت در این کشور برچیده شد.
برای گسترش وبسط شغلی وحرفه ای که انتخاب می کنید باید موارد زیر را رعایت کنید:
اینکه بدونی بزرگترین مشکلی که در صنعت وحرفهء شما وجود دارد چیه؟واینکه اون را باید حل کنی!برای اینکه باید بدونی چرا باید از شما بخرند؟
رعایت موارد زیر به پیشرفت کارتان کمک وافری می کند؛
افزایش سرعت بدست مردم رساندن،ارائهء خدمات پس از فروش وبیشتر از آنچه به پول دریافت می کنید،ارائهءگارانتی پس از فروش،سهولت دسترسی.
توجه به اینکه فروش از شما ودرونتان حاصل می شودوشروع می گردد.