بحث جبر واختیار دو مبحثی است که حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)به آن پایان داد و فرمود در مورد انسان مابین این دو است،چنانکه ما می توانیم به اختیار خود یک پای خود را هنگام ایستادن جمع کنیم بالطبع در صورتی که به خواهیم هردو را جمع کنیم بالجبر می افتیم.در مورد کار خیر نیز چنین است در جایی که دعا می کنیم ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار یعنی خدایا در دنیا انجام عمل خیر نسیب ما کن ودر آخرت به واسطهءآن به ما خیر برسان واز عذاب آتش حفظمان کن .انجام عمل خیر را از پروردگار طلب می کنیم تا با انجام آن به فیض الهی نایل آییم،اینطور نیست که هر وقت اراده کردیم به انجام عمل خیر مبادرت ورزیم جا مهءعمل بپوشد و اصلا لفظ انشاء الله به همین معنا به کار می رود.
دلیل اینکه در قرآن آمده تشکر از کسی که به تو خوبی کرده ،تشکر از خداست،اینست که با این عمل کسی که خیر رسانده را تشویق می کنیم به اینکه همیشه به ما خیر برساند و برای خودمان نگه اش داشته ایم و چون پروردگار خیر بندگانش را می خواهد و ما هم در راستای همین امر خیری به خود جلب کرده ایم در اصل از او تشکر کرده ایم و این می شود فعل الهی
درنهج البلاغه آمده:از آرزوهای دور ودرازت پیروی نکن . این به این معنا ست که عمر آدمی محدود است نه نا محدود پس آن را جز در راه آنچه که پروردگارت از تو خواسته هزینه نکن ودنیا را مقصود خود قرار مده و چنانکه حضرتش فرموده؛دنیا طلب در حالی مرگش فرا می رسد که در حال دو تا را سه تا کردن است یا به عبارت ساده تر:هزینهء حیات دنیوی و مدت عمر انسانی برای عمل به وحی الهی(قرآن)
در پذیرش اسلام باید تحقیق وتفکر کرد،اما بعد از پذیرش آن باید در عمل به قرآن سبقت گرفت،چرا که زمان مطرح است با طول مدت محدود عمر آدمی.چنانکه علی علیه السلام می فرماید:مبادا دیگر امت ها بر شما در عمل به قرآن پیشی گیرند.
اگر آیهء وادعونی استجاب لکم قرآن دنیا را بهشت میکند برای مومن به آن،توجه به مسبب الاسباب بودن پروردگار برای ما انسانهای دنیای خا کی بیشتر کار آیی دارد ذکر این اسم متوسل به آن را متوجه به این می کند که هر مشکلی را از راه حل مخصوص به خودش حل نماید در عین حال هم مشکل وهم راه حل را از خدا بداند.به عنوان مثال در کتاب جوامع الحکایات ولوامع الروایات عوفی داستانی نقل شده به این مفهوم:موسی مریض می شود و قسم میخورد که فقط پروردگار باید اوراسلامت ببخشد،پزشکان قومش به اومی گویند اگر فلان دارو را بخوری خوب می شوی ولی موسی همچنان بر قسم خود استوار است از جانب پروردگار وحی می رسد دارو را بخور و موسی هم اطاعت امر می کندو بعد از مدتی خوب می شود و از جا نب پروردگار به او گفته می شود مگر کسی غیر از من آن دارو را خلق وآن فایده رابرای آن دارو قرار داده است؟