برای یک مسلمان حقیقی قرب الهی مطرح نیست چرا که با وجود حضرت رسول اکرم وبودن اسوهء حسنه به تعبیر قرآن برای مسلمانان راهی نمی ماند جز تخلق به اخلاق حمیده ء ایشان که البته با وجود بلندی مرتبهء رسول اکرم در پیشگاه پروردگار فرد مسلمان هر چه در این تخلق پیشرفت کند بر عللو درجات او هم در پیش پروردگار افزوده میشود
انسان نباید از این امر غافل باشد که بازدهء فکری وعملی اودر عالم وجود چه میشود یا به عبارت ساده تر یک انسان باید بداند برای چه کاری ساخته شده واز آن مهمتر به چه کاری مشغول است.
به دعا کردن تنها نباید به دید برآورده شدن حوایج نگریست،بلکه طلب حاجت کردن بر خواسته از نیاز انسان به پروردگار است و دعا کردن نوعی پرستش و بنده گی است به همین دلیل قرآن حکیم می فرماید؛وادعونی استجاب لکم :بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را،ودر ادامهء آیه اعراض کنندگان را وعدهء عذاب می دهد.
ادب وتربیت که نقطهء مقابل تمسخر واستهزاء وبی ادبی است،به همان اندازه آسان است،چرا که در بی ادبی با دیدهء تحقیر و سوءظن ودیر باوری وشوخی به مساله نگاه می شود ولی در دومی با دیدی جدی وبا حسن ظن وبا محبت با موضوع برخورد می شود.
از علایم وخصو صیات امام عادل اینست که محل تلاقی جبر پروردگار یا به عبارت بهترحول وقوه الهی رابا حوضهء اختیار انسان می داند وبر اساس همان عمل میکند.