مشییت پروردگار در مورد ما

اینکه مشییت پروردگار در مورد من ویا شما چیست ،سعی داشتن در دانستنش بیراهه رفتن است.با فرض قریب به یقینی که پروردگار برای مخلوقاتش با توجه به بعد مکان و زمانی که او در آن به سر می برد ،بهترین را برای او میخواهدو یا به عبارت بهتر بهترین های ممکنه را ،به نظر می رسد به جای سعی در دانستن تقدیر الهی برای هر کس هرفردباید به کاری که به عنوان یک انسان بر عهدهء دارد بپردازد.

زیاده روی در دین مداری

زیاد دانستن و زیاد عمل کردن دلیل بر چیزی نیست(به این معنا که شرط پذیرش اعمال خوشنودی پروردگار است که از اخلاص در عمل بر می خیزد)شخصی اظهار می کرد نمی دانم چرا اینقدر در مورد علی علیه السلام می گویند که در حال نماز خواندن انگشتری به ساءل داد من خودم چندین بار در حال نماز این کار را کرده ام و کسی چیزی نمی گوید!!!مگر نه این بود که شیطان بنا به قول قرآن شش هزار سال عبادت کرد در حالی که هرروزش برابر با هزار سال ما میباشد.بنا براین این گفتهء علی علیه السلام درست به نظر می رسد عمل کمی که به آن ادامه داده شود بهتر است از زیاد عمل کردن که نا گهان متوقف شود.

دلیل غفلت از محاسبهء عمل خویشتن

در قرآن آمده به حساب خویش رسیدگی کنید قبل از اینکه به حساب شما رسیدگی شود،ولی چگونه؛حسا برسی کسی میکند که به کمیت و کیفیت بزرگی وکوچکی عمل آگاه باشد ، تازه خلق ملون آدمی مصدر اعمال گو ناگون و بیشماری است که گاه با احساسات متفاوت وحتی متضادی صورت می گیرد و می دانیم پروردگار هر کسی را به اندازهء توانش مسوول قرارداده.نه بیشتر

یک دعا ختم دعا

چرا به جای دعا های مختلفی که وجود دارد و اکثرا خواسته قلبی ما نیست ولی چون به آن ترغیب شده ایم آنها را می طلبیم،یک دعا بیش نکنیم و آن اینست؛پروردگارا تمام آنچه به صلاح یا سود ویا غنیمت است برای من برآورده کن .دلیلی که این را می گویم اینست که شاید تمام ادعیه ای که می خوانیم در حد ومقام ما نباشد وما را با مشکل روبرو کند و دیگر اینکه زمان زیادی را صرف دعا کردن نکنیم که از عمل برای رسیدن به اهدا فمان در زندگی باز بمانیم و همچنین بابه جا آوردن این عمل به تمام آنچهکه به نفع ما ودر ید قدرت پروردگار است برسیم.

روایتی دیگر

در روایتی آمده عابد همچون غریقی میماند که مدام در حال نجات خویشتن است وعالم همچون شناگری است که دیگری را نجات می دهد.امابراستی چرا چنین است؟علت را باید در نقص عمل که شرط عمل است جستجو کرد.عابد مدام در حال به جا آوردن عمل بهتری است که موجب خشنودی پروردگار را فراهم آورد و چون عمل کامل وجود ندارد همچون غریقی است که در حال غرق شدن است .