توضیحی تکمیلی بر کلام امام در مورد مختوم النسل بودن علمی که با عمل همراه نباشد

قبلا عنوان شد که علمی که با عمل همراه نباشد در روایتی از امام علی علیه السلام در نهج البلاغه مختوم النسل خوانده شده ودر آنجا ذکر گردید که منظور امام از بیان این مطلب این بوده که  چنین علمی افزایش نمی یابد وتوضیح تکمیلی اینست که چنین علمی بهره ای هم شامل حال دارنده ءآن نمیکند چه دنیوی وچه اخروی ودلیل قرآنی این مطلب آیهء لیس للانسان الی ما سعی،نیست برای انسان بهره ای جز آنچه برایش عمل وسعی کرده باشد.این در جامعهء کنونی ایران هم قابل مشاهده است که خیل فارغ التحصیلان دانشگاهی بیکار دارد تا جایی که معاون رئیس جمهوری آقای جها نگیری میگوید معضل اول کشور بیکاری جوانان تحصیل کرده میباشد.ومثال ساده ترش اینست که شخصی به مضرات سیگار آشنایی دارد ولی آنرا ترک نکرده وبه استعمال آن مبادرت می ورزد ویا به عنوان مثال روشن تر شخصی اطلاعات پزشکی داراست ودر مورد خود به عکس آنچه می داند عمل میکند.

توضیحی بر شرح کلمات قصار شمارهء 21 نهج البلاغه

وآن اینست :مارا حقی است که اگر آنرا به ما دادند بگیریم،واگر ندادندبر شتر سوار می شویم،هر چند سیر در شب باشد وبه دراز کشد.در شرح این عبارت در نهج البلاغه شرح زیر آمده که دلیل اشتباه بودنش بعدا ذکر میشود وآن اینست:این سخن،سخن لطیف وفصیح است یعنی اگر حق ما را ندهند،ما در زمرهء خوارشده گان باشیم،زیرا بنده واسیر وامثال آنها را بر سرین شتر مینشانند،یعنی پشت سر آنکه شتر را میراند. این توضیح اشتباهی است،کجا هدایتگر در صورت  تمرد فرد محتاج هدایت به صورت بنده ای خوار وذلیل میگردد بلکه منظور حضرت اینست که اگر حق ما را نپردازند دیگر ما را با ایشان کاری نیست.دلیل قرآنی این گفته سورهء کافرون آیهء6 است که میفرماید؛لکم ولی دین 6،دین شما برای خودتان ودین من برای خودم .چرا که کسیکه حق ولی خودشرا که از طرف پروردگار منصوب شده نپردازد انگار حق پروردگار را نپرداخته که در این صورت شایسته ترین فرد برای دوری کردن از او خود علی علیه السلام میباشد.

حکمت یک دعا از ائمهء معصومین

در دعایی مروی از آن حضرات است که میفرمایند؛پروردگارا مرا  آلت دست ستمکاران قرار مده.برای فهمیدن معنای این مطلب باید به معنی عدل به گفتهء علی علیه السلام در نهج البلاغه رجوع کنیم که ایشان میفرماید عدل یعنی هر چیز در جای خود قرار گرفتن و عادل هم بنا به این مفهومی که ایشان میفرمایند یعنی کسی که در داخل وخارج از وجودش همه چیز را در جای خود قرارداده بنا براین ضد عادل کسی است که ظالم و ستمکار است ویا به بیان دیگر نه در درون ودر بیرون از وجودش امورات مربوط به او در جای خودش قرار نگرفته زیرا که هم خود از عدل خارج شده و هم به دیگران ظلم میکند . بنابر این منظور امام از بیان این مطلب بی مورد نبوده بلکه ایشان به پروردگار ارضه میکنند که مرا به جهل ظالم که باعث ظلم او میشود گرفتار نکن.چرا که بنا به فرمایش آن حضرات عادل ترین امت اسلامی عالم ترین آنهاست به زبان ساده ما در زندگی روزمرهءخود کم ندیده ایم  تکنسین یا مهندسین ویا دکترهایی که کارشان را به خوبی انجام نمیدهند چرا که مدرک که اجازهء فعالیت اجتماعی به آنها می دهد گرفته اند ولی مهارت یا علمشان به آن اندازه که باید باشد نیست و ضرب المثل معروف فارسی که میگوید آمد ابرو را بردارد چشم را هم کور کرد مبین همین موضوع است و امام میفرماید مرا به اینها دچار نکن.

توضیحی بر یک قسمت ازیکی از کلمات قصار نهج البلاغه

آن حضرت در یکی از فرمایشاتش اشاره به این دارد که  ستیزه جو ازراه(طی صراط مستقیم)باز ماند واین خیلی معنا در خود به همراه دارد به این معنی میتوان  اشاره کرد؛انسان به واسطهء انسان بودنش در یک بازهء زمانی نمی تواند به جز یک کار را خوب انجام دهد،چنانکه ضرب المثل ایرانی است که به طنز وکنایه میگوید :با یک دست نمی توان دو هندوانه برداشت بنا بر این در پیش پای فرد ستیزه جو دو راه وجود دارد یا عمل به وحی و سنت رسول اکرم که از آن می توان به طی طریق یاد کرد ویا مدام در فکر دشمنی های دیگران بودن وسعی کردن برای غلبه یافتن بر آنان که به علت انتخابی که ستیزه جو کرده وراه دومی را برگزیده از طی صراط مستقیم باز مانده است وامام به همین اشاره دارد.

گفتهء پیامبر اکرم در مورد علی علیه السلام

ازبیانات آن بزرگواران است که پذیرش حق سنگین است ولی نه برای علی علیه السلام و پیامبر در مورد علی علیه السلام به خصوص می فرماید؛حق با علی است وعلی باحق   این مثالی که ذکر میکنم درستی این موضوع را حتی در بعد انسانی پر گناه ما به اثبات می رساند تا چه رسد برای امام معصوم وآن اینست که برای کسانی که یکی یا هر دو والدین خود را از دست داده اند در ابتدا پذیرش این امر سخت است وغیر قابل تحمل می نماید ولی با مردن هیچ والدی مگر به طور استثناءکه درقوانین علمی هم استثنا وجود داردفرزندان به حیات خود ادامه می دهند تا زمان مرگ طبیعی شان ولی اگر این موضوع را واقعیت بدانیم نه حقیقت که در بطن همین واقعیت هم حقیقت نابودی  فرزند آدمی  اگر با دیدهء خرد بنگریم نهفته است که قرآن می فرماید یا اوالابصار یعنی ای صاحبان خرد پذیرش آن همان قدر به عنوان فردی سخت می باشد که در بعد اجتماعی چنانکه گاندی میگوید به بهشت رفتن آسان است مشکل وقتی به وجود می آید که دیگران را همراه خود می خواهیم به بهشت ببریم.