در قرآن آمده وقتی که ملائک عرضه کردند به پروردگار که ما خود تورا عبادت می کنیم وچه نیازی به موجودی مثل انسان در زمین است که روی آن خونریزی خواهد کرد ،باریتعالی فرمود من چیزی می دانم که شما نمی دانید.ووقتی انسان را خلق کرد و ملائک را به حقیقت وجود انسان آگاه کرد ،همهء ملائک به پروردگار عرضه داشتند ما به جز آنچه که تو به ما آموخته ای چیزی نمی دانیم ووقتی ابلیس یا شیطان به حضرت حق اعتراض کرد که او از گل و من از آتش بی دود وخود را برتری داد به انسان حضرت حق به او گفت اسماء الهی را نام ببرد ووقتی رسید به حکیم آن حضرت وحی رساند که بنا به حکمتم این کار را کردم(یعنی باز آگاهی ودانایی)،بنابر این اگر در یک کلمه یا جمله بخواهیم سر منشاء قدر ت آن بزرگوار را بدانیم باید از علم ودانایی او صحبت به میان آوریم.
از علی علیه السلام نقل شده که دنیا با راحت طلبی همراه است وآخرت با سختی ومشقت،اما آیا این میل به راحت طلبی برای دنیای ما مطلوب است ،جواب خیر است.چرا که برای حفظ همان مقدار راحتی ای که داریم باید از فرصتها چشم بپوشیم وزمان رشد را از دست بدهیم.تا جایی این مورد مهم است که در روایت آمده الدنیا دار الفتنه ،دنیا محل گرفتاری است و وقتی در بین این گرفتاریها بخواهیم رفاه مان را حفظ کنیم هم به سختی بیشتری افتاده وهم زمان را از دست می دهیم.
انظرنا (یا) انظروا یا رحمن ویا رحیم به دلیلی که رحمان سخن از بخشش همگانی می دهد و رحیم بودن صفت خاص است و مخصوص فرد یا افراد خاصی است بدین مضمون میشود هم مدح وثنای حضرت باریتعالی باشد و هم درخواست حاجت،بدین معنی که ای کسی که به همگان بخشش های فراوانی کرده ای ،مرا هم شامل بخشش خود بکن
برخی افراد به این گفتهء غزالی استناد می کنند که شک پایهء ایمان و در نهایت، یقین است. در حالی که در نهج البلاغه از حضرت علی علیه السلام آمده یکی از چها پایهء کفر ،شک است.درستی فرمایش امام زمانی مبرهن و آشکار می شود که گفتهء غزالی جمع التضادین است،یعنی چگونه می شود که ازدل شک ،ایمان که مغایر آنست پدید آید مگر اینکه گفتهء او را به این موضوع از لحاظ برهان خلف در هندسه تاءویل کنیم که شک موجب ایمان می گردد برای اینکه ضد ایمان باطل است ویا اینطور به این موضوع بنگریم که از آنجایی که شک سوال بر انگیز است وسوال خوب نصف علم یاعقل است بنابر حدیث از این جهت به یقین می انجامد.
در برنامهء بی بی سی که پرگار نام دارد فیلسوفی می گفت انسان تنها موجودی است که در مواردی بر علیه خودش هم عمل می کند و دلیل این امر به نظر من عمل نکردن به واجبات دینی است ،در مورد مصداق قسمت اول این موضوع می توان سیگار کشیدن واعتیاد به مواد مخدر والکل را ذکر کرد ودر مورد قسمت دوم این موضوع یعنی انجام ندادن واجبات موجب این امر می گردد می توان به آیهء ان الانسان لفی خسر سورهء والعصر اشاره ای داشت . تا الا الذین آمنوا وعمل الصالحات ،یعنی به جز کسانی که ایمان آوردند وعمل صالح انجام دادند(که مصداق عمل صالح هم عمل به خود قرآن می باشد).