دلیلی برای ترک حاشیهء امن

در دوره های آموزشی  انگیزه شی زیاد  توصیه می کنند که از حاشیهء امن خود بیرون بیائید ،واین امر را یکی از عوامل موفقیت می دانند ولی دلیلی برای آن ارائه نمی کنند  چه بسا آن را واضح وروشن می دانند ولی در زیر دلیل این امر بیان می شود .

ترس ما از ناشناخته هاست،وقتی از چیزی شناخت پیدا می کنیم،ترس از بین میرود،باید درهای ورودی به مسئله ومشکلمان را پیدا کنیم وراه حل آن پرسشگری است،کسی که پرسشگر است واز سوءال برای راهبرد تفکرات خودش استفاده می کند،هیچ وقت در برابر مسائل مختلف متوقف نمی شود.

وجه اشتراک دین وعلم

در قرآن  ودر آیهء 82 سورهء یس  اینطور آمده؛فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، تنها به آن می گوید:موجود باش،آن نیز بی درنگ موجود می شود ودر فیزیک مدرن امروزی همه می دانیم جهان هستی از بیگ بنگ  به طول مدت کسری از ثانیه از آفرینش به وجود آمده است وهمه در این امر متفق القول اند بنابر این در اینکه جهان هستی خالقی دارد جای بحث نیست و این  طرز فکر که جهان هستی از ابتدا بوده و همیشه خواهد بود بر خطا است،اما ما وارد بحث اینکه چه کسی خدا را پدید آورده نمیشویم چون سوءال مع الفارق یا بی  ربطی است چرا که خالق هیچگاه مثل مخلوق خود نبوده ونیست که بگوییم حالا که او خالق بوده کی خود اورا خلق کرده است.این را بدین سبب  مطرح کردم که  گروهی متصورند که جهان هستی همیشه بوده وخواهد بود و گروه دیگری  همه را مخلوق خالقی می دانند و لی در این فکرند که خود خدا که همه چیز منصوب به او است چگونه ،پدید آمده است.

پاسخی به یک سوءال

همیشه هنگام شنیدن و یا خواندن مطالب مربوط به حل مشکل می خواندم که مشکلتان را روی کاغذ بنویسید ولی دلیلش را نمی دانستم ودلیلی هم برای آن جستجو نمی کردم ولی امروز به جواب آن دست یافتم که خیلی ساده است ولی چون انجام ندادن آن هم ساده است باید انگیزهء انجام دادن داشته باشیم تا آن را به عمل درآوریم وآن اینست؛در دیدن فقط حس بینایی ما در مغز درگیر یادگیری است ودر شنیدن هم فقط قسمت مربوط به شنیدن در مغزمان در گیر فراگیری میشود و در لامسه هم تنها مرکز مربوط به آن در مغز فعال می شود،ولی در هنگام نوشتن مشکلاتمان در روی کاغذ هر سه قسمت مغز که مربوط به بینایی و شنوایی و لامسه است درگیر فعالیت مغزی ما می شود بنابراین با تمرکز بیشتری به حل مشکل می اندیشیم.

توضیحی برای یک سفسطه یا شبهه

افراد بسیاری هستند که بر این باورند که ای بابا هر چی موءمن  و مقید به دین اسلام  هست در گفتار و کردار بد عمل اند واصلا چرا ما به این دینی که همهء پیروانش هنگام خطا کاری اظهار می کنند که بدی از بد مسلمانی ما است نه بد بودن دین اسلام مقید بوده وبه آن عمل کنیم؟! جواب را گلسر در یک عبارت بیان داشته وآن اینست؛راه میانبری برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد.

دنبالهء اثر گلسر

یکی از دشوار ترین درسهایی که برای ایجاد تغییر موءثر در زندگی باید به بهترین وجه بیاموزیم اینست که یاد بگیریم اگر چیزی با خواستهء ما همخوانی ندارد به اوبرچسب بد نزنیم.ص80

ارضای نیازهایمان در دنیایی که متفاوت با دنیای ماست،بسیار آسان تر از ارضای آنها در دنیای بد است،هرچه کمتر به چیزهای که می بینیم ارزش منفی وبد نسبت دهیم،انسان موءثر تری خواهیم بود.ص80

تساهل وتسامح فضیلتی است که بیشتر در حرف مطرح است تا عمل،به این معنا که تلاش کنیم بپذیریم که دیگران حتی کسانی که دوستشان داریم،در ذهن خود تصاویری متفاوت با تصاویر ما دارند.ص82

بنا بر این اگر با پیروی از هر سیستمی ارزشی خشک دیگران را حذف کنیم،آنگاه ممکن است نیاز به احساس تعلق خود را ناکام بگذاریم.ص87

کنار آمدن با جهان با دیدن وتجربه کردن آن،بدون این سیستم ها راحت تر خواهد بود.ص90