تدبیر علی علیه السلام در بارهء دوام وبقاء یک جامعه

از آن امام همام در نهج البلا غه  روایت شده؛اگر  امر به معروف ونهی از منکر در یک جامعه منسوخ شود بدان آن جامعه بر مردم مستولی شده وخوبان  آن اجتماع بشری دعا می کنند ولی دعایشان اجابت نمی شود،در حال حاضر جامعهء ایران  بنا به تحلیل جامعه شناسان به سه قسمت تقسیم شده اند1.موافقین   2.مخالفین  3.گروه خاکستری   وهردو جناح موافق ومخالف گروه خاکستری را حامی خود می انگارند وهمراه وموافق  با خود.وچون  عده ء کثیری جزء دسته ء سوم هستند به طوری که با مجموع موافق ومخالف حکومت از حیث تعداد و سایر امکانات برابری می کنند بنابر این باید از حالت خنثی خارج شده و با حمایت از یکی از دو طرف دعوی امر به معروف ونهی از منکر را اقامه کرده تا جامعه از بن بستی که به آن دچار شده بیرون بیاید.

پیش زمینهء فکری مربوط به یک فکرویا هرمنوتیک یک فکر

اولا درباره ء هرمنوتیک باید گفت پیش  زمینهء فکری هر رائ و نظر را هرمنوتیک نامیده اند ودراینجا هم به همین معنا آورده شده،ولی آن رائ ونظر که می خواهیم به آن بپردازیم همین قانون انعکاس  صدا ویا اکو است که بر طبق آن آمده اند   زندگی  نوع بشر را درجهان هستی  بازتابی از افکار واعمال  خودش دانسته اند وریشهء این امر بر می گردد به مذهب پروسستان در دین مسیحی که جهان را مکانیسمی می داند که خود به خود به فعالیت خود ادامه می دهد وآفرینندهء آن پس از خلق آن خود را موظف به چند وچون ادارهء آن نمیداند.ودلیل ذکر این موضوع نه توهین به مقدسات مسیحی است ونه هیچکس دیگر بلکه این موضوع را عرض کردم در باب کتابهای انگزشی  موجود در بازار کتاب که در مورد مثبت نگری قائل به این هستند که کسی غیر ازخودت نیست که خودت را نجات بدهد ومنتظر کسی دیگر نباش وزندگی ات را خودت بساز.

دلیل تکرار و تلقین در کتاب های انگیزشی

ریشهء اینکه  گفته می شود با تکرار وتلقین به خود می توانید یک فکر مثبت را به صورت ملکه ء اخلاقی خود در آورید به این بر می گردد که قرآن فرموده؛ما آدمی را جاهل وستمکار آفریدیم،یا به  عبارتی بنا به دیدگاههای روانشناسی غربی،انسان در بدو تولد وسالهای آغازین زندگی است که تربیت می شود باینکه در آینده چه می خواهد بشود و همین موضوع دلیلی است باینکه با تلقین به خود آنی بشوید که می خواهید وبا تصحیح افکارتان از تلهء کودکی که بی اعتنایی والدین ویا بهتر بگویم  کم توجهی به تربیت فرزندان توسط والدین بوده  وجود آدمی برهد.

نبود وندانستن الفبای سیاسی

سیاسیونی از جمله ماکیاولی و...بر این اعتقادند که الف الفبای سیاست به این معناست که  یک سیاستمدار آنچه را که نمی خواهد عمل کند می گوید و آنچه که می گوید عمل نمیکند  وبه تجربهء شخصی نشانداده شده که تمام  شعائر سیاسی تنها در حد حرف باقی مانده وبنا به گفتهء سعدی که می گوید خداوند جهان را از طبایع متضاد آفرید ،سیاسیون پس از رسیدن به قدرت عملکردشان درست در راستای بر اندازی شعارهائیست که داده اند در جوامع تحت سلطه.

سه دلیل شکست علی علیه السلام به روایت خود ایشان

1.لشگریان  معاویه همه یکصدا از او حرف شنوی داشتند ودر حالی که در شبی که فردایش قرار   بود دو لشکر با هم نبرد کنند امام لشگریانش را منع کرد از ترک لشگرگاه ورفتن به منزل و همبستر شدن با زنانشان  در حالی که آنها تمام این اعمال را انجام دادند ودر آن روزگار امام فرمود؛ای کاش به جای هر ده نفر از شما یک نفر  از افراد معاویه داشتم،ودر جایی دیگر فرمود؛ای مردنمایان زن صفت    2.امام زحمت را قبول کرده بود ووظایف خود را برای خلافت به مردم بیان میکرد ووظایف مردم را به آنها گوشزد میکرد واز این رو در پشت درهای بسته برای امتش  تصمیم گیری نمیکرد در حالی که معاویه چنین می کرد  3.امام در صدر اسلام عده ء زیادی از قریش که سرور اعراب به شمار می آمدند رادر جنگ های زمان پیامبر با کفار کشته بود وکینهءاو دردل برخی صحابه وتابعین بود(به واسطهء از دست دادن عزیزی) و در حالی که معاویه اینگونه نکرد و نبود.