دیوید بروکس؛ذهن های خلاق بزرگ،مانند هنرمندان فکر می کنند اما مانند حسابداران کار می کنند.
نیچه ؛تنها ایده هایی که از طریق پیاده روی به دست می آید،ارزش دارند.
تحقیقات فردریکسون نشان می دهد که پس از وقوع اتفاقی بد ویا اختلالی در زندگی تان،آنچه انتخاب می کنید تا روی آن تمرکز کنید از آن به بعد نفوذ قابل توجهی را روی نگرشتان اعمال خواهد کرد،این انتخاب های ساده می توانندیک دکمه تنظیم مجدد رابرای احساسات شما فراهم کنند.
اگر وقت کافی برای کار عمیق صرف کنید،ذهنتان جهان شما را به عنوان جهانی هدفمند ومهم خواهد شناخت.
انسانها زمانی که عمیقا در چیزی چالش برانگیز غوطه ور هستند در بهترین حالتشان قرار دارند.
چرخ چوبی اشرافی نیست اما شکل دهی آن می تواند اشرافی باشد،شما به کاری عالی رتبه نیاز ندارید بلکه به رویکردی عالی رتبه در مورد کارتان نیاز دارید.
شما نیروی ارادهء محدودی دارید وزمانی که از آن استفاده می کنید تحلیل می رود به مانند عضله ای که خسته می شود.
برای حداقل کردن استفاده از ارادهء محدودتان،کارهای روتینی را برای ایجاد تحول وحفظ حالت تمرکز بدون وقفه ضروری به زندگی کاریتان اضافه کنید.
رهبانیت در زمان بندی کار عمیق؛در این روش استفاده کنندگان تمایل دارند که هدف حرفه ای واضح وارزشمندی برای دنبال کردن در اختیار داشته باشند وعمده موفقیت حرفه ای آنها در اینست که این کار را به صورت استثنایی خوب انجام دهند.
رضایتی که فردی از طریق تجلی خودش در جهان واقعی،با استفاده از مهارتهای دستی به دست می آورد،اورا انسانی آرام وبی دغدغه می کند.
ساده بودن کاردر تعریف و دشوار بودن در عمل ناهمگونی ای است که در هنگام جست وجو برای رسیدن به هدف مفید خواهد بود.اما هنگامی که توجه مان رابه سوی کارهای دانش ورز تغییر می دهیم این ارتباط واضح نیست.و توجه کردن یعنی آنچه انتخاب کرده ایم تا بر آن تمرکز کنیم وآنچه که انتخاب کرده ایم تا نادیده بگیریم.
اغلب رشته ها،از انسان شناسی گرفته تا آموزش واز اقتصاد رفتاری تا مشاورهء خانواده به طور مشابه اظهار می کنند که؛مدیریت ماهرانهء توجه،امری گریز ناپذیر برای زندگی خوب وکلید بهبود تقریبا همه جنبه هایی است که تجربه می کنید.
اغلب افراد فکر می کنند این دست آوردهای بزرگ است که برای انسانها باید مورد توجه قرار بگیرد در حالی که گالفر پس از دهه ها تحقیق این نظر را رد میکند،مغز ما،جهان بینی مان رابر اساس چیز هایی می سازد که به آن توجه می کنیم.
آنچه به آن فکر می کنید،احساس می کنیدوانجام می دهیدوآنچه دوست دارید،مجموع چیزهایی هستند که بر آنها تمرکز می کنید.
برای ارزشمند ماندن در دنیای اقتصاد باید بر هنر یادگیری مطالب پیچیده با سرعت بالا تسلط داشته باشید.
افراد موفق در اقتصاد آینده جهان از نظر برینجو لفسون ومک آفی(دو تحلیل گر اقتصادی):1.کارکنان با مهارت بالا 2.فوق ستارگان 3.مالکان
کارکنان با مهارت بالا افرادی هستند که توانایی ویژه ای برای کار با ماشین آلات پیچیده وبدست آوردن نتایج ارزشمند از آنها دارند.
فوق ستارگان کسانی هستند که در کار خود بهترین هستند.
مالکان شامل افرادی می شود که سرمایهء لازم برای سرمایه گذاری در تکنولوژی های جدیدرا دارا می باشند.
دو توانایی اصلی برای رشد در اقتصاد جدید 1.توانایی سریع ماهر شدن در کارهای سخت 2.توانایی تولید در سطح ممتاز(هم ازنظر کیفیت وهم سرعت).
مهم نیست چقدر ماهر ویا با استعدادید،اگر تولید نکنید،پیشرفت نخواهید کرد.
آنچه متخصصانرا (در هر زمینه ای)از دیگر افراد جدا وممتاز می کند اینست؛تمرین سنجیده.
با تمرکز شدید روی مهارتهای خاص، مدار خاص مربوط به آن را بارها وبارها وبه صورت مستقل مجبور به فعال شدن می کنید.
برای تولید در بالاترین سطح خودتان،باید برای مدتی طولانی با تمرکز کامل وبدون حواس پرتی روی یک وظیفه کار کنید.
دلیل موفقیت برخی مدیران بر خلاف گفتهء بالا اینست که آنها گنجینه ای از تجربه که به سختی به دست آمده واستعدادی صیقل داده شده واثبات شده در مورد بازارشان دارند.
یک وقفه در کار،حتی اگر کوتاه باشد،کل زمان لازم برای تکمیل یک کار را افزایش می دهد.
اندازه گیری سهم افراد در تولیدات شرکت به صورت عینی دشوار است.
در غیاب معیارها،اکثر افراد به سمت چیزهایی میروند که آسان تر است.
شفافیت در مورد آنچه مهم است،موجب شفافیت در مورد آنچه مهم نیست می گردد.
درصورت نبود شاخص های روشن،مشغلهءزیاد وقابل روءیت ،نشانهء بهره وری