ناسخ ومنسوخ بودن وحی یا قرآن از ضعف آن نیست،بلکه چون آیات الهی برای نوع بشر در زمان حیات در روی کرهء خاکی برنامه آورده است،این برنامه براساس تکامل اخلاقی دربیان وگفتارو عمل برای اوست وبنا به کیفیت زندگی انسانها ،آنها به فراخور حالشان از آن بهره می برند،بنابراین یک رابطهء دو طرفه با خدا در وحی وجود دارد،از انسان به خدا واز خدا به انسان.ورابطهء ناسخ یا منسوخ بودن آیات بر میگردد به رابطهء خدا با انسان براساس زندگی زیستی او.
به عنوان مثال در قسمتی از آیهء ۸ سورهء طه اینطور آمده؛...وترنجبین ومرغ بریان را برشما نازل کردیم(منظور امت موسی است).
ودر قسمتی از آیهء ۵۵ الی ۶۴ سورهءبقره آمده است:ونیز به خاطر آورید؛زمانی که گفتید:ای موسی هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم،از خدای خود بخواه که از آنچه از زمین می روید از سبزیجات خیار،سیر ،عدس وپیاز برای ما برویاند،موسی گفت ؛آیا غذای پستتر انتخاب می نمائید.
در این دوقسمت کدام یکی ناسخ وکدام یکی منسوخ است، این درحالی است که در هر دو دسته آیات دارد یک موضوع را بیان می کند که منطبق با نحوهء بیان وگفتار وعملکرد کسانی است که روی سخن وحی با آنها بوده است.
ممنوعیت صدور چک رمزدار از۷ مهرماه ۱۴۰۵ اجرایی می شود.
در راستای حذف چک رمزدار وجایگزینی آن با چک های تضمین شده،صدور چک های رمزدار از روز سه شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ممنوع وهمچنین پذیرش(واگذاری)چک های رمز دار در سامانهء چکاوک از اول دی ماه ۱۴۰۵ ممنوع می شود.
خروج ثروت علمی حاصل از ۳۰۰ هزار مقاله از کشور در ۲۰ سال گذشته.
قسمتی از سخنان سید مهدی ابطحی،معاون پژوهشی وزارت علوم،تحقیقات وفنآوری،به گزارش خبرنگار علمی ایرنا مورخ ۳۱ شهریور ماه ۱۴۰۵ هجری شمسی.
سایر شاخص های اندازه گیری درآمد:تولید ناخالص ملی یا GNP
GNP مساوی است باGDP +درآمد عوامل تولید در خارج -پرداختی به عوامل تولید خارجی
تولید خالص ملی یا NNp که مساوی است باGNP منهای استهلاک
درآمد ملی یاNI: که مساوی است باNNP منهای مالیات های غیر مستقیم
NI نشان می دهد تمام افراد یک کشور چه مقدار درآمد کسب کرده اند که به ۵ جزء تقسیم میشود؛ حقوق کارمندان،درآمد دارایی های شخصی،درآمدهای اجاره ای،سود سهام،بهرهء خالص.
قواعد محاسبهء GDP:
تعریف دقیق تر GDP:تولید ناخالص داخلی،ارزش بازاری تمام کالاها وخدمات نهایی تولید شده،در داخل یک اقتصاد،ودر یک دورهء زمانی خاص،است.
قانون اول (روش محاسبه):باید ارزش بازاری(مبلغی که مردم حاضرند ،برای کالا پرداخت کنند)کالاها وخدمات رابدست آوریم ودر تعداد تولید شدهء آنها ضرب کنیم وبعد همه را(یعنی مبلغ کل کالاهای تولید شده+مبلغ کل خدمات داده شده) باهم جمع کنیم.
قانون دوم(کالاهای دست دوم):فروش مجدد کالاها هیچ تغییری در میزان GDP ایجاد نمی کند.
قانون سوم(تغییر در موجودی انبار):هرگاه موجودی انبار افزایش می یابد،GDP افزایش پیدا می کند،ولی فروش موجودی انبار تاءثیری بر میزان GDP ندارد.
قانون چهارم(کالاهای واسطه ای):درGDP فقط ارزش بازاری کالاهای نهایی محاسبه می شود ونباید کالاهای واسطه ای را در نظر بگیریم.
قانون پنجم(ارزش ضمنی):بعضی کالاها وخدمات اصلاً در بازار معامله نمی شوند بنا بر این فاقد ارزش بازاری هستند،برای این دسته از کالاها از ارزش ضمنی استفاده می شود،مثلاً صاحب خانه ای که بابت تصرف خانه اش کرایه منزل نمی دهد،را چگونه در GDP لحاظ کنیم،در اینجا ارزش ضمنی خودش را نشان می دهد وباید به ازای اجارهء خانه در GDP لحاظ شود.
قانون ششم(مواردی که در GDP لحاظ نمی شود):
ارزش ضمنی اجارهء خودروهای شخصی،جواهرات، وسایر کالاهای با دوام که تحت مالکیت خانوارها هستند.
ارزش های ضمنی کالاهایی که در خانه تولید ومصرف می شوند؛مثل غذایی که در منزل پخته ومصرف می شود.
ارزش ضمنی کالاها وخدماتی که در اقتصاد غیر قانونی وزیر زمینی تولید می شود مثل مواد مخدر.