تلخیص بر گرفته ازکتاب تئوری انتخاب نوشتهء گلسر

در قسمت 0 (1) کتاب گویای این اثر به این می پردازد؛تمام افعال واعمال ما به واسطهء رفع نیاز از خود در یکی از 5 حیطهء 1.عشق وتعلق  2.نیاز بقاء 3.قدرت 4.آزادی و5.تفریح می باشد.

وچیزی که من از این قسمت یاد گرفتم وبرایم تازه گی داشت وجالب بود ،پرداختن به این موضوع بود که باید افعال واعمال ما بر دو گزینه اصلی  استوار باشد،اول ؛مسئولیت پذیری در مواجهه با مشکلات(بدین معنی که برای حل مشکل وقت بگذاریم وبی تفاوت از کنار آن نگذریم وهمینطور در مورد حل مشکل پیش آمده فکر واندیشه وتاءمل  کنیم) ودیگر اینکه در حل مشکل واقعیت را در نظر بگیریم نه اعتقاد خود را.

دربارهء (تیمم کردن)

در رساله آمده که هرگاه (چه در تیمم وچه در وضو) دست یا صورت مسح کشیده به اندازهء سر سوزنی  مسح نشده باشد آن  وضو ویا تیمم باطل است دربارهء تیمم  آمده درصورتی که ناظر بیرونی تشخیص دهد که شما در حال تیمم کردن هستید این مشکل دیگر موضوعیت ندارد،بهترین دلیل خردمندانه برای این موضوع مصلحت اندیشی است به این معنا که رساندن این پیام به خواننده ء فتوا ویا  به عمل کننده به آن اینست که در انجام این اعمال دقت داشته باش وبی اعتنا از  کنار عمل به آن نگذر.

تلخیصی از کتاب دروغ هایی که به خود می گوییم

این  کتاب گویا را باید خط به خط شنید چرا که ارزش شنیدن ویا خواندن را دارا می باشد.

با ترس ها برخورد کنید واز آن فرار نکنید،بایستید واز دویدن خوداری کنید(منظور ورزش کردن نیست بلکه بازنگری به زندگی است).

حقیقت دادنی یا گرفتنی نیست،بلکه از قلب بیمار میجوشد نه دهان درمانگر،آرزوهای غیر واقعی را فراموش کنید.

درمانگر ما را از فرار از واقعیت وجودیمان متوقف می کند،بنابر این از اضطرابمان جلوگیری می شود.

همه افراد گرفتاریهای خاص خود دارند ولی درمانگر ما را با خودمان آشتی می دهد.

شفا فقط وقتی اتفاق می افتد که ما خود را پذیرفته باشیم،وگام اول برای این کار اینست که مشکلات خودمان را بپذیریم.اگر واقعیت را در زندگی قبول نکنیم،شکست حتمی است،شاید شکست ما در زندگی از باورهای غلطمان  است وبه همین منظور فرافکنی می کنیم.

حقیقت شما را شفا می دهد ولی در ابتدا به سختی زجرتان می دهد.

وقتی از درون شکسته می شویم این توهمات ما است که می شکند نه خود ما وحقیقت ظاهر می شود،چرا که حقیقت هیچوقت نمی شکند.

زورگویی نشانهء ترسو بودن فرد است.

از درمانگر چی می آموزیم؟حقیقت را،چگونه می پذیریم؟با پذیرش آن،آموزگار ما کیست؟ همین لحظه

توضیحی بر یک روایت از معراج السعاده

دراین کتاب اینطور نقل شده؛ملکهء وحی بر آدم ابوابشر نازل می شود وبه او می گوید:پروردگار سلام داده تو را و از تو می خواهد یکی از سه چیزی که همراه من است را انتخاب کنی ودو دیگر با من خواهند برگشت،1.عقل وخرد 2.دین و3.شرم وحضرت آدم عقل را انتخاب می کند وملکهء وحی به دودیگر می گوید همراه من برگردید وآنها از این امر خودداری می کنند وقتی دلیلش را ملکهء وحی می پرسد به او می گویند؛پروردگار ازما خواسته اگر آدم عقل را انتخاب کرد با او همراه باشیم.

این روایت که به تفصیل آمده ،ما را به این موضوع رهنمون می کند که ملاک در قبولی عمل به درگاه پروردگار میزان عقل وخرد شخص است ولا غیر(به این معنی که ما نمی توانیم هر فعل نا درستی را فقط به خاطرشنیدن ونقل قول ونسبتش به دین ویا اینکه دچار شرم می شویم ترک کنیم)برای  شنیدن همین بس که علی علیه السلام در نهج البلاغه میگوید؛بین حق وباطل به اندازهء 4 انگشت به هم چسبیده فاصله است وقتی معنی این موضوع را از او پرسیدند اشاره به فاصلهء گوش با چشمها کردند وفرمودند باطل آنست که بگویی شنیدم وحق  آنست که بگویی دیدم ودر مورد شرم داشتن بیجا در حال حاضر بسیار ملموس افراد جامعهءما می باشد وآن اینست که برخورد خوبی با افراد خصوصا جوان که به شعائر اسلام می پردازند نمی شود وبه همین دلیل است که خیلی ها می گویند اصلا خر ما از کره گی دم نداشت بی خیال هم چیز می شوند برای اینکه در اجتماع ما وجامعه هزینهء گزافی را راجب به این امر باید بپردازند که طرد اجتماعی از این قبیل است.

قسمتی از کتاب دروغهایی که به خود می گوئیم

فصول اولیهء کتاب مرا به یاد این گفتهء آلبرت انیشتین انداخت که گفته؛برای حل یک مسئله باید95 درصد وقت را صرف فهمیدن درست آن کرد وتنها5 درصد باقی مانده را به حل مسئله پرداخت ،در این کتاب صوتی هم(البته در فصول اولیه اش)به چگونگی روانکاوی می پردازد وبه رد روانکاوی به روش فروید( که می گوید شرکت غیر فعال در جلسهء درمان را به روانکاوان توصیه می کند) بدین معنی که فقط به حرف های مراجعه کننده گوش فرادهید نه رد کنید ونه تاءیید ،می  پردازدودر این کتاب می گوید ما واقعیت وحقیقت را باید همان گونه که هست درک کنیم تا گرفتار بیماریهایی که موجب ارجاع بیمار به رواندرمانگرها میشود نشویم ودیگر اینکه باید یک نگاه واقع بینانه به خودوزندگیمان داشته باشیم.