یک بخش از پرداختن بهاء موفقیت شامل انجام دادن تمام کارهایی است که برای رسیدن به هدف لازم است،بهانه نیاورید ووقت بگذارید.ارنست همینگوی کتاب خداحافظی با بازوها را 39 مرتبه بازنویسی کرد تا موفق شد وبرندهء جایزه نوبل گردید.
(استیو هاپکینز)؛استعداد ارزانتر از نمک روی میز است،آنچه را که افراد مستعد را با افراد موفق متمایز می کند،سخت کوشی است.عزم حرکت بخش مهمی از جریان موفقیت است.افراد موفق می دانند که اگر در شروع کار مایل به پرداخت بهاء باشند ،می توانند در باقی زندگی از آن بهره ببرند.هر کار ارزشمندی برای خوب انجام دادن،ارزش بد شروع کردن را دارد،برای کسب یک مهارت جدید یا بهتر شدن در هر کاری که می خواهید انجام دهید باید راضی شوید اگر احمق به نظر رسیدید یا احساس حماقت کردید مقاومت نکنید(منظور نویسنده اینست که که صبر داشته باشید وناراحت نشوید. ).
موفقیت بهائی دارد که باید آنرا پرداخت،به عنوان مثال مایکل جردن اولین کسی بود که وارد زمین بسکتبال می شد وآخرین نفری بود که از زمین بازی بیرون می رفت (استیو آلفرد).
وقتی تمرین نمی کنید کسی هست که تمرین می کند ووقتی با توان برابر در مقابل او قرار می گیرید او پیروز می شود.
می توانید با تلاش منظم برای پیشرفت در تجارت ویا پیشه وحرفه تان به یک سطح جهانی برسید، برای نقش آفرینی در هر بازی ای که انتخاب کرده اید باید هزینهء آنرا پرداخت کنید.
زندگی با خطر به مانند پرواز از روی صخره است که هنگام فرود آمدن بالهای خود را باید بسازید.(برادوی).
تنها کسانی که جراءت شکست های بزرگ را دارند می توانند به موفقیت های بزرگ برسند.اگر می خواهید به روءیا های بزرگی برسید باید بیشتر شانس خود را آزمایش کنید.(کلمهء شانس به معنی کمتر ترسیدن وبیشتر ریسک کردن است).
آنچه این voice را از دیگر قسمتها متمایز می کند بیان این ضرب المثل فارسی است در پایان گفتار نویسنده که می گوید؛گر خداوند زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید دردیگری.
اگر از تجارب افراد موفق از آنها سوءال کنید،آنها خواهند گفت که شکست هایشان بیشتر از موفقیت هایشان بوده اند.از خودتان بپرسید از چه چیزی می ترسم؟افراد موفق اجازه نمی دهند که ترس جلوی انجام کارهایی که دوست دارند ویا مجبورند انجام دهند را بگیرد.ترس آنچیزی است که برای حرکت باید بوجود آید وتجربه شود.روانشناسان آن را اینگونه تعریف می کنند؛ترس یعنی خیالبافی،تجربه، به نظر رسیدن واقعیت.تصورات منفی را درکاغذی بنویسید وسپس با توجه به آن نوشته،با رویکردی مثبت افکار مثبت را به خود تلقین کنید.چرا که همیشه تجارب تازه کمی ترسناک به نظر می رسند.آنتونی رابینز می گوید؛اگر نمی توانید کاری را انجام دهید که باید انجام دهید،چون مجبورید پس می توانید.پیشرفت وترقی همیشه با مخاطره همراه است:برای رفتن به پلهءدوم ابتدا باید پلهء اول را طی کنیم وبگذرانیم.جهش می تواند زندگی شما را متحول کند(منظور نویسندهء کتاب از جهش بالا بردن قدرت ریسک پذیری خود است).
%20 اقتدار دادنی است و80% آن گرفتنی است،پس آنرا بگیرید.
گام اول را بردارید،لازم نیست تمام راه را ببنید ویا بدانید.زندگی به مانند رانندگی در هوای مه آلود ویا تاریک است که تنها 9ویا10 متر جلوتر از خود را می بینید ولی با اینحال برای رسیدن به موفقیت باید در آن پیش بروید.