در مورد هم صحبتی با زنان از علی علیه السلام

این  بزرگوار می فرماید(در نهج البلاغه)؛از گفته ها زنان در امر خیر پیروی نکن تا در انجام عمل شر بر تو جری نگردند، ومعنای آن اینست که حتی اگر زنان تو را به خیر هم دعوت کردند ازانجام آن عمل خیر خودداری کن تا آنها بر تو مسلط نگردند واز توانتظارانجام شرنداشته باشند.

حال سوءال مهمی که برای فرد فرد ما مهم است اینست که زنان محرم  به ما چگونه اند مثل مادر ویا خواهر ویا عمه وخاله و... من بنا به تجربهء شخصی به شما می گویم عنوان خواهری ویا مادری ویا هر عنوان دیگری که زنان ودختران محرم با  مادارند نمی تواند مخالف جنسیت  آنها باشند،واین سخن در مورد آنها هم مصداق دارد ویک ضرب المثل فارسی هم  بیانگر این موضوع است که می گوید؛ریش وقیچی را به خانمها نسپار.

خطبهء 79 از نهج البلاغه.

در مورد فصل اول کتاب صوتی مردان مریخی وزنان ونوسی

وقتی  پس از طی دوران عاشقی و ورود به زندگی روزمره با مشکل مواجه می شویم که این حقیقت را فراموش می کنیم که مردان وزنان با هم متفاوت هستند،ووقتی زن ومرد بتوانند تفاوت های یکدیگررا بپذیرند وآنها را محترم شمارند،عشق فرصت شکوفایی پیدا می کند.

مابقی مطالب این قسمت از کتاب صوتی مربوط است به عناوین فصل های دیگر کتاب که همراه هم در صورت امکان ودر جای خود به آن می پردازیم.

دلیلی بر مطلب قبل

این مطلب به این منظور نوشته شده که به خوانندهء این مطالب بگوید؛تنها ازوحی وسنت آن مقدار بر گیریدکه می توانید به آن برای همیشه عمل کنید وبالا بردن سطح آگاهی بدون عمل به آنچه می خوانیم می تواندفرد را دچاربه این گفتهء علی علیه السلام کند که؛بالا رفتن علم ودانش در صورتی که با عمل همراه نباشد نیافزاید جز بر کفر عناد.البته مابقی ایکه که می تواند خیلی هم باشد را رد نکنید،که در روایتی آمده؛هرکس یک آیهء قرآن را تائید کند به درستی همانند آنست که همهء قرآن را تائید کرده است به درستی وخلاف آن هم صدق میکند که هر کس یک آیهء قرآن را رد کند انگار تمام قرآن را رد کرده باشد ونیز نباید به قول یکی از نویسندگان معاصر؛یوءمن بباضا ویکفر ببعضا بود(بدین معنی که نباید قسمتی را تائید وقسمتی را رد کرد .)

نتیجهء عدم استواری در دین اسلام

اگر بزرگوارانی که این مطلب را می خوانند با عنوان؛متن سخنان ابو موسی اشعری به مردم  در گوگل سرچ کنند بسیاری امورواضح و روشن می شودوآن هم اینست که علی علیه اسلام گفت آخرشان به اولشان بر میگردد ومنظور افراط کنندگان در دین ونیز همچنین کاهلین به این امر بود وشیعهء خود را تنها کسانی دانست که در مورد ایشان خیر الامور اوسطها بوده ومیانه رو بوده باشند ویا در روایت دیگری در جنگی که  با لشگریانش راهی بود به یکی از آنها گفت عقیدهء من به مانند همان روزهایی است که در زمان  حیات حضرتش (حضرت محمد(ص)) به جنگ با دشمنان  میرفتم.منظور از نوشتن این سطور اینست که در قرآن از زبان عده ای از پیروان پیامبران پیشین آمده؛پروردگارا بر ما بیشتر از توانمان مسئولیتی مقرر مفرما.واین نکتهء کلیدی است که در ضرب المثل فارسی هم آمده؛رهرو آن نیست که گهی تند وگهی خسته رود ،رهرو آنست که آهسته وپیوسته رود.

درمورد دوستی علی علیه السلام از نهج البلاغه

ایشان می فرماید؛اگر ذره ای از دوستی به ما در دل کوهی باشدبر اثر بلا ازهم فرو می پاشد(دقیق این را نگفته ولی به همین معنا فرموده اند)،دلیل این گفته چه می تواند باشد وآن چیزی نیست جز اینکه در روایتی از معصومین  مخصوصا ازعلی علیه السلام نقل شده که  حکومت امت را دو وجه بیش نیست ؛حق یا باطل وهر کدام از این دوحکومت را امامانی داشته و همچنین پیروانی،که پیروان وامامان هر یک در آن نظام دیگر خوار وذلیل هستند.وچون در طول تاریخ بعد از رحلت رسول اکرم (ص)فقط 12 امام پیشوای خلق بوده اند وآنهم نه در مقام حکومت بنابر این زمانی که برای تشدد آراء ورفتار وجود دارد خیلی زیاد است که خود نشاندهندهء همین موضوع است که در ابتدای  این سخن به آن اشاره شد ونباید فراموش کنیم که وقتی آن بزرگوار ازحال خودش در زمان سه خلیفهء قبل سخن می فرماید  حال خود را شبیه به فردی می داند که خوار در چشم واستخوانی در گلو داشته باشد وبیست واندی سال این گرفتاری را تحمل کرده باشد.منظور از این سخن اینست که این گفته را نباید بر وجه دنائت وپستی علی علیه السلام وبغض وغضب الهی بر او ویارانش معنا کرد،بلکه باید از علو درجات وبزرگواری آن بزرگوار دانست.