قیمت پولی کار،در همه جا خودش را با قیمت متوسط ویا قیمت عادی (نه قیمت های موقتی وفصلی)مایحتاج زندگی تطبیق می دهد.بنابراین با بالاتر رفتن قیمت کالاها در ادوار مختلف سطح دستمزد کارگران هم افزایش می یابد.بنا براین ظاهراً چنین مستفاد می شود که کار تنها مقیاس عمومی ویا مقیاس صحیح ارزش است ویا تنها معیاری است که بوسیلهء آن می توانیم ارزش کالاهای مختلف را همه وقت ودر همه جا با آن مقایسه کنیم.ما با مقادیر کار می توانیم با دقت وصحت زیاد قیمت کالاها را سال به سال وهمینطور قرن به قرن برآورد کنیم.
آمریکا=۳۷.۶۴ تریلیون دلار چین=۱۸.۳۱ تریلیون دلار ژاپن=۱۰.۲۳ تریلیون دلار بریتانیا=۳.۷ تریلیون دلار فرانسه=۳.۶ تریلیون دلار ایتالیا=۳.۲۷ تریلیون دلار آلمان=۲.۹۲ تریلیون دلار کانادا=۲.۳ تریلیون دلار هند=۲.۱۹ تریلیون دلار برزیل=۱.۷۱ تریلیون دلار
با توجه به مطلب بالا:
۳.۴ میلیارد نفر در جهان در کشورهائی زندگی می کنند که برای بهرهء بدهی،بیش از خدمات پایه ای،هزینه می کنند(وبلاگ نویس؛منظور این نتیجه گیری پایانی اینست:این افراد بیش از آنکه از خدمات پایه ای استفاده کنند(که باید توسط دولت ها برای عموم مردم به طور رایگان ارائه گردد) برای برخورداری از همان حداقل ها هم باید پول پرداخت کنند.).
به نظر من،غله تقریباً بهتر از مقادیر مساوی هر کالای دیگری،این کار را انجام می دهد.البته مسلم است که حتی مقادیر مساوی غله نیز نمی تواند،درست ودقیق از عهدهء این عمل برآید.معاش کارگر ،یا قیمت حقیقی کار به طوری که در سطور آینده خواهم کوشید که آنرا نشان دهم،در موارد مختلف فرق می کند،در جوامعی که به سمت خوشبختی وغنا پیش می روند،معاش کارگر بسیار زیادتراست،تا جوامعی که ساکن وراکد مانده اند ودر این جوامع بهتر است تا جوامعی که به قهقراء می رود.اما در مقطع زمانی هر کالای دیگر،مقدار کاری که قادربه خرید خواهد بود،نسبت به خوار باری که می توان با آن خرید،یا کمتر است یا بیشتر.بنابراین اجاره بهائی که به صورت غله پرداخت می شود،فقط مشمول تغییرات مقدار کاری است که مقدار معینی غله را می توان با آن خرید.
وقتی تنزل ارزش نقره،با کاهش مقدار نقره در واحد مسکوک همراه شود،زیان آن غالباً بیشتر است.
مقادیر مساوی کار درآیندهء دور رامی توان با مقادیر مساوی غله(که قوت وغذای کارگر است)خرید،تابا مقادیر مساوی،طلا ونقره،ویاشاید کالاهای دیگر.لذا در آیندهء دور مقادیرمساوی غله دارای همان ارزش حقیقی فعلی است ویا اینکه دارندگان این مقدار غله می توانند همان مقدارکار سایر مردم رابا آن خریداری کرده ویا در اختیار داشته باشند.
می توان گفت که قیمت حقیقی هر کالا ،میزان کاری است که در نتیجهء انجام دادن آن قدرت خرید به کارگر اعطا می شود تا به سبب آن احتیاجات و وسائل زندگی خود را مهیا کند وپولی که در این بین مبادله می شود ،قیمت اسمی آن کالا می باشد.به این دلیل که؛کارگر به نسبت ارزش حقیقی کار خود پولدار یا بی پول شده ومزد کافی یا غیرمفید دریافت می کنند نه به نسبت ارزش اسمی آن.
حکام وفرمانروایان غالباً اندیشیده اند که اگرمقدار فلز خالصی که در سکه های آنها موجود است را کاهش دهند به نفع آنان است وهیچگاه فکر نکرده اند که اگر فلز خالص مسکوکاتشان را اضافه کنند،به سود آنها خواهد بود.