توضیحی. بر یک سوءال فکری

ممکن است اینطور تصور شود که ۱۴ معصومی که  اینقدر در مناقب وشایستگی های ایشان گفته شده وقلم فرسایی شده را بنا به جملهء لاحول ولا قوه الی بالله(به این معنی که؛هیچ قدرت ونیرویی نیست مگر آنکه از آن خداست) پس چرا پروردگار به  کشته  شدن  آنها بدست خبیث ترین افراد امتشان  رضایت  داد،ازاین لحاظ می گویم به شهادت رسانید برای اینکه پروردگار عالم وعلیم هست واز همه چیز اطلاع دارد،بنابر این مطلع بودن او وکاری نکردن را می توان به شهید کردن  ایشان به دست دشمنانشان عنوان کرد،(گو اینکه برای ما اهل شیعه  آشکاراست  که آنها از زمان مرگشان پیش از شهادت خود اطلاع داشته اند).

دو دلیل می توان برای این امر ذکر کرد؛۱.ایشان اهل آخرت بوده اند نه اهل دنیا ،بدین معنی که خداوند دنیا را از آنها گرفت که مادون بود وبهتر آن برای ایشان رقم زد.

دلیل دوم اینست که بنابر بر حدیثی از امام علی بن موسی الرضا خداوند را نام های بیشماری است که دریکی از آنها هیچکس به مانند او نیست وآن  اسم الهی متکبر نام دارد

پس چنان که ازاین اسم الهی بر می آید در برابر این اسم همگان خوار ودلیل هستند ولو ائمه معصومین،چنانکه در تاریخ صدر اسلام دربارهء پیامبر  آمده،شخصی به ایشان خرده گرفت که تو به سبک وسیرهء بنده گان  سلوک می کنی وایشان در جواب او فرمودند؛چه کسی از من بنده تر(که اشاره به این دارد که چون ایشان بهترین  پیامبر پروردگار هستند در نتیجه بهترین بندهء پروردگار نیز هستند.).

دنبالهء مطلب قبل

همیشه ودر همه جا ،کالایی گران است که به زحمت حاصل شود ویا کالایی گران است که استحصال آن کار زیادی برده باشد وآن کالایی ارزان است که به آسانی بدست آید.ویا اینکه برای بدست آوردن آن کارکمتری صرف شده است.از اینرو،با اینکه مقدار کار هیچگاه تغییر نمی کند،مع هذا تنها استانداردحقیقی ونهایی است که با آن ارزش سایر کالاها در همه وقت وهمه جا تخمین زده ومقایسه می شود،قیمت حقیقی کالاها کار است،پول فقط قیمت اسمی آنهاست.

دنبالهء مطالب قبل

کار واحد حقیقی ارزش،معاوضه ای کلیهء کالا هاست.

آنچه که تمام ثروت دنیا را در ابتدای امر قابل خریداری کرد،طلا ونقره نبود،بلکه کار بود وارزش آن برای تمام کسانی که مالک آن هستند،درست برابر است با مقدار کاری که آنان را قادر به خرید می کند.یا باعث سلطه وقیادت برآن می گردد.به گفتهء هابس، ثروت قدرت است،اما محض مالک شدن،قدرت سیاسی را به شخص منتقل نمی کند.قدرتی که این مالکیت بلافاصله در اختیار او قرار می دهد،قوهء خرید است.

برگزیده ای از کتاب ثروت ملل

واژهء ارزش دو معنی مختلف دارد،گاهی درجهء مطلوبیت بعضی از اشیاء را بیان می کندوگاهی قدرت خرید سایر کالاها را که مالک بودن آن شیء به خصوص ایجاد می کند،یکی را میتوان ارزش(استعمال) ودیگری را ارزش (معاوضه ای) بنامیم.اشیائی که ارزش استعمال آنها بیشتر است،ارزش معاوضه ای ندارند ویا اگر داشته باشند بسیار کم است.بالعکس کالاهایی که بیشترین ارزش معاوضه ای را دارند اغلب ارزش استعمال آنها کم یا اصلاً ارزش استعمال ندارند،هیچ چیز مفیدتر از آب نیست،ولی بندرت با آب می توان چیزی خرید،وبندرت می توان در قبال آن چیزی را دریافت کرد.وبالعکس یک قطعهءالماس بندرت ارزش استعمال دارد،ولی معمولاً در برابر آن مقدار زیادی کالاهای دیگر می توان دریافت کرد.

دنبالهء مطالب قبل از کتاب ثروت ملل

علل معاوضه ء کالا بر اساس فلزات مختلف در ملل متفاوت:

۱.راضی نبودن یک طرف مبادلهء کالا برای معاملهء کالای خو د با دیگری.       ۲.متناسب نبودن میزان نیاز افرادبا اجناس  مورد معامله. به عنوان مثال تبادل عرفی هر گاو برابر با سه گوسفند،خوب به نظر می رسد ولی اگر یکنفر۵ گوسفند بخواهد ،معاملهء بین دونفر پیشا پیش  به هم خورده است.

برای رفع مشکلات بالا،در هر مملکتی فلز هایی انتخاب می شد که در مبادلهء کالا بین افراد،هردو طرف براساس میزان آن فلز،کالا را مبادله می کردند.حالا چرا فلز؟!!چون همیشه می توان آنرا ذوب کرده وبه شکل اولیهءخود در آورد ویا به میزان لازم از آن استفاده کرد.(این کار بعد از مدتی مشکلاتی را بوجود آورد):

۱.سنجش وزن فلز مبادله شده بین دونفر برای خرید کالای مورد نیاز .           ۲.سنجیدن  عیار ومحکم زدن خلوص آن فلز

برای رفع دو مشکل بالا،در ممالک مختلف،به میزان معین وبادرجهء خلوص مناسب از فلزات،سکه ضرب کردند واز اینجاست که پول مسکوک رواج یافت و   ادارات دولتی به نام  ضرابخانه بوجود آمدند.(در اوایل اینکار سکه ها شبیه  سکهءاسترلینگ  ویا شبیه به سکهءمارک اسپانیاست.).