3 آیهءقرآن در تایید امامت ایمهءمعصومین که به عنوان حجت بین شیعه وسنی اقامه میشود

آیهء 59 سورهء نساء به نام آیهء اولی الامر،آیهء اکمال که آیهء3 سورهءمائده است و آیهءولایت که آیهء55 سورهء مائده می باشد

توضیحی بر مطلب بالا؛خواننده محترم این مطالب از دو حال خارج نیست یا به قرآن ایمان دارد وآنرا رد نمیکند که انتظار می رود چند وچون هم نکند که مثلا چرا نام ائمهء معصومین در این آیات نیامده برای این موضوع باید تازه ایمانی موءمنین آن زمان وتهدید هایی که  تا پس از پیامبر وهمینطور آئمهء معصومین را مد نظر داشت یعنی همان  تهدیدی که پیامبر را تهدید می کرد این بزرگواران را نیز تهدید میکرد ودیگر وقتی  اوصاف و صفت شهره ء شخصی گفته شد انگار از خود آن فرد صحبت به میان آمده که در زبان فارسی آن را زبان اشاره میگویند به عنوان  مثال وقتی صحبت از مایع حیاتی به میان می آید همه یک صدا می گویند آب واز این قبیل بنا به ضرب المثل به در بگو دیوار بشنود  ویا عقیده به قرآن کریم ندارد که توصیه می شود تا دیر نشده آن را جدی گرفته ودرپی کسب آن باشد.

توضیحی بر حدیث ثقلین

قرآن  دارای دو وجه است یکی نوشتار مکتوب که افراد تزکیه نشده وباطل آن را بر اساس هوی نفس و گمانهای باطل خود تفسیر میکنند و دیگر معارفی که در عمل به قرآن وبا تهذیب نفس بر اساس آیهء یزکیهم ویعلمهم الکتاب حاصل می شود که مختص ایمهء معصومین است که امامان حق هستند و خود هدایت شده از طرف پروردگارند وهدایتگر خلق و دلیل بر این مدعا هم  عمل به همان قرآنی است که در دست همگان است چنانکه در زیارت روز جمعهء امام قاءم آل محمد می خوانیم الذی یهتدی به المهتدون،اما با دانستن شاءن نزول هر آیه  از قرآن .برای اینکه آنها هدایت شده اند همین بس که یکی از معصومین می فرماید ما تربیت شدهء پروردگاریم وعلی علیه السلام به طور ضمنی اشاره ای به خود دارد وقتی که می گوید ؛راههای هدایت چقدر آشکار است برای کسی که تو راهنمایش باشی و در جای دیگر می فرماید راههای به سوی تو چقدر باز است در حالی که تو راهبرش باشی(به نظرم  در نهج البلاغه این دو مناجات از امام نقل شده باشد) و وبرای در دست بودن حقایق قرآن هم میتوان به آیهءلا یمسه الا المطهرون اشارهای داشت و هم بنا به قول اصول کافی که از امام معصوم دلیل متقن وآشکار قرآنی پرسیدند فرمود سورهء انا انزلناه را در جواب منکرین بازگو کنید به عنوان دلیلی قرانی وآشکار که قبلا دربارهءدلایل این امر بحث کرده ام  می توان اشاره نمود.این رابرای این عنوان کردم که اهل باطل یعلمهم را دارند ولی بدون یزکیهم وامام حق هردو را داراست ودر همین مورد است که قرآن می فرماید ما با این قرآن گروهی را هدایت کرده وگروه دیگری را به گمراهی می اندازیم .

رد ایرادی که سفسطه کنندگان به آداب شلوار پوشیدن میگیرند

اخیرا کلیپی منتشر شده در فضای مجازی به تمسخر که روحانی ای روایت میکند از پیامبر اکرم که نشسته شلوارتان را عوض کنید چنین روایتی وجود دارد در متون دینی ولی منظور به این بوده که آلت تناسلی و مقعد افراد حتی هنگام عوض کردن شلوار پوشیده باشد تا در آن از بد اندیشان نظری نباشد وحتی اگر به ایمان ربطش داده شده این عمل به ظاهر ساده به مانند این روایت متبادر از حضرت رسول است که در مورد هر کس که می شنید ازدواج کرده میگفت نصف دینش  را حفظ کرد واین عمل ساده به مانند  آداب عمل نماز خواندن شخص بی لباس در رسالهء مجتهدین از لحاظ ستر عورت  میباشد.

جدایی دین از سیاست آری یا خیر؟2

بنا براین از نظر تشیع علوی که امام هشتم شیعهء اثنی عشری آن را برمبنای فطرت انسانی می دانند آخرت گرایی صرف ولو به حق چون که باطل آن هم زیاد شده برای آدمی منفعتی در این دنیا وبه دلایل پیشین برای آخرت فرد در بر نخواهد داشت چرا که او را سر بار انسانی مانند خود او کرده وجه بسا به خاطر نیازهای مادی او او را به باطل بکشانند چنانکه از امامین مروی است هر کس  به عابدی مشهور گردد به ریا نزدیک میگردد واز طرفی نباید رفع این نیازهای مادی ما را از خالق هستی با این همه نیازی که به او داریم بی نیازی بجوییم مثلا درست است که ثروتمندان دسترسی بهتری از برخورداری های درمانی دارند ولی در نهایت شفا دادن وحفظ حیات با او است که هو الشافی.

جدایی دین از سیاست آری یا خیر؟

در دیدگاه علوی هما نطور که پیامبر اکرم می فرماید الدنیا مزرعه الآخره دنیا محل عمل وکار برای آخرت است و در روایتی آمده نه دهم عبادت کار کردن است اصلا به جدایی  دنیا و آخرت  ودر نتیجه جدایی دین و دنیا بی توجهی نبوده است،بلکه دینی که به گفتهء دکتر علی شریعتی در کتاب مذهب علیه مذهب  که ما هم میتوانیم این نام را برای آن انتخاب کنیم همین مبارزه با آخرت گرایی  صرف وبی توجهی به اصلاح روشها بر مبنای وحی در زندگی واز طرفی مبارزه با دنیا گرایی صرف میباشد که پیامبر اکرم می فرماید در حدیثی  که خیرالامور اوسطها بهترین کارها میانی روی در آنهاست.اینکه بگوییم تنها دنیا سخنی به گزافه گفته ایم چرا که مرگ برای همه هست وهیچکس پس از آن را ندیده وباید از پیامبران الهی ممنون باشیم که میگویند اعتدال را نگه دار واینکه بگوییم دنیای صرف باز افراط کرده ایم ومتاءسفانه همگی ما در عصر حاضر شاهد هر دو طرف قضیه هستیم یکی اقتصاد آزاد غربی که افراد از بس نیروهای خود را صرف آن کرده اند توان آنها به تحلیل رفته ودیگری آخرت گرایی به سبک بربریت مثل گروههای افراطی تحت لقب اسلامی وبا تفکر منحت که در بلاد اسلامی عملیات انتحاری انجام می دهند که از دل آن آخرت گرایی چیزی بیرون نمی آید جز قتل و کشتار بی گناهان وزور بگیری از افراد ناتوان ولی روش پیامبر وایمه ء معصومین به جز در بعد نظم اجتماعی جز این بوده به طوری که علی علیه السلام در کلمات قصاری در نهج البلاغه می فرماید  شبانه روز خود را به سه قسمت کنید یک قسمت برای کار ویک قسمت برای عبادت ویک قسمت هم برای استراحت وتفریح وبه طوری که ایشان توضیح می دهنددوقسمت اول با وجود قسمت سوم استوار وعملی میگردد.