درمورد تعالیم بودا

اگر این عبارت(دربارهء زندگی بودا پس از ترک ثروت و فقر) را درگوگل جستجو کنید و واردداستان زندگی بودا وچگونگی رسیدن به نیروانا از تحول فردی شوید،به 4 حقیقت  آئین بودیسم می رسید که همان،1.زندگی تمامی رنج وعذاب است وگریزی از آن نیست و2.تمامی رنجی که در زندگی می کشیم از یک چیز است؛زیاده خواهی آدمها و3.چون رنج یک علت قابل شناسایی دارد پس می تواند پایانی هم داشته باشد.4.به 8قسمت تقسیم می گردد که آنها عبارتند از اصل اول؛شناخت درست ودوم؛نیت درست وسوم؛گفتار درست وچهارم کردار درست وپنجم؛معاش وشغل درست وششم؛کوشش درست وهفتم؛اندیشهء درست وهشتم؛تمرکز درست .

حال به این گفتهء علی علیه السلام اشاره کرده ومی گذرم که در نهج البلاغه از اونقل شده؛تمام خوبی های دنیا را در بی نیازی  ازآنچه که در دست مردم است از ثروت دنیا یافتم.

انگیزه ای برای کسب ثروت

در پادکست اشراف زادگان فقیر از رضا  حیات الغیب شاید بتوان روحیه ای تازه گرفت برای کسب ثروت .

اما چندین سال پیش روایتی خواندم از یکی از 14 معصوم که حضرت حجت پس از قیام به سراغ مستضعفین می روند و با بالا بردن سطح فکرشان آنها را ازفقر وفلاکت نجات می دهد، وتا الآن این موضوع برایم سوءال بود که چرا مثلا به آنها ثروتی عنایت نمی کند واصلا این موضوع وروایت درست است یا خیر، حالا تازه گی ها پس از گوش دادن به مطالبی دربارهء موفقیت افراد موفق به این موضوع پی برده ام که برای کسب ثروت باید فکر غنی داشت ،نه ثروت فراوان تنها،به هر حال شما می توانید به قسمت اول ودوم این  پادکست  گوش دهید تامطالبی که برایتان گفتم  روشن و واضح گردد.

چند کلام دربارهء مسئولیت پذیری در کتب موفقیت

وقتی به کتبی که در موردموفقیت نوشته شده ،رجوع می کنی  زیاد با این جمله برخورد می کنیم که مسئولیت زندگی خودت را به عهده بگیر ومنظور این مطلب بر خواننده  پوشیده می ماند که مسئولیت پذیری چطور وچگونه است،مفهوم این عبارت برای من بدین معنی است؛که دیگران خواسته های تورا عملی نمی کنند  بنابراین  برای تحقق خواسته هایت چه کرده ای.(خواسته یعنی تمام آنچه که می خواهیم داشته باشیم).

این بایدها ونبایدها برای چیست؟

آنتونی رابینز دربارهء موفقیت در هر کاری این  راه کار را ارائه می دهد که بدنبال کسی باش  که مثل تو باشد ودر آن کاری که می خواهی موفق شوی از قبل موفق شده باشد و این همه احساس  خوبی که شیعیان به امامانشان نشان می دهند وارج و منزلتی بالا برای آنها قائل هستند از بابت همین امر است و نقل شده که پیامبر روی زمین خط صافی کشید وبه صحابه گفت این راه من وتمام پیامبران واوصیاء آنها وموءمنین به رسالت آنهاست وخطوط فراوان دیگری کشید وگفت اینها که بی نها یت است ،خطوط وراه اهل ضلالت وگمراها ن عالم است و (وقتی ما در سورهء حمدمی گوئیم اهدنا صراط المستقیم،صراط الذین انعمت علیهم،غیر المغضوب علیهم والضالین،منظور همین است).اما برای چه این موضوع را به میان  آوردم ،آن به خاطر این گفتهءعلی علیه السلام  بود که میگفت (قبل از شهادتش)پایان را ه دوچیز بیشتر انتظار نوع بشر را نمی کشد،یکی جنت یا بهشت و دیگر جهنم ولاغیر.این همه باید ها ونبایدها ظرایف الحیل می باشد که به نوعی انسان را به اخلاق اهل جنت یا بهشت متصوف کرده واز جهنم در امان دارد با تلاش خود انسان که در قرآن آمده؛لیس للانسان الی ما سعی(چیزی یا بهره ای برای انسان نیست جز آنچه برای ان عملی درخور کرده باشد).

حفظ زندگی اجتماعی تا چقدر؟

دانسته ها ی ما میگوید که انسان موجودی اجتماعی است ولی سوءالی که اینجا مطرح است ،مرز وحدود این اجتماعی بودن کجاست؟در ایران ما که فرهنگ پدر سالاری حکمفرما بوده واین همه افسردگی در آن  زیاد است به همین دلیل می باشد که به فرزندان خود یاد نداده اند که خودش هم دارای ارزش بوده وتعامل با دیگران تا جایی مهم است که به ضرر خود فرد تمام نشود ودر علوم روانشناسی حتی از   این بیشتر پیش رفته وراضی کردن همه را اگر فردی به ان مبادرت کند از بی اراده گی او می دانند.ودر فرهنگ دینی ما به خصوص این جلوه گر است تا جایی که امام حسین (ع) می فرماید من برای امر به معروف ونهی از منکر امت جدم قیام کرده ام وخود واضح ومبرهن است اگر می خواست از جمع پیروی کند باید دست بسته وسر فرو افکنده وخوار وذلیل پیش یزید می ایستاد.وحتی وقتی جماعت به علی علیه السلام روآورشده آن حضرت فرمود من به عنوان مشاور بهتر می توانم خدمت کنم تا اینکه خلیفه باشم باز جماعت اصرار کرد وچون حجت بر امام تمام شد ایشان قبول کردند وبعدها در حوادث پس از آن بیعت صائب بودن گفتهء امام روشن شد .