این اثر کیوساکی همانند کتاب اسرار ذهن ثروتمند به مقایسهء دو سوژهءپولدار وبی پول در قالب داستان پرداخته که اگر واضح تر آنرا باعنوان تجربیاتش از بدو کودکی تا موقع نوشتن مطالب ارائه می کرد وشیوایی سخن را باکمی مهارت در نوشتن،همراه می کرد،مخاطبین بیشتری را برای کتابش جذب می کرد.درهر حال این کتاب درصورت عمل بر مبنای تجربیات نویسندهء آن که از طرف پدر پولداربه خواننده سعی درانتقال آنست برای خوانندگان آن می تواند مفید ومثمر ثمر باشد.
مثلاً ۹۹٪ احتمال دارد که تا سال ۲۰۳۳ میلادی،بازاریابان تلفنی ونمایندگان شرکتهای بیمه شغل خود را به آلگوریتم ها خواهند داد. همینطور درصدهای ذکر شده برای مشاغل زیر نشاندهنده میزان ریسک تعطیل شدن آنها در آمریکا می باشد.(از وبلاگ نویس؛نگوئید اون آمریکاست به ما چه،بلکه اگر موفقیت در اقتصاد می خواهیم باید به کسانی که در این امر موفق شده اند،اقتدا کنیم.به این معنی که دیر یا زود آنچه در ایالات متحدهء آمریکا رخ داده در ایران ما هم ممکن است روی دهد.).
داوران ورزشی ۸۹٪ ،صندوق داران ۹۷٪ ،آشپزان ۹۶٪ ،گارسون ها ۹۴٪ ،دستیاران قانونی. ۹۴٪ ،راهنمایان توریستی ۹۱٪ ،شیرینی پزان ۸۹٪ ،رانندگان اتوبوس ۸۹٪ ،کارگران ساختمانی. ۸۸٪ ،دستیاران دامپزشکان. ۸۶٪ ،نگهبانان امنیتی. ۸۴٪ ،ملوانان. ۸۳٪ ،متصدیان بار. ۷۷٪ ،بایگانها ۷۶٪ ،غریق نجات ها. ۶۷ ٪ ،نجاران ۷۲٪
نتیجه گیری نویسندهء کتاب؛مشکل اصلی بی کاری وایجاد شغل های جدید نیست،بلکه خلق شغل های جدید است که انسانها بتوانند آنرا بهتر از آلگوریتم ها انجام دهند.
به همین دلیل(بالا)نخواهیم دانست به فرزندانمان چه چیزی یاد بدهیم،واحتمالاً آنچه را که آنها درمدرسه یاد گرفته اند در سن ۴۰ سالگی آنها،بی ربط خواهد شد.(وبلاگ نویس؛به این معنی است این موضوع که اطلاعات فراگیری شده توسط آنها اطلاعات سوخته خواهد بود.).
یگانه راه برای اینکه انسانها بتوانند در این بازی دوام بیاورند اینست که،در طول زندگی خود به یادگیری ادامه دهند وخود را مکرراً باز آفرینی کنند.
ایراد سرمایه داری بازار آزاد؛سرمایه داری وبازار آزاد نمی تواند تضمین کند که سودها به شیوهء منصفانه تحصیل یا توزیع شوند.طلب وتمنای سود وتولید چشم افراد رابه روی هرچه که سر راه افراد است می بندد،وقتی رشد به یک کالای عالی بدل شود واز هیچ ملاحظهء اخلاقی دیگری محدود نشود،به سهولت می تواند به فاجعه بیانجامد.به عنوان مثال ،برای کمپانی هند شرقی بریتانیا،سود مهمتر از زندگی ۱۰ میلیون بنگالی بود.سرمایه داری جهانی را بوجود آورده که هیچکس جز سرمایه دار نمی تواند آنرا بگرداند،وما نمی توانیم بدون آن زندگی کنیم.
در سپتامبر ۲۰۱۳ میلادی،دو محقق آکسفوردی،مقاله ای با عنوان (آیندهء اشتغال)،منتشر ودرآن احتمال اینکه در ۲۰ سال آینده حرفه های مختلف تحت تسلط آلگوریتم های رایانه ای قرار بگیرند ،بررسی کردند،آلگوریتم آنها برآورد کرد که؛۴۷٪ از شغل های ایالت متحده در معرض ریسک بالایی قرار دارند.(در یادداشت بعدی اسامی تعدادی از این مشاغل ودرصد احتمال حذف شدنشان را بیان می کنیم).
کشوری فاقد منابع طبیعی+صلح(در درون وبیرون)+دولت آزاد>>>>شانس بیشتری برای داشتن یک رتبهء اعتباری بالا دارا می باشد.(از همین رو ،این کشور قادر به جمع آوری سرمایه ءارزان وکافی برای حمایت از یک نظام آموزشی خوب وتغذیه یک صنعت پیشرفته وپر رونق خواهد بود).
آئین بازار آزاد؛سرمایه داران در این بازار بر این عقیده هستند که:سرمایه باید بتواند آزادانه بر سیاست اثر بگذارد ولی سیاست نباید مجاز باشد که براقتصاد وسرمایهء سرمایه داران در بازار تاثیر منفی بگذارد،آنها استدلال می کنند ،وقتی سیاستمداران بر اساس منافع حزبی خود دربازار اقتصادی مداخله می کنند،این منافع حزبی باعث می شود ،تصمیم های آنها غیر عقلائی باشد ودر نتیجه رشد بازار با کندی روبرو شود.
سرمایه داران از دولت ها می خواهند که:۱.مالیات ها را کاهش دهند۲.قوانین دست وپا گیر دولتی به حداقل برسد.۳.به نیروی بازار اختیار کامل برای انتخاب مسیر خود داده شود.دقیقاً اینهایی که گفته شد رایج ترین تعریف از بازار آزاد است.ولی هیچ بازاری نیست که سیاستمداران به کلی آن را آزاد گذاشته باشند.
عدم تنظیم درست بازار توسط حکمرانان>>>>بی اعتمادی(از سرمایه گذاری در آن کشور>>>>کاهش اعتبار ورکود اقتصادی
قانون اول در سرمایه داری>>>باید سودهای جدید برای ایجاد سرمایه های جدید،سرمایه گذاری شود.
سرمایه داری،بین سرمایه وسرمایه گذار فرق قائل است.
در بازار آزاد مهمترین منبع اقتصادی:امید به آینده است.
جنگ می تواند به یک کالا تبدیل شود.(مثل جنگ میان امپراطوری بریتانیا وچین که به جنگ تریاک معروف شده ودر سال ۱۸۰۰_۱۸۰۲ میلادی اتفاق افتاده است)ویا سرمایه گذاران لندنی به شورشی های یونانی (هنگام اعلان جدائی ازسرزمین های تحت سلطه ءعثمانی)؛پیشنهاد انتشار اوراق قرضه ءشورشی_یونانی قابل مبادله در بازار سهام لندن رابه رهبران شورشی یونانی دادند در مقابل یونانی ها وعده دادند که در صورت استقلال این اوراق قرضه را با سودش باز پرداخت کنندوسرمایه داران بخش خصوصی بریتانیا این اوراق قرضه را برای کسب سود بیشتر ویا همدردی ویا هردو دلیل خریداری می کردند.
امروزه ،رتبه اعتباری یک کشور مهمتر از منابع طبیعی آن کشور است.(در بین سایر کشورهای جهان).چون این امر نشان می دهد که آن کشور بدهی های خارجی اش را باز پرداخت می کند.ودر نهایت:
یک کشور نفت خیز+دولت مستبدو مبارزاتی بومی+یک نظام قضایی فاسد>>>>>رتبهءاعتباری پائین دریافت خواهد کرد>>>>احتمال زیادی دارد که نسبتاً فقیر باقی بماند.