دانستن زندگینامهء چهارده معصوم برای چیست؟

قرآن در آیهء214 سورهء بقره این چنین میفرماید:آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید،بی آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟!همانان که گرفتاریها وناراحتی ها به آنها رسید وآنچنان ناراحت شدند که پیامبر وافرادی که باو ایمان آورده بودند گفتند؛پس یاری خدا کی خواهد آمد؟!(در این هنگام که تقاضای یاری از او کردند،به آنها گفته شد:)آگاه باشید یاری خدا نزدیک است.

وبا توجه به روایتی از علی بن موسی الرضا که از حضرتش سوال شد چرا هر دفعه که قرآن را می خوانیم تازه است آن حضرت میفرماید برای اینکه قرآن مال زمان خاصی نیست بلکه مال همهء زمانها است.میفهمیم که بادانستن چا لشهایی که پیامبران وائمهءمعصومین با آن رو برو بوده اند واطلاع از نحوهء عملکرد آنها در برخورد با این مشکلات  چگونه در زندگی عمل کنیم که شباهت بیشتری به عملکرد اسوهء حسنه یعنی پیامبر اکرم(ص) داشته باشد تا مورد قبول حضرت حق قرار گیرد .پس بی دلیل نیست که در کتاب خاطرات همفر جاسوس بریتانیایی که به عثمانی آن روزگار سفر کرده بود همهءمسلمانان را حتی معمولی ترین ایشان را با کشیش های مسیحی مقایسه کرده و گفته حتی یک مسلمان  معمولی به اندازهء یک کشیش از دینش اطلاع دارد.

راه حل قبولی در یک امتحان الهی

از حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه نقل شده؛پروردگار انسانها را آزمایش میکند با کمی در سود وبهره ها که قبلا به آن اشاره شده که این به دلیل نقص عمل آدمی است نه به واسطهء نعوذبالله ظلم پروردگار نسبت به بنده گانش  دلیلی بر این مدعا روایتی از پیامبر اکرم در قرآن حکیم ناصر مکارم شیرازی که پیامبر در مناجاتی به پروردگار عرض میکند؛پروردگارا من تورا آنچنان که شایسته ات بود شناختم ولی نتوانستم آنچنان که شایسته ات است تورابپرستم ودر تفسیر این مرقوم شده که این به سبب همین عجز بنده از عبادت تمام وکمال خالق است.حال چه بکنیم که همین نقص باعث خیر وبرکت شود برای آدمی جوابی که به ذهن می رسد بالا بردن روحیهء تسلیم ورضا است بدین معنی که باقبول همین نقص عمل عبادی آنرا به نیت قربت الی الله به جا آوریم ودر انتها از آن استغفار کنیم.یعنی با علم وآگاهی به این امر وباتسلیم بودن در برابر آن عبادات را انجام دهیم وبعد از انجام عمل به واسطهءآن استغفار کنیم.

جملاتی راجب به سبک زندگی

سبک زندگی که این روزها مد نظر افراد جامعهء ما ست،چیزی بوده که هدف اساسی بعثت رسول اکرم بر آن بنا شده و چنانکه از ایشان روایت شده؛خط راستی در روی زمین میکشند ومیگویند این مسیر من وتمامی پیامبران وموءمنین پیش از من میباشد و خطهای متعدد انحرافی کشیده ومیفرمایند اینها راههای انحرافی امامان باطل می باشد که بی انتهاست.ودر جایی که قرآن کریم سخن از اسوهء حسنه بودن پیامبر عظیم الشاءن اسلام می زند غایت نهایی آرزوی هر انسانی را نشان میدهد که باید پیامبر اکرم باشد بنابر این بحث نویی نیست که مطرح شده باشد و مثلا از تقابل سنت ومدیرنیته بوجود آمده باشد .و لاجرا همیشه هم مخالفانی برای این شیوهءزندگی بوده است از کفار عرب گرفته تا منافقین و یهودیان و... چنانکه در قرآن هم اوصاف و اسامی آنها ذکر شده است.

طرح یک سوال برای رفع شبه

عده ای میگویند؛اگر مثلا تربت امام حسین شفا بخش بود چرا به فلان مسئول قبل از مرگش ندادند تا بهبود حاصل نکند وهمین طور برای دعا وامثالهم دلیل قیاسی می آورند در حالی که از حضرت علی علیه السلام درنهج البلاغه  نقل شده که در مورد احادیث پیامبر می فرماید؛احادیث پیامبر بر شش گونه است:خاص،عام،محکم،متشابه،ناسخ یا منسوخ.وبرای دانشمندان این مسئله وجود دارد که از آن با عنوان فلسفهءفلان علم طبیعی بحث می شود مثل فلسفهءفیزیک یا فلسفهءشیمی که دراین علوم حیطهءهر علمی شناخته میشود وابزار وعللی که توسط آنها می توان این علوم را استخراج کرد در آن به طور مفصل بحث می گردد.بحث را اگر بخواهیم از حالت پیچیده کلامی خارج کرده و قابل فهم کنیم باید گفت با متر اندازه گیری میکنند وبا ترازو وزن یا بهتر بگوییم جرم اجسام را اندازه میگیرند واز اولی خیاط استفاده میکند برای دوختن لباس در حالی که ازدومی میوه فروش استفاده میکند برای کشیدن میوه،حال اگر انتظاراتی که از متر میرود را از ترازو داشته باشیم کاری است غیر عاقلانه وهمینطور بالعکس،کوتاه سخن اینکه شفا بخشی یا عادی بودن خاک تربت امام حسین جزو علوم باطنی است ونه قیاسی که با ایزار قیاسی برویم علوم باطنی را از درجهء اعتبار نفی کنیم.ودر علوم باطنی هم اینطور هست که فیض گیرنده قبول یا رد عمل خود را به طور قلبی احساس میکند وهیچ احتیاجی به دلیل وبرهان عقلی یا بهتر بگویم استدلال ندارد،چنانکه در زندگی نامهء ابوعلی سینا آمده که او میگفته؛هر وقت مسئلهء دشوار مرا به خود مشغول میکرد که نمتوانستم حلش کنم ،وضو گرفته وبه مسجد جامع شهر رفته نماز میخواندم آن مسئلهء غامض  فکری برایم حل می شد.

دلیل گفتهء رسول اکرم راجب به رهبانیت

حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید؛رهبانیت امت من  کسب روزی حلال است.

این سخن وقتی قابل فهم می شود که در جایی دیگر می فرمایند نزدیک ترین موقعی که یک مرد به پروردگار دارد موقعی است که مشغول کار کردن است،بنابراین در حدیث بالا وتطبیقش با حدیث دومی این طور میتوان اندیشید که آن حضرت تنها ماندن در کسب رزق حلال را برابر تنهایی ودوری گزیدن از مردم برای عبادت کردن دانسته چرا که در امت های پیشین مثل مسیحیان کاتولیک عده ای در کلیساها  زندگی کرده واز جامعه دوری میکنند به بهانهء عبادت.