از حضرتش اینطور نقل شده که مبادا جوامع وامت های دیگر برشما از عمل به قرآن پیشی بگیرند(نهج البلاغه) وباز آن حضرت میفرماید ؛اوصیکم به تقو الله و نظم فی اومرکم یعنی شما را سفارش میکنم به رعایت تقوای الهی و رعایت نظم در زندگیتان.اما به راستی چنین است؟اگر هست چرا چشم عدهء کثیری به رفع تحریم های آمریکا ست در حالی که همهء ما که مسلمان هستیم لاجرا شنیده ایم لا حول ولا قوه الا بالله در این عالم جز حول وقوهءالهی نیست و از همین جاست که روی دلار آمریکا این نوشته ها جلب توجه میکند؛ In GoD We Trust یعنی به خدا اعتماد داریم وبالای هرم دلار چاپ شده؛ a nnuit coeptis یعنی خداوند کارمان را پسندیده است وباز زیر هرم عبارتی به معنی نظم جدید در عصرها خود نمایی میکند وروی بنری که عقاب با منقارش گرفته نوشته شده e pluribus unum یعنی؛یکی از میان همه یا به قول مسلمانان لااله الا الله .پایان سخن اینکه به جای اینکه چشم امید به آمریکا ودیگر کشورها داشته باشیم باید اعتقادات خود را قوی ساخته وچشم امیدو توکل بر پروردگار عالمیان باز نماییم.
در علم فیزیک می دانیم که نوری که از ستارگان خارج از منظومهء شمسی به چشم مسلح بشر امروزی می رسد مربوط به میلیون ها بلکه میلیاردها سال نوری قبل است ودر نهایت ممکن است که تا حال آن ستارگانی که نورشان مشاهده می شود از بین رفته باشند این یعنی مفهوم واقعی این قسمت از آیه الکرسی که میفرماید؛ولا یحیطون بشیء من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السماوات والارض ولا یوءده حفظهما وهو العلی العظیم(وکسی از علم او آگاه نمی گردد،جز به مقداری که او بخواهدو...) که العاقل فی الاشاره
کتاب های روانشناسی را که می خوانی مملو از این عبارات است که مثبت اندیش باش و از محشور شدن با افراد افسرده خودداری کن وبا افرادی دوستی کن که شاد باشند اما نگفتند در این جامعهء کنونی ما بسیار نادر واندکند افرادی که واقعا شادند،بنابر این توصیه میکنم به جای را ه دور دوستی با افراد شاد وخندان که بسیار اندکند از گوش دادن به موسیقی های شاد وپرهیجان استفاده کنید.
برخی این شعار را سر می دهند وهدف خود اعلام می کنند که بله؛می بخور ومنبر بسوزان و مردم آزاری نکن
ولی نحوهء استدلال این ضرب المثل درست نیست و از همان شبه علمی که در روانشناسی و فلسفه سخن از آن میرود یعنی نه نحوهءاستدلال درست است ونه نتیجه گیری
حال دلایل این حرف؛این ضرب المثل از همان ابتدا با بدی کردن شروع می شود که در آخر مخاطب را از انجام آن نهی کرده چرا که اول می ومستی وعربده کشی ورفتارهای ناهنجار هنگام مستی به وضوح در افرادمست مشاهده میشود ودلیل بعدی توهین به اعتقاد گروهی حال اگر نگوییم جامعه به معنی کلان آن است درآن با اشاره به اینکه منبر بسوزان وجود دارد وسومین دلیل همین نتیجه گیری آخر است که از دوکار اشتباه به یک نتیجه مع الفارق می رسد که پس مردم آزاری نکن.وکوتاه سخن که به این گفته اگر به عنوان ضرب المثلی مانند سایر ضرب المثلها توجه شود ایرادی نیست ولی نباید از آن به عنوان دلیلی برای توجیه عمل بدمان استفاده کنیم.
دلیل این احکام می تواند این باشد که فرد را ازتله ء درگیر شدن در عمل به نحوی که هدف تنها انجام دادن صحیح نماز باشد می رهاند ،زیرا که چنانچه علی علیه السلام در نهج البلاغه فرموده نماز رابرای دوری از کبر شارع مقدس یا پروردگار وضع کرده و چنانچه در سورهء توحید آمده الله الصمد یعنی پروردگار بی نیاز است بنابراین احکام کثیر الشک چشم اندازی بر روی حال وآینده است در حالی که شکاک در اقامهء نماز درگیر در چگونگی عمل به واسطهء صحیح به جا آوردن نماز می باشد.