دنبالهء مطالب قبل

کار واحد حقیقی ارزش،معاوضه ای کلیهء کالا هاست.

آنچه که تمام ثروت دنیا را در ابتدای امر قابل خریداری کرد،طلا ونقره نبود،بلکه کار بود وارزش آن برای تمام کسانی که مالک آن هستند،درست برابر است با مقدار کاری که آنان را قادر به خرید می کند.یا باعث سلطه وقیادت برآن می گردد.به گفتهء هابس، ثروت قدرت است،اما محض مالک شدن،قدرت سیاسی را به شخص منتقل نمی کند.قدرتی که این مالکیت بلافاصله در اختیار او قرار می دهد،قوهء خرید است.

برگزیده ای از کتاب ثروت ملل

واژهء ارزش دو معنی مختلف دارد،گاهی درجهء مطلوبیت بعضی از اشیاء را بیان می کندوگاهی قدرت خرید سایر کالاها را که مالک بودن آن شیء به خصوص ایجاد می کند،یکی را میتوان ارزش(استعمال) ودیگری را ارزش (معاوضه ای) بنامیم.اشیائی که ارزش استعمال آنها بیشتر است،ارزش معاوضه ای ندارند ویا اگر داشته باشند بسیار کم است.بالعکس کالاهایی که بیشترین ارزش معاوضه ای را دارند اغلب ارزش استعمال آنها کم یا اصلاً ارزش استعمال ندارند،هیچ چیز مفیدتر از آب نیست،ولی بندرت با آب می توان چیزی خرید،وبندرت می توان در قبال آن چیزی را دریافت کرد.وبالعکس یک قطعهءالماس بندرت ارزش استعمال دارد،ولی معمولاً در برابر آن مقدار زیادی کالاهای دیگر می توان دریافت کرد.