کشوری فاقد منابع طبیعی+صلح(در درون وبیرون)+دولت آزاد>>>>شانس بیشتری برای داشتن یک رتبهء اعتباری بالا دارا می باشد.(از همین رو ،این کشور قادر به جمع آوری سرمایه ءارزان وکافی برای حمایت از یک نظام آموزشی خوب وتغذیه یک صنعت پیشرفته وپر رونق خواهد بود).
آئین بازار آزاد؛سرمایه داران در این بازار بر این عقیده هستند که:سرمایه باید بتواند آزادانه بر سیاست اثر بگذارد ولی سیاست نباید مجاز باشد که براقتصاد وسرمایهء سرمایه داران در بازار تاثیر منفی بگذارد،آنها استدلال می کنند ،وقتی سیاستمداران بر اساس منافع حزبی خود دربازار اقتصادی مداخله می کنند،این منافع حزبی باعث می شود ،تصمیم های آنها غیر عقلائی باشد ودر نتیجه رشد بازار با کندی روبرو شود.
سرمایه داران از دولت ها می خواهند که:۱.مالیات ها را کاهش دهند۲.قوانین دست وپا گیر دولتی به حداقل برسد.۳.به نیروی بازار اختیار کامل برای انتخاب مسیر خود داده شود.دقیقاً اینهایی که گفته شد رایج ترین تعریف از بازار آزاد است.ولی هیچ بازاری نیست که سیاستمداران به کلی آن را آزاد گذاشته باشند.
عدم تنظیم درست بازار توسط حکمرانان>>>>بی اعتمادی(از سرمایه گذاری در آن کشور>>>>کاهش اعتبار ورکود اقتصادی
قانون اول در سرمایه داری>>>باید سودهای جدید برای ایجاد سرمایه های جدید،سرمایه گذاری شود.
سرمایه داری،بین سرمایه وسرمایه گذار فرق قائل است.
در بازار آزاد مهمترین منبع اقتصادی:امید به آینده است.
جنگ می تواند به یک کالا تبدیل شود.(مثل جنگ میان امپراطوری بریتانیا وچین که به جنگ تریاک معروف شده ودر سال ۱۸۰۰_۱۸۰۲ میلادی اتفاق افتاده است)ویا سرمایه گذاران لندنی به شورشی های یونانی (هنگام اعلان جدائی ازسرزمین های تحت سلطه ءعثمانی)؛پیشنهاد انتشار اوراق قرضه ءشورشی_یونانی قابل مبادله در بازار سهام لندن رابه رهبران شورشی یونانی دادند در مقابل یونانی ها وعده دادند که در صورت استقلال این اوراق قرضه را با سودش باز پرداخت کنندوسرمایه داران بخش خصوصی بریتانیا این اوراق قرضه را برای کسب سود بیشتر ویا همدردی ویا هردو دلیل خریداری می کردند.
امروزه ،رتبه اعتباری یک کشور مهمتر از منابع طبیعی آن کشور است.(در بین سایر کشورهای جهان).چون این امر نشان می دهد که آن کشور بدهی های خارجی اش را باز پرداخت می کند.ودر نهایت:
یک کشور نفت خیز+دولت مستبدو مبارزاتی بومی+یک نظام قضایی فاسد>>>>>رتبهءاعتباری پائین دریافت خواهد کرد>>>>احتمال زیادی دارد که نسبتاً فقیر باقی بماند.
همهء این فعالیتها بر اساس اعتماد به آینده پدید می آید،ودلیل اینکه در گذشته گرفتن اعتبار کار سختی بوده است این بوده که نمی دانسته اند با وام گرفته شده چه کاری انجام دهند واین موضوع سبب بد بینی به فعالیتهای اقتصادی در آینده می گردیده است.ونرخ سودهای بانکی هم بالا بوده است.
کمبود اعتبار ومحدود بودن آن>>>>>مردم در تاءمین مالی کسب وکارهای جدید خوددچار مشکل شده>>>>>بدبینی به آینده(چون فکر می کرده اندهمیشه اینطور خواهد بود )قانون آدام اسمیت با برهانی نوین(برد_برد)
سود بیشتر از هزینهء خانوارها در کسب وکارهای موجود دربخش خصوصی>>>>استخدام دستیار بیشتر توسط آنها(تا سود خود را افزایش دهند)>>>>با بالا رفتن سود به دستیاران بیشتری نیاز است>>>>تسلسل این موضوع سبب افزایش ثروت ورونق همگانی می گردد.
اشکال کار اقتصاد شوروی این بود؛که شعار ابتدایی آنها مبنی بر :همه بر اساس توانایی های خود کار کنند وبرمبنای نیازهای خود دریافت کنند،تبدیل شد به:هر کس کمترین کار را بکند وهرچه می تواند بیشتر استفاده کند.
پول واسکناس ،بدلیل اعتماد دو طرف رد وبدل می شود.
میزان اعتماد مردم هر کشوری به حکومتشان را می توان از اعتماد آنها به ارزش پول رایج در آن کشور دید واگر بی اعتمادی بود طبعاً مردم آن کشور به همان میزان به آن حکومت بی اعتماد می باشند.
پول از ما می خواهد که باور داشته باشیم،که دیگران نیز به چیزی باور دارند.وآن نماد درجهء اعلاء بردباری نوع بشر است.
پول با اینکه ریسک زیادی دارد(نسبت به حفظش) اما دو عامل را سبب می شود؛۱.تغییر پذیری جهان شمول(یعنی بدرد هر کاری می خورد)۲.سبب ایجاد اعتماد دو طرفه می گردد.
مثالی ازاقتصاد مدرن امروزی:یک میلیون دلار که یک ساخت وساز از فروش خانه بدست آورده می رود در بانکی سرمایه گذاری می شود(توسط او) بانک با توجه به پول نقد او،یک اعتبار یک میلیونی به خانمی که قصد دارد رستورانی را راه بیاندازد می دهد وآن خانم با یک برگه چک هزینهء ساخت آن رستوران را به همان ساخت وساز کار اولی می دهد واو آنرا هم در همان بانک سپرده گذاری می کند ودر نتیجه دارای دومیلیون دلار خواهد بود(اما در بانک تنها یک میلیون دلار پول نقد وجود دارد) سپس ساخت وسازکار مطالبهء پول بیشتری می کند چون به نظر او آن پول آن خانم برای این ساختمان وهزینه های آن نا کافی است وخانوم دوبار در خواست اعتبار می کند وبانک اینکار را هم می کند وبازاین اعتبارهم که توسط چکی به او داده شده(توسط آن خانم)را به حساب خودش به عنوان سپرده می گذارد وبنا بهاین دلیل او۳ میلیون پول دارد در حالی که در بانک فقط یک میلیون پول نقد وجود دارد، واین کار تا هفت دفعهءدیگر می تواند انجام شود وقانونی هم هست،بنا به قانون آمریکا به ازای هردلار پول نقد،می توان تا ۱۰ دلار وام داده شود(توسط همهء بانکها ودر همه جای آن کشور) واین موضوع به این معناست که ۹۰ درصد تمام پول موجودی تمام بانکهای آمریکا تحت پوشش پول واسکناس نیستند.
نقطه ضعف اینکار بانکهای آمریکایی،اینست که تمام سپرده گذاران در یک زمان به بانکهای خود که در آن سپرده گذاری کرده اند مراجعه ومطالبهء وجهی که در آن بانک سپرده گذاری کرده اند بکنند.
امروز سه شنبه ۱۵ مهر۱۴۰۴ تماماً به گوش دادن به این کتاب صوتی گذشت؛شاید بتوان آنرا با کتاب اثر مرکب در حال حاضر مقایسه وتشبیه کردوصد البته این کتاب برگرفته از عقاید گذشتگان بابل می باشد که بر گرفته از کتب آجری آن زمان می باشد ومی گوید؛اگر فقیر هستید یک دهم پولی که در زندگی تان جریان دارد را پس انداز کنید واگر مقروض هستید دو دهم آنرا به طلبکارانتان بدهید وهفت دهم آنرا خرج مخارج روز مره کنید البته در این کتاب آمده که آن یک دهم را هم معطل نگذارید وبا گرفتن سود بدست فرد موثق وکار درستی بسپارید.(که من فکر میکنم آن نوعی ربا باشد).